يکشنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۰ ساعت ۱۴:۲۲
تعداد بازدید: ۳۹۳
علاقه‌مندان به تماشای فیلم‌‌‌های سینمایی از این به بعد می‌توانند آثار نمایشی برجسته سینمای ایران در حوزه ایثار، جهاد و مقاومت را در پایگاه خبری «نوید شاهد» تماشا کنند.

پایگاه خبری نوید شاهد برای مخاطبان خود و علاقه‌مندان به سینمای دفاع مقدس این امکان را فراهم کرده تا فیلم های برگزیده این حوزه را در بخش «سینما نوید شاهد» تماشا کنند. قرار است در فاصله زمانی معین تعدادی از فیلم‌های سینمایی حوزه ایثار، جهاد و مقاومت در این رسانه منتشر شود که علاقه‌مندان می‌توانند با کلیک روی پوستر زیر به تماشای آنها در سینما «نوید شاهد» بنشینند.

تماشای فیلم های دفاع مقدس در سینما نوید شاهد

از جمله فیلم‌هایی که قرار است در پایگاه خبری «نوید شاهد» منتشر شود می توان به «مردی شبیه باران»، «دوئل»، «کیمیا»، «بوی پیراهن یوسف»، «پایگاه جهنمی»، «ارابه مرگ»، «یاس‌های وحشی»، «بازگشت قهرمان»، «معصوم، «فرار بزرگ»، «خط آتش»، «اتاق یک»، «بازی بزرگان»، «یورش»، ««پوتین»، «افق»، «نفوذی» و «عیسی می‌آید» اشاره کرد.

در ادامه با تعدادی از این فیلم‌ها آشنا می‌شوید.

«مردی شبیه باران»

فیلم «مردی شبیه باران» به کارگردانی و نویسندگی «سعید سهیلی» و در سال 1375 ساخته شده است.

در این فیلم بازیگرانی نظیر «ابوالفضل پورعرب»، «فاطمه صامتی»، «حسین انصاری» و «حمید طالقانی» بازی می‌کنند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: منصور قاسمی یکی از فرماندهان برون مرزی سپاه در جریان حمله نیروهای دشمن موجی و دستگیر می‌شود. عراقی‌ها برای شناسایی فرمانده اسرا (منصور قاسمی) فردی را به جاسوسی در میان آن‌ها اجیر می‌کنند. جاسوس که به‌طور اتفاقی در جریان مکالمه منصور و همسرش او را شناسایی کرده بود توسط منصور کشته می‌شود - عراقی‌ها با کشته شدن نیروی نفوذی خود و همچنین بی‌نتیجه ماندن شناسایی فرمانده - شکنجه اسرا را تشدید کرده و سهمیه آب اردوگاه را قطع می‌کنند. برادر همسر منصور در جریان شکنجه عراقی‌ها به شهادت رسیده و همسر منصور (زینت) که به اسارت دشمن درآمده بود؛ به منظور شناسایی منصور به میان اسرا آورده می‌شود. زینت پس از جستجوی اسرا منصور را می‌یابد، اما وقتی با جنازه برادر شهیدش مواجه می‌شود او را منصور قاسمی معرفی می‌کند.

«کیمیا»

فیلم «کیمیا» به کارگردانی و نویسندگی «احمدرضا درویش» در سال 1373 ساخته شده است.

«خسرو شکیبایی»، «بیتا فرهی»، «رضا کیانیان» و «زهرا اویسی» در فیلم سینمایی «کیمیا» ایفای نقش می‌کنند.

خلاصه داستان فیلم سینمایی «کیمیا» به این شرح است: در آغاز جنگ ایران و عراق، همسر رضا باردار است و باید مورد عمل جراحی قرار گیرد. رضا او را به بیمارستان می رساند و خود به اسارت قوای دشمن در می‌آید. همسر رضا حین عمل جراحی می‌میرد و شکوه جراح، فرزند رضا را نجات می‌دهد. پس از گذشت نه سال، وقتی رضا از اسارت آزاد می‌شود، پی می‌برد که همه اعضای خانواده‌اش را از دست داده است. حال او در جستجوی تنها باز مانده خود، فرزندش است. کیمیا، فرزند رضا، نزد شکوه در مشهد زندگی می‌کند. مشکل اینجاست که شکوه به طور کامل به کیمیا وابسته است...

«دوئل»

فیلم سینمایی «دوئل» به نویسندگی و کارگردانی «احمدرضا درویش» در سال 1382 ساخته شده است. قابل توجه علاقه‌مندان به سینما است که بدانند «دوئل» اولین فیلم سینمایی ایرانی بود که با صدای دالبی دیجیتال ضبط شد. همچنین این فیلم سینمایی موفق شد 8 سیمرغ بلورین جشنواره فجر را از آن خود کند.

بازیگرانی نظیر «پژمان بازغی»، «کامبیز دیرباز»، «انوشیروان ارجمند»، «پرویز پرستویی»، «پریوش نظریه» و «هدیه تهرانی» در این فیلن سینمایی ایفای نقش می‌کنند.

قصه «دوئل» حول محور یک گاوصندوق می‌چرخد که در بحبوحه جنگ عده‌ای تلاش می‌کنند از خروج یک گاو صندوق از کشور جلوگیری کنند. نقش اول فیلم، زینال، در این بین به حسن نیت آن‌ها شک کرده و سعی می‌کند گاو صندوق را از چنگ آن‌ها در بیاورد. گاو صندوق در اروند غرق می‌شود و زینال اسیر به اسارت دشمن درمی‌آید. داستان فیلم ۲۰ سال بعد و پس از آزادی زینال ادامه می‌یابد و در حین درگیری برای تصاحب گاوصندوق حقایقی کهنه که آشکار می‌شود، را روایت می‌کند.

«یاس‌های وحشی»

«یاس‌های وحشی» در سال 1376 به نویسندگی «محسن محسنی‌نسب» و «احمد میررفیعی» و کارگردانی «محسن محسنی‌نسب» تولید شده است.

در این فیلم سینمایی «جعفر دهقان»، «احمد میررفیعی»، «حسین پاکدل» و «سحر طلوعی» به نقش‌آفرینی پرداخته‌اند.

در خلاصه فیلم «یاس‌های وحشی» آمده است: علی، صدرا و رحیم سه همرزم بسیجی هستند. ده سال پس از حضور این سه در جبهه، صدرا که ماسک خود را در یک حمله شیمیایی به علی داده و حالا خود یک بیمار شیمیایی است، برای معالجه راهی لندن می‌شود. علی، رحیم و چند رزمنده دیگر نیز برای شرکت در مسابقه‌های کاراته به لندن می‌روند. علی به عنوان نماینده ایران و رحیم به عنوان مربی، مسابقه‌های آزاد کاراته را آغاز می‌کنند. یک ایرانی دیگر به نام رضا که تابعیت انگلستان را گرفته، به عنوان نماینده این کشور در مسابقه‌ها حضور دارد. در آغاز مسابقه‌ها، علی پس از شکست دادن حریف آمریکایی‌اش با یک ورزشکار اسراییلی برخورد می‌کند؛ اما حاضر به مسابقه با او نمی‌شود و اسراییلی، حریف رضا در فینال مسابقه‌ها می‌شود. ورزشکار اسراییلی بیرون از سالن مسابقه با علی درگیر می‌شود و با پاشیدن یک ماده شیمیایی به صورت او به چشمانش آسیب می‌رساند. رحیم به رضا پیشنهاد می‌کند او نیز مانند علی از روبرو شدن با حریف اسراییلی سر باز بزند؛ ولی رضا که به جایزه اول مسابقه‌ها نیاز مالی دارد، حرف رحیم و دیگر همراهان او را نمی‌پذیرد. درست قبل از شروع مسابقه، چند مرد به روی رضا اسلحه می‌کشند تا مسابقه اش را در مقابل حریف اسراییلی واگذار کند و همسر رضا را نیز گروگان می‌گیرند. رحیم که رفتار نامعقول رضا را حین مسابقه می‌بیند، به غیبت همسر او در سالن شک می‌کند و در رختکن پس از درگیری با گروگان‌گیران، او را آزاد می‌کند. رضا که همسرش را در سالن می‌بیند، با روحیه ای قوی حریف خود را شکست می‌دهد. همزمان با پایان مسابقه، صدرا ـ که همه مسابقه‌ها را از تلویزیون بیمارستان دیده‌است ـ جان می‌سپارد. در بازگشت تیم، در حالی که چشمان علی بهبود یافته، رضا و همسرش نیز در میان مسافران هواپیما هستند. تابوت صدرا نیز در همین هواپیماست.

«ارابه مرگ»

«رضا قهرمانی» در سال 1375 فیلم سینمایی «ارابه مرگ» نویسندگی و کارگردانی کرده است.

در این فیلم بازیگرانی همچون «فرامرز قریبیان»، «رضا قهرمانی»، «فاطمه صامتی» و «جمشید جهانزاده» ایفای نقش می‌کنند.

در «ارابه مرگ» سروان یاوری به دنبال طرحی فوری مأمور می شود تا محموله های نظامی به جبهه برساند، اما عبور کامیون ها از منطقه ی کُرد نشین توسط عوامل نفوذی دشمن لو می‌رود و عبور کامیون‌ها با اشکال مواجه می‌شود. سروان یاوری و نیروهایش با نیروهای نفوذی در منطقه ی غرب کشور درگیر می شود و تعدادی از آن ها را هم به هلاکت می رساند، اما نیروهای نفوذی دشمن دوباره به تعقیب کامیون‌ها می پردازند که در این بین کامیون ها به محل استقرار نیروهای عراقی و انبار مهمات دشمن می رسند و با از خودگذشتگی راننده ی یکی از کامیون ها که یک کُرد است مهمات دشمن را از بین می رود، سروان یاوری نیز صدمه زیادی می‌بیند اما محموله‌های نظامی مورد نیاز گردان یاسر به سلامت بدست رزمندگان می رسد.

«پایگاه جهنمی»

فیلم سینمایی «پایگاه جهنمی» را «اکبر صادقی» در سال 1363 نویسندگی و کارگردانی کرده است.

در این فیلم سینمایی بازیگرانی همچون «فرامرز قریبیان»، «جمشید هاشم‌‎پور»، «کاظم افرندنیا»، «حسین ملاقاسمی» و «علی محزون» ایفای نقش کرده‌اند.

«پایگاه جهنمی» روایتگر ماجرای خبر ساخت یک پایگاه قدرتمند دشمن در خاک خود به ستاد عملیات نیروی دریایی ارتش ایران می رسد. یک تیم چهار نفره به فرماندهی ستوان بای (در نقش دریادار عیسی حسینی‌بای) انتخاب می شود تا این پایگاه جهنمی را منهدم کنند. در آغاز این ماموریت سرنوشت هر چهار نفر تغییر می کند و شرایط سختی بر آن ها حاکم می شود.

این فیلم بر اساس یک داستان واقعی از یکی از مهمترین عملیات های کماندویی ارتش جمهوری اسلامی ایران در زمان جنگ تحمیلی، بنام «چشم دشمن» ساخته شده است که اجرا و فرماندهی عملیات بر عهده‌ی امیر دریادار عیسی حسینی بای از کماندوهای زبده نیروی دریایی بوده است.

این تیم کماندویی طی چندین مرحله عملیات شناسایی، با نفوذ چندین کیلومتری به داخل خاک عراق و نهایتا انهدام این پایگاه راداری موشکی، به سلامت به داخل خاک کشور بازمی‌گردند.

«بوی پیراهن یوسف»

فیلم سینمایی «بوی پیراهن یوسف» با همکاری مشترک «داریوش مودبیان» و «ابراهیم حاتمی‌کیا» نوشته شده و به کارگردانی «ابراهیم حاتمی‌کیا» در سال 1374 ساخته شده است.

در این فیلم سینمایی «علی نصیریان»، «نیکی کریمی»، «جعفر دهقان» و «قاسم زارع» ایفای نقش می‌کنند.

«بوی پیراهن یوسف» ماجرای دایی غفور، راننده یک تاکسی فرودگاه، با وجود همه مدارکی که ثابت می‌کند پسرش یوسف در جنگ شهید شده، هنوز فکر می‌کند که او زنده است و حتی حرف دامادش اصغر را که همرزم یوسف بوده قبول نمی‌کند. او با این که پلاک یوسف را هم در شکم یک کوسه یافته‌اند، همیشه منتظر است پسرش بازگردد. دایی غفور در فرودگاه با دختر جوانی به نام شیرین آشنا می‌شود که برای یافتن برادرش خسرو که در جنگ گم شده از اروپا به ایران آمده‌است. یکی از آزادگان که در زندان با خسرو، برادر شیرین بوده و به ایران بازگشته، با شیرین تماس می‌گیرد و می‌خواهد اطلاعاتی بدهد. شیرین و دایی غفور به دیدن او می‌روند و آزاده به آنها می‌گوید که خسرو سالم است و به زودی بازمی‌گردد. اما پنهانی به دایی غفور می‌گوید که نتوانسته حقیقت را به شیرین بگوید، زیرا خسرو در جریان یک اعتصاب در اردوگاه اعدام شده‌است. اصغر، داماد دایی غفور که معالجه‌اش را در آلمان ناتمام گذاشته و برگشته، مانند دایی غفور فکر می‌کند یوسف زنده است. به همین دلیل به مرز قصرشیرین محل ورود اسرا می‌رود. شیرین در تدارک استقبال از خسرو است که از حقیقت آگاه می‌شود. او به دایی غفور اعتراض می‌کند که می‌خواسته او را هم مانند خودش، اسیر توهم بازگشت عزیزش کند. شبی که شیرین قصد رفتن به پاریس را دارد، اصغر تلفنی به دایی غفور خبر می‌دهد که اطلاعاتی از خسرو به دست آمده و او به زودی به ایران بازمی‌گردد. دایی غفور و شیرین شبانه به سمت قصر شیرین حرکت می‌کنند. صبح روز بعد، هنگامی که شیرین در میان آزادگان به دنبال خسرو می‌گردد، ناباورانه یوسف را می‌بیند و مژده بازگشت عزیز دایی غفور را به او می‌دهد.

«بازی بزرگان» 

فیلم «بازی بزرگان» در سال 1369 به کارگردانی و نویسندگی «کامبوزیا پرتوی» ساخته شده است. 

در این فیلم سینمایی «رزگار محمدامین»، «رژان عمری» و «شادی قاضی‌پور» به ایفای نقش پرداخته‌اند. 

در خلاثه داستان این فیلم آمده است: در پی تهاجم ارتش عراق و اشغال یکی از شهرهای کوچک مناطق مرزی غرب کشور، عده زیادی از اهالی شهر کشته می‌شوند و زنده‌ها با شتاب و در زیر بمباران، شهر را ترک می‌کنند. تنها تعداد کمی از جوانان برای مقاومت در شهر باقی می‌مانند. هنگام تخلیه شهر، مریم دخترک هفت هشت ساله، در اثر ضربه ای موقتاً بیهوش می‌شود و هنگامی که به هوش می‌آید، شهر توسط ارتش عراق اشغال شده‌است. در جریان سرگردانی‌های مریم در شهر، به نوزاد پسری که اتفاقی زنده مانده، برمی‌خورد و در همین حین با یونس پسرک ده یازده ساله ای که او نیز از جریان تخلیه شهر بازمانده و به مقاومت مسلحانه ادامه می‌دهد، آشنا می‌شود. آن دو به اتفاق تصمیم می‌گیرند جان نوزاد را نجات بدهند و در طی ماجراهایی به ناچار نقش پدر و مادر نوزاد را ایفا می‌کنند. در فضای وحشتبار شهر اشغال شده، مراقبت از او را برعهده می‌گیرند تا بالاخره به علت گریه و سر و صدای نوزاد، محل اختفای آنها توسط دشمن کشف می‌شود و عراقی‌ها خانه را به توپ می‌بندند. دخترک به همراه نوزاد به اسارت گرفته می‌شوند، اما با کمک یک سرباز مهربان و انسان دوست عراقی، جانشان نجات داده می‌شود و در محل مناسبی آزاد می‌شوند. دخترک نوزاد را فرزند خودش می‌داند و با او به دنبال سرنوشتشان راهی می‌شود، یونس نیز به همراه پیرهای بازمانده در شهر به اسارت عراقی‌ها درمی آید.

«پوتین» 

فیلم سینمایی «پوتین» به کارگردانی «عبدالله باکیده» و نویسندگی «هوشنگ جاوید» در سال 1370 ساخته شده است. 

در این فیلم سینمایی بازیگرانی نظیر «حسین خانی‌بیک»، «محسن مکاری» و «علی شعاعی» بازی کرده‌اند. 

فیلم سینمایی «پوتین» قصه گروهی بسیجی را روایت می‌کند که در اسارت سربازان دشمن هستند. تلاش آنها برای فرار به دلیل پاره ای اختلاف نظرها بی نتیجه مانده است؛ تا اینکه یک اسیر مجروح به اردوگاه آنها آورده می شود و او می گوید که پیش از دستگیری اطلاعات و اسناد مهمی را در منطقه ای خارج از اردوگاه مخفی کرده که اطلاع از آنها برای نیروهای رزمنده مهم است. به نیروهای دشمن دستور می رسد که منطقه اشغالی را تخلیه کنند و فرمانده دشمن به معاونش مأموریت می دهد که اسرا را قتل عام کند. اما معاون فرمانده از اجرای فرمان سرپیچی می کند و دستور کشتار دسته جمعی اسرا را به گوش آنها می رساند. در موقع اجرای حکم بین اسرا و سربازان دشمن درگیری پیش می آید و گروهی از اسرا موفق به فرار می شوند. پس از تعقیب و گریز یکی از اسرا جان سالم به در می برند و اطلاعات مورد نظر را به نیروهای خودی می رساند.

«یورش» 

فیلم سینمایی «یورش» در سال 1376 به کارگردانی «محسن محسنی‌نسب» و نویسندگی «محسن محسنی‌نسب» و «سید جمال حیدری» تولید شده است. 

تعدادی از بازیگرانی که در این فیلم سینمایی این فیلم سینمایی ایفای نقش کرده‌اند عبارتند از: «جمشید جهان‌پور»، «حسین شهاب» و «جمشید هاشم‌پور». 

خلاصه داستان فیلم سینمایی «یورش» به این شرح است: در پی موشک باران تهران، یک گروه ده نفری از نظامیان ایرانی به فرمانده محمود کاوه برای انهدام سکوهای موشکی با چتر نجات در عمق خاک عراق فرود می‌آیند و به محض ورود، در محاصره نیروهای عراقی قرار می‌گیرند و همه شان، جز مرتضی و محمود که اسیر می‌شوند، به شهادت می‌رسند. فرمانده عراقی‌ها به یاد می‌آورد که محمود پیش از انقلاب، قهرمان تیراندازی مسابقات پیمان سنتو بوده و پس از شکنجه دادن آنها، دستور انتقال شان به اردوگاه اسیران را صادر می‌کند. بین راه مرتضی و محمود نگهبانان خود در کامیون ارتشی را خلع سلاح می‌کنند، اما مرتضی پشت فرمان اتومبیل تیر خورده و شهید می‌شود. محمود به تنهایی خود را به محل سکوی پرتاب موشک‌ها می‌رساند و آنجا را با سلاح‌هایی که از پایگاه عراقی‌ها ربوده منهدم می‌کند. فرمانده نیروهای عراقی محمود را می‌یابد و او را تعقیب می‌کند؛ اما در یک نبرد تن به تن، محمود او را نیز از پای درمی‌آورد و راهی وطن می‌شود.

انتهای پیام/

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده