آخرین اخبار:

شهید غلام رضا ترابیان

شهید غلام رضا ترابیان

نام پدر: شاداله
تاریخ تولد: 1341/4/5
تاریخ شهادت: 1362/8/10
محل شهادت: سردشت
مشاغل: ...........
محل تولد: همدان - اسدآباد - اسدآباد
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:بهشت زهرا شهر:همدان - اسدآباد
زندگینامه سرباز شهید غلامرضا ترابیان

شهید غلامرضا ترابیان یازدهم آبان ماه سال 1342 در روستاي چارق شهرستان اسدآباد از توابع استان همدان و در خانواده ای کشاورز و ساده زیست به دنیا آمد. پدرش شادالله، کشاورز بود و با کار بر روی زمین کشاورزی و باغبانی مخارج زندگی خود و خانواده اش را تامین می کرد.

سال 1349 وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد اما به دلیل مشکلات موجود موفق به ادامه تحصیل نشد و تنها تا پایان دوره ابتدایي درس خواند و مشغول کار شد تا کمک خرج خانواده باشد. در سال های انقلاب در کنار دیگر مردم انقلابی شهرستان اسدآباد در راهپیمایی ها و مبارزات شرکت کرد.

با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان سرباز به ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست و روانه جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا در برابر تهاجم رژیم بعث عراق به مرزهای ایران ایستادگی نماید.

سرانجام پس از ماه ها حضور در محورهای مختلف عملیاتی در دهم آبان ماه سال 1362 در منطقه عملیاتی سردشت بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

وصیتنامه شهید غلامرضا ترابیان

سمه رب الشهداء و الصديقين

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

اى کسانى که ایمان آورده اید، از خدا پروا نمایید و با اطاعت از او در پى برقرارى پیوند با او باشید و در راه او جهاد کنید، باشد که نیکبخت شوید. مائده آيه 35

خدمت پدر ارجمندم اميدوارم سلام بي آلايش فرزندت را که از اعماق قلبم سرچشمه مي گيرد و از فرسنگها راه دور که از جبهه غرب کشور عزيزمان است را پذيرا باشيد.

ضمن عرض سلام به برادران عزيز و عزيزتر از جانم بايد به عرض همگي برسانم اين آخرين نامه من است که بخدمتتان ارسال مي دارم چون حمله اي در پيش داريم که به خواست خدا به زودي آغاز مي شود و از آنجائیکه حق بر باطل هميشه پيروز بوده و خواهد بود بعد از حمله اميدوارم که بتوانم براي آوردن مژده پيروزي پنج روز مرخصي بگيرم و از نزديک ديداري باهم تازه کنيم و اگر تا يک ماه از من خبري نشد بدانيد که براي هميشه از شما دور شده و خداحافظي مي نمايم. همگي شما را به خداوند بزرگ مي سپارم.

پدر جان گرچه بر حسب ظاهر ناراحت مي شويد اما اميدوارم که باطناً خوشحال باشيد و نزد دوست و دشمن سرافراز باشد. پدر جان از گريه کردن تو براي من سودي نيست اما بدانکه به مولايم علي (ع) سوگند ياد مي کنم که تا آخرين فشنگم با دشمن بعثي مي جنگم و اگر هم فشنگم تمام شود هرگز تسليم دشمن نخواهم شد.

بحمدالله خود مي دانم اين راه مقدس است که اميدوارم اين حقير هم لياقت شرکت در اين راه مقدس را داشته باشم و به ندای رهبر عزيزمان امام امت لبيک گفته باشم.

به امید پيروزي کامل سربازان اسلام بر قواي کفر، صدام و حاميان شرق و غرب ان شاء الله

از طرف سرباز وظيفه غلامرضا ترابيان

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه