آخرین اخبار:
کد خبر : ۴۶۸۰۵۳
۱۴:۵۹

۱۳۹۸/۰۸/۲۷

كوچه هاي حلبچه

مي‌خواهم براي شما از كوچه‌هاي حلبچه بگويم از كوچه‌هايي كه در يك لحظه ازتحرك ايستاد و شهر را به گورستان تبديل كرد. مي‌خواهم از كودكاني كه در حال نوشيدن شير در يك چشم برهم زدن به خوابي عميق و جاودان فرو رفتند، و از تبلور حقوق بشر در حلبچه بگويم.



نویدشاهد: مي‌خواهم براي شما از كوچه‌هاي حلبچه بگويم از كوچه‌هايي كه در يك لحظه ازتحرك ايستاد و شهر را به گورستان تبديل كرد. مي‌خواهم از كودكاني كه در حال نوشيدن شير در يك چشم برهم زدن به خوابي عميق و جاودان فرو رفتند، و از تبلور حقوق بشر در حلبچه بگويم.

مي‌خواهم از عصاي شكسته آن پير مرد، كه شايد براي اولين بار در زير دستان او كمر خم كرد و او را نقش زمين كرد بگويم. مي‌خواهم از مظلوميت پنج هزار بيگناه بگويم. هرچند كه مي‌دانم، همه را به مسخره مي‌گيريد و در شنيدن هر صحنه از آن «قهقهه» مي‌زنيد.

شما هميشه اين چنين بوده‌ايد، و به همين خاطر است كه صداقت اخبار، خيلي از روزنامه‌هاي دنيا را تكذيب مي‌كنيد وبه رسانه‌هاي گروهي جهان كه از حلبچه گفتند، حمله كرديد.

سعي كرديد چهره مظلوم حلبچه راكور كنيد و آن را از ديدگان جهانيان محو نماييد.

شما هميشه و در همه جاي تاريخ، در پس هر جنايت از جناياتتان، سكوت كرده‌ايد و به خيال خود آن را در قالب توجيهات به خورد مردم جهان داده‌ايد.

مي‌خواهم به بهانه حلبچه، آن جه را كه پيش از اين مردم حلبچه مي‌خواستند بگويند، بگويم.

اما مي‌دانم كه مردم كشته شد، حلبچه هيچگاه راضي نيستند كه به رسم محاورات روزمره سياسي كه بين ديپلمات‌ها رواج دارد با شما سخن گفته شود.

آنها مي‌خواهند با همان زبان كه شما با مردم مظلوم جهان سخن مي‌گوييد سخن گفته شود و آن زبان زور است آنها مي‌خواهند شما با همان واژه‌هايي كه شايسته آن هستيد مخاطب قرار داده شويد.

و آن اين كه، دنياي شما، دنياي جنگل است و طبعا قانونتان هم «قانون جنگل»

تا به حال بويي از انسانيت نبرده‌ايد، كه اگر برده بوديد، هرگز هزاران انسان بيگناه را در ناكازاكي هيروشيما قتل عام نمي‌كرديد.

هرگز، زنان و مردان بي دفاع دير ياسين را به گلوله نمي بستيد و سر بچه‌هايش را نمي‌بريديد.

و در يك روز روستاها و شهرهاي ناصرالدين ـ بلداشيخ ـ ‌سكريه ـ علبوط ـ حيفا ـ طريا را در فلسطين مظلوم به خاك و خون نمي‌كشانيديد

شما بويي از انسانيت نبرده‌ايد و اصلا نهادن نام انسان بر شما مستوجب عقاب است

حكومت دست ساز شما، حكومت جنگل است. مي‌خواهيد همه چيز را بازور حل كنيد و هنگامي كه چاره‌اي نمي‌يابيد به ميز مذاكره پناه مي‌بريد و با برپايي كنفرانس‌ها مي‌خواهيد خود را از باتلاق شكسته نجات دهيد. همان طور كه امروز براي نجات از دست مردم افغانستان به كنفرانس ژنو پناه برده‌ايد.

سالهاست كه سايه شوم و سياه شما بر روي فلسطين مظلوم سنگيني مي‌كند.

زنان و كودكان بي‌دفاع فلسطين به دست سفاكان شما به خاك و خون كشيده مي‌شوند.

مگر گناه مردم فلسطين چيست، كه بايد در زير چادر اردوگاهاشان مورد هجوم سلاح‌هاي سنگين شما قرار بگيرند. و جوانان آنها چه جرمي را مرتكب شده‌اند كه علنا دستان آنها را مي‌شكنيد؟

جز اين كه خواستار زندگي در وطن خود هستند؟

شما هيچ ملتي را به حال خود وا نگذاشته‌ايد تا توانسته‌ايد خون او را مكيده‌ايد

در دنياي شما يك قانون محور همه چيز است و آن «حفظ منافع» و بر همين اساس دست به هرجنايتي مي‌‍نيد حتي اگر شده با ادعاي دفاع از بشر مفاد اعلاميه حقوق بشر را زير پا گذاريد و با بمباران مناطق مسكوني و حمله بر زن و مرد ناتوان بستري در بيمارستان و صدها جنايت اين چنين عملا كنوانسيون‌هاي ژنو را ناديده مي‌گيريد.

شما در ماده 30 اعلاميه حقوق بشر تصريح كرده‌ايد كه « هيچ يك از مقررات اعلاميه حقوق بشر را نمي‌توان به نحوي تفسير كرد كه براي دولتي يا گروهي يا فردي متضمن حقي شود كه بنابر آن بتواند به فعاليتي دست زند يا كاري انجام دهد كه هدف آن از بين بردن حقوق و آزادي‌هاي مذكور در اعلاميه حقوق بشر باشد.

اما هر روز شاهد توجيهات فراواني هستيم كه بدست شما براي رسيدن به اهداف شومتان در شبكه‌هاي خبري به گوش جهانيان خوانده مي‌شود.

جرم بزرگ شما در اين است، كه استنباطتان از بشر با همه مردم دنيا تفاوت دارد.

بشر در اصطلاح شما يعني مردمان مرفه در اروپا و بس.

بشر در اصطلاح شما يعني سردمداران كاخ‌هاي سفيد و كرملين و جانيان لندن و پاريس و تل آويو و بشر در اصطلاح شما يعني، صاحبان كارتلها و تراستها، كه هم چون زالو تار و پود حيات اقتصادي مردم مظلوم جهان سوم را مي‌مكند.

و بر همين اساس براي دفاع از «بشر» در هر كجا كه احساس خطر كنيد وارد صحنه مي‌شويد و به سركوب غير بشرها كه همان مردم مظلوم جهان سوم هستند، دست مي‌زنيد.

وقتي كه يك كودك خردسال امريكايي در چاه سقوط مي‌كند. برنامه‌هاي راديو و تلويزيون را قطع مي‌كنيد و لحظه به لحظه از نجات آن كودك سخن مي‌گوييد.

اردوگاههاي، آوراگان بي دفاع فلسطين هدف موشك‌هاي صهيونيست‌ها قرار مي گيرند، وطي بيست و پنج سال هزاران نفر از مردم ويتنام قتل عام مي‌شوند.

صدو پنجاه هزار خانه و هفتاد و پنج روستا در فليپين ويران مي‌شود.

دخترك سه ساله تهراني با عروسكش، در نيمه‌هاي شب ، در عمق 3 مترآوار فرو مي‌رود.

و كودك يك ساعته در بيمارستان تكه تكه مي‌شود و ميدان شهر حلبچه مملو از جنازه مردم مظلوم و بي دفاع آن مي‌شود.

همه سكوت مي‌كنيد و لب به سخن نمي‌گشايند و در زير فشار افكار عمومي جهان، تنها كاري كه مي‌كنيد در پشت ميزها مي‌نشينيد و آن را شديدا محكوم كرده و بعد يك دقيقه سكوت مي‌كنيد.

آزادي خواهان جهان را در قالب فعاليت سازمان‌هاي جاسوسي به قتل مي‌رسانيد و وقتي جوانان مبارز فلسطين، براي احقاق حق از دست رفته‌اشان صهيونيست‌هاي جاني را به گروگان مي‌گيرند، آنان را تروريست مي‌خوانيد

و براي حفظ «منافع» نوعي ديگر از بشر، يعني صاحبان كارتل‌ها و تراستها و شركت‌هاي چند مليتي سالانه چندين ميليون تن مواد غذايي را براي حفظ تعادل قيمت آن به دريا مي‌ريزيد، در حالي كه بحران گرسنگي اتيوپي با يك ميليون تن غذا قابل حل است و زماني كه دل به مردم گرسنه آفريقا مي‌سوزانيد تنها حاضر مي‌شويد كه آشغال گوشت قصابخانه‌هايتان را و پس مانده غذاي سگ هايتان را به آفريقا ارسال كنيد.

مصلحت زراد خانه‌هايتان را بر مصلحت حيات هر جامعه‌اي ترجيح مي‌دهيد.

در دفاع از جهانگيري «جهانخواران» پس از گذشت هشت سال از جنگ هنوز حاضر به معرفي متجاوز نشده‌ايد و تنها راه حلي كه براي خاتمه جنگ ارائه ميدهيد مانند هميشه حضور در كنار ميز مذاكره است. در حالي كه همه مي‌دانند جنگ با شليك گلوله‌هاي متجاورز به شهرهاي بي دفاع جنوب و غرب ايران و بر سقف كلاس مدارس بدون هيچ مذاكره‌اي آغاز شد.

و هنوز هم در تجاوز، متجاوز در اعتراض ملت مظلوم ايران سكوت اختيار كرده‌ايد.

حال با كدامين قضيه منطقي مي‌توان پذيرفت كه شما طرفدار حقوق بشر هستيد؟

شما از توده مردم ميترسيد و به همين خاطر در مقابل بمباران شيميايي حلبچه عملا سكوت كرده‌ايد.

و با جار و جنجال سعي داريد تا مانع از رسيدن فرياد مظلوميت مردم آن به گوش جهانيان شويد.

هم اكنون از حلبچه مي‌ترسيد. از كوچه‌هاي آن وحشت داريد و از ديوارهاي آن بيزاريد.

اما هيچ چيز قادر به انحراف افكار عمومي مردم جهان نسبت به جنايت شوم شما در حلبچه نيست.

و بدانيد كه تصوير كوچه هاي حلبچه تا ابد در آلبوم تاريخ و در پيش چشم جهانيان گشوده خواهد ماند. و به عنوان گوشهاي از جنايات شما در بايگاني تاريخ ثبت خواهد شد و هيچ آتشي آن را جنايات شما در بايگاني تاريخ ثبت خواهد شد و هيچ آتشي آن را محو نخواهد كرد حتي آتش افروزي آمريكا در خليج فارس.

روزنامه جمهوري اسلامي ايران، سال نهم،شماره 2584 ، 6 ارديبهشت1380


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه