آخرین اخبار:
کد خبر : ۳۵۸۴۱۲
۰۰:۰۰

۱۳۹۱/۰۸/۳۰

قيام عاشورا در آيينه توصيف شهيد علامه بلخي

نويد شاهد: علامه شهيد سيد اسماعيل بلخي، اين فريادگر عدالت خواهي و پيكار در برابر ستمگران و طاغوتيان خود كامه دوران حيات خود، در اوايل قرن جاري يكي از احياگران سنت تعزيه خواني و ادبيات عاشورايي در افغانستان بوده است...





چون سخن از عاشورا و قيام سالار شهيدان حسين بن علي (ع) در آيينه انديشه هاي علامه بلخي است، قصد دارم به اين بعد از زندگاني آن راد مرد حماسه ساز و علامه محبوب القلوب بپردازم. اغلب علما و همنشينان علامه بلخي نقل كرده اند كه هرگاه كه سخن از حسين (ع) به ميان مي آمد، ناخودآگاه چهره او دگرگون مي شد و لب به سخن از مكتب شهادت و ايثار مي گشود. چرا كه او فرزند مكتب عشق به عاشورا است. عشق به اهداف مقدس و آرمان هاي الهام بخش در برابر همه نوع ستمگري ها، رذالت ها و كجروي ها است. عشق به نافرماني در برابر بدعت ها و فسق و فجورها در طول تاريخي بشري است. عشق به مردانگي و جانبازي در راه آزادگي است. بسياري از مردان بزرگ و رهبران نهضت هاي آزادي بخش در قرن اخير همچون بلخي شهيد، مشي صحيح مبارزه را از مكتب كربلا و نهضت عاشورا آموختند و از حماسه عاشورا الهام گرفتند.

بزرگ مرداني چون جواهر لعل نهرو، علامه اقبال لاهوري، سيد جمال الدين اسد آبادي و ديگران در مبارزات ضد استعماري و استقلال طلبانه شان از امام حسين (ع) الهام گرفته اند. علامه سترگ بلخي نيز درس اين مكتب را در هر گوشه اي از كارنامه اش جاودانه ساخته است. به گونه اي كه بسياري از سروده ها و نوشته هاي او با نام عاشوراي خونين، اين تراژدي ابدي تاريخ كه در عين حال درس كبيري از تسليم ناپذيري و پرخاشگري در برابر ستمبارگي، خودكامگي، خودخواهي، جاه طلبي و بي ديانتي است پيوند عميق دارد. چنانچه او در يكي از خطابه هايش به مردم عذاب كشيده ما گفته بود... خارستان كربلا را خون حسين گلستان كرد. خون جگر شما نيز گلستان را بار مي آورد.

آري، آن شهيد سبق حماسه آفريني و شهامت را از مكتب شهادت حسين آموخت كه چگونه جسوران حسين و ياران او در آن نبرد نابرابر به چهره مرگ نگرستند و بدون كوچكترين هراسي درس ايثار، مردانگي، غيرت و بلند انديشي را به امت پيامبر اسلام (ص) و همه آزادي دوستان گيتي آموختند.
به نظر بلخي محرم جشن خون است و تنها با خون مي توان لكه سياه ستم را از صفحه زندگي اجتماعي تطهير كرد. محرم جشن خون نام دارد. استقامت حق گرفتن از بيدادگر و موقع ندادن به ظالم و نظام استبدادي و ايستائي تا فرجام. قهرمانان عاشورا كساني اند كه تا پاي جان از ارزش ها و حق و حقيقت دفاع مي كنند، و تا مرز كشته شدن هم بر سر پيمانشان استوار به پيش مي روند... و در يك كلام «انسان بودن» را با رفتار خويش تفسير مي كنند... و حماسه عاشورا را رنگ جاودانگي مي بخشند و پيروزي خون بر شمشير را به عنوان اصل خلل ناپذير در صفحه تاريخ به ثبت مي رسانند.

سيد اسماعيل بلخي بيش از همه روي بعد حماسي و پرخاشگري و دادخواهي و تسليم ناپذيري در برابر ستمگري را آيينه پندار و انتباه مي انگارد. در صفحات تاريخ انسانيت پيروزمند حسين و ياران اوست. زيرا او تا واپسين لحظه نبرد رزميده است، و روح عصيان و نترسي را در دل ها دميده است. اين همه پيام را در كلام و سرود بلخي با وضوح مي توان خواند و درك كرد. زيرا شهيد بلخي براي بيان حماسه جاويد عاشورا دو ابزار مفيد و مؤثر در اختيار داشت. «خطابه و شعر». او در بهره گيري از هنر خطابه و فن گفتار بدون اغراق كم نظير بود.

آهنگ دلنواز سينه آتشين و دردمند همراه با آن محتواي غني سخن بلخي را تا اعماق جان ها نفوذ مي داد، و حصارهاي دل را به راحتي تسخير مي نمود... بخصوص زماني كه از حماسه جاويد عاشورا براي مردم مي گفت مخاطبين را سخت منقلب مي كرد و در قلوب و عواطف طوفان به پا مي كرد. باري او در يكي از خطابه هايش با صداي دلنشين و آهنگ روان بخش گفت: «اين تحول، آرزو و مرام مردانه حسين را تكاملي بخشيده است. حسين را حسيني ساخت كه دنيا را تكان داد... امروز سر تعظيم هر دانشمندي به آستان حسين خم است، و هر مردي مجبور است خوشه از مردانگي حسين بچيند».
سيد اسماعيل بلخي با مهارت، حماسه ماندگار و خونين كربلا را به تفسير و توجيه مي نشيند. با دقت هنرمندانه درد و نبرد او را به تصوير مي كشاند، و آرمان پاك آن جاويدان كارنامه را با زبان نظم بيان مي كند:



اي كشته اي كه اسم تو مشكل گشا هنوز
با قصه عجيب تو خلق آشنا هنوز

رويد مگر ز خاك تو گل هاي پاك عشق
كارد صبا ز كوي تو بوي وفا هنوز

طي زمان نبرد ترا ياد هيچكس
هر دل جدا ز بهر تو گيرد عزا هنوز

آزاده اي كه مجمع آزادگان كون
هر جا شمرده اند ترا مقتدا هنوز

اقوام را قيام تو درس شجاعت است
جاريست فيض عام تو اي رهنما هنوز

بعد از تو بس شهيد به دوران گذشته اند
ميدان مشق عشق بود كربلا هنوز

زان طفل شيرخوار كه بردي به بزم دوست
دارند افتخار همه انبيا هنوز

بلخي و همرهان كه به زندان كابل اند
شوري ز مسلك نمايند به پا هنوز

***

تأسيس كربلا نه فقط بهر ماتم است
دانشسراي مكتب اولاد آدم است

از خيمه گاه سوخته تا ساحل فرات
تعليمگاه رهبر خلق دو عالم است

با سوز عشق نسبت بدعت دهد رقيب
اسرارها نهفته به شور محرم است

هر آيت هلال محرم به چشم خلق
عينك براي ديدن آن حسن مبهم است

اصغر صحن معركه رفتن به دوش باب
درسي پي حصول حقوق مسلم است

و بدين سان سيد اسماعيل بلخي راه حسيني، راه شهادت و تن ندادن به ظلم و ستم، ايستادگي و پرخاشگري را بر مي گزيند. جاودانه بر تارك زمان، با نام و نشان بزرگ با ميراث كبير و ماندگار در قلب ها و روان ها جاودانه مي ماند. روزي مولانا جلال الدين محمد بلخي به سلطان علاء الدين شاه ترك گفته بود: «كساني همانند شما با فروبستن چشم از جهان جاويدانه مي ميرند. ولي بزرگان و مردان خدا با چشم بستن از جهان تا جاويدان زنده مي مانند»، بلخي شهيد اين سخن را از ياد نبرده و براي همين هم راه شهادت را به خاطر حق و عدالت برگزيد، و به جباران تاريخ دست بيعت نداد زيرا او معتقد بود كه:

با مستبد كه پنجه زدم حق نمي دهد
حق را به ضرب زور گرفتن ضرورت است

آري، اين بود نقش حسين و عاشورا در آيينه انديشه بلخي. اين بود كوتاه نگرشي پيرامون آنچه كه براي گفتن آن آمديم. اينك بار ديگر علامه شهيد بلخي از ما مي طلبد كه در اين مقطع زمان نبايد اشتباهات گذشته را تكرار كنيم. نيرنگ يزيديان ما را چنان به كام اژدهاي خون آشام فرو نبرد، كه چند صد سال ديگر به ماتم سيد اسماعيل هاي ديگر گريه كنيم. آري، زمان فراخوان همه ملت عذاب كشيده و رنجديده!
برادران و خواهران به خود آييم و از مكتب كربلا و حضرت حسين (ع) و مرداني همچون علامه سيد اسماعيل بلخي درس تاريخي فرا گيريم. با شهامت و شجاعت در راه مقدس گام نهيم. زيرا خداوند در راه مبارزه عادلانه و دست يابي به حقوق حقه ما با ماست. ملت مؤمن و درد كشيده با ماست. جنبش ملي اسلامي افغانستان در اين راستا بايد درس بزرگ حماسه عاشورا را مشعل راه خويش قرار داده چلچراغ اميد براي همه مليت هاي محروم گردد.

منبع: شاهد ياران شماره 64

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه