بي‌سيم بي‌سيمَ بي‌سيم چوكيايه! بي‌سيم نُخت مَكي يَكي كُشيايه!

اين تعقيب نماز عشا است!

شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۱۸
غروب كه گاه دل مي‌گيرد و اندوه بر جان مي‌نشيند، نماز و دعا و ذكر خدا، به انسان آرامش مي‌بخشد. گاهي نماز كه مي‌خوانديم از محمدمراد مي‌خواستيم كه براي‌مان بخواند و او فروتنانه و دوستانه گوشه‌اي مي‌نشست و دست راستش را كنار صورتش مي‌گرفت و آواز سر مي‌داد.

  اين تعقيب نماز عشاست ! 

نوید شاهد لرستان:از پاييز 65 به‌آرامي و بي‌سروصدا نقل و انتقال نيرو به جبهه‌هاي جنوب آغاز شده بود و ادامه داشت. ما هم بخشي از نيروهايي بوديم كه بايد در جنوب مستقر مي‌شديم. مدتي در منطقه‌ي جفير بوديم، صحبتي از عمليات در ميان نبود، هرچه بود پنهان‌كاري بود براي غافل‌گيري دشمن!

يادم مي‌آيد يكي از فرماندهان گروهان كه سر خود كلاس آموزش تشكيل داده بود، مورد توبيخ شديد فرماندهان بالاتر قرار گرفت. حق نداشتيم كوچك‌ترين تجمعي در فضاي باز تشكيل دهيم.

واحد ما ميني‌كاتيوشا بود و با واحد ديدباني كه شهيد محمدمراد گراوند مسئول آن بود، جزء يك گردان بوديم. گاهي شب‌ها يك‌جا جمع مي‌شديم و صحبت مي‌كرديم.

محمدمراد خوش‌صحبت بود و خون‌گرم! خنده هميشه همراهش بود! خاطراتش از گذشته و زندگي شخصي و سختي‌ها و خوشي‌‌ها و عمليات‌هاي جبهه تمام‌شدني نبود! در هر جمعي كه حضور داشت، محفلي گرم و خودماني شكل مي‌گرفت و به‌دور از غيبت و دروغ و سخنان لغو و بيهوده، خاطره‌گويي و صحبت و خنده و بحث درباره‌ي اوضاع كشور و جنگ و آينده گرمابخش مجلس بود!

در ميان دوستان، محمدمراد هنر تقريباً منحصربه‌فردي داشت و آن خواندن آواز به شكل مخصوص و به لهجه‌ي لكي بود. آوازي كه در اصطلاح محلي به آن «مور» يا «دنگ» مي‌گويند. صداي دل‌نشين محمدمراد كه سوزوگدازي ويژه داشت و بر دل مي‌نشست با اشعار لكي كه آن‌ها را در دفترچه‌اي مخصوص يادداشت كرده بود، شب‌ها در جمع دوستان، به‌راستي صفايي كم‌نظير به جمع مي‌بخشيد و گاه اشك‌ها را جاري مي‌كرد!

غروب كه گاه دل مي‌گيرد و اندوه بر جان مي‌نشيند، نماز و دعا و ذكر خدا، به انسان آرامش مي‌بخشد. گاهي نماز كه مي‌خوانديم از محمدمراد مي‌خواستيم كه براي‌مان بخواند و او فروتنانه و دوستانه گوشه‌اي مي‌نشست و دست راستش را كنار صورتش مي‌گرفت و آواز سر مي‌داد.

گاهي كه به‌ياد دوستان شهيد مي‌افتاد، اشك در چشمانش جمع مي‌شد و با بغض و اندوه كه اشك همه‌ي ما را درمي‌آورد اين شعر لكي را به‌شكل «مور» مي‌خواند:

 بي‌سيم بي‌سيمَ بي‌سيم چوكيايه!                              بي‌سيم نُخت مَكي يَكي كُشيايه!

(مضمون شعر: بي‌سيم روي زمين افتاده و صدايي از آن به‌گوش مي‌رسد كه مي‌گويد يكي كشته شده است.)

 روزي يكي از بچه‌هايي كه اهل لرستان نبود و با اين سبك و سياق آواز آشنايي نداشت، بعد از نماز از محمدمراد مي‌پرسد كه اين‌كه شما مي‌خوانيد چيست؟ و او به‌شوخي پاسخ مي‌دهد:

اين تعقيب نماز عشا است!

 

 

استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
پرطرفدارها