خاطره خودنوشت شهید رستمی قسمت «49»

سیزدهم فروردین در سردشت

شهيد «هوشنگ رستمی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «گرچه يک روز همراه با مراسم ملی ما بود، ولی جز يکی دو سنگر که مرغ گرفته بودند و پيش بينی اين مراسم را کرده بودند، هيچکس نتوانسته بود به فکر باشد؛ حتی سنگر من هم پيش بينی چيزی نکرده بودم و آن روز حتی جيره هر روزه را که معمولاً برنج بود، نگرفتيم و ظهر آن روز کنسرو لوبيا باز کرديم و خورديم...» قسمت چهل و نهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نویدشاهد بخوانید.

سییزدهم فروردین در سردشت

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد «هوشنگ رستمی» چهارم خرداد سال 1319 در خرم‌آباد لرستان دیده به جهان گشود. 7 ساله بود که راهی مدرسه شد. تحصيلات خود را تا مقطع لیسانس در رشته علوم و فنون نظامی گذراند. اردیبهشت سال 1344 به استخدام ارتش درآمد. پس از سپری نمودن دوره‌های آموزشی، داوطلبانه به تيپ 55 هوابرد شيراز منتقل شد. سال 1357 با شروع درگیری در کردستان خود را به جبهه غرب رساند و تا پایان جنگ حضور مستمر در جبهه داشت. وی سرانجام پس از سال‌ها مجاهدت 20 آذر سال 1369 در حین پاکسازی ميدان مين بر اثر انفجار مين به شهادت رسید. پیکر پاکش در بهشت رضا خرم آباد به خاک سپرده شد.

بیشتر بخوانید: شب هوشیاری، آماده بودن در مقابله با تهدیدها / قسمت «50»

قسمت «49» خاطره خودنوشت شهید «هوشنگ رستمی» :

روز سیزدهم فروردین سال 1360

گرچه يک روز همراه با مراسم ملی ما بود، ولی جز يکی دو سنگر که مرغ گرفته بودند و پيش بينی اين مراسم را کرده بودند، هيچکس نتوانسته بود به فکر باشد؛ حتی سنگر من هم پيش بينی چيزی نکرده بودم و آن روز حتی جيره هر روزه را که معمولاً برنج بود، نگرفتيم و ظهر آن روز کنسرو لوبيا باز کرديم و خورديم.

آن روز سه سری هليکوپتر آمدند و آخرين پرسنلی را که مرخصی رفته بودند از سقز به سردشت آوردند و تعدادی از سربازان منقضی 56 را نيز به سقز بردند، ولی از آمدن نيروی تعويض کننده خبری نبود؛

من فکر می‌کنم که هنوز به سقز نرسيده‌اند، به هر حال به علت رسيدن خبری که حاکی از تعويض بود، وضع روحی پاره‌ای از سربازان کم روحيه بهبود يافته بود، زيرا فرصت زيادی برای رها شدن از منطقه باقی نمانده بود.
انتهای متن/

برچسب ها
استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده