آخرین اخبار:

شهید ایرج تیموری

شهید ایرج تیموری

نام پدر: رحمن
تاریخ تولد: 1333/8/18
تاریخ شهادت: 1365/11/3
محل شهادت: ...........
مشاغل: ...........
محل تولد: همدان - همدان - همدان
علت شهادت: ...........
محل دفن: قطعه:99 ردیف:5 شماره مزار:1 نام گلزار:باغ بهشت همدان شهر:همدان - همدان
زندگینامه شهید ایرج تیموری

شهید ایرج تیموری در هجدهم آبان ماه سال ۱۳۳۰ در روستای سنگستان از توابع همدان به دنیا آمد.

روستای سنگستان علیرغم نزدیکی به مرکز استان، از امکانات خوبی برخوردار نبود و بچه های روستا یا مشغول به تحصیل نمی شدند و یا با مشکلات فراوان ادامه تحصیل می دادند.

خانواده ایرج به خاطر آینده فرزندان خود به همدان مهاجرت کردند و به این ترتیب ایرج دوران تحصیل خود را آغاز کرد. دوره دبستان و راهنمایی را با معدل عالی پشت سر گذاشت و برای گذراندن دوره متوسطه وارد دبیرستان شریعتی و با موفقیت مدرک دیپلم را اخذ کرد.

ایرج به همین مقطع بسنده نکرد و ادامه تحصیل را برای دستیابی به آرمانهای متعالی‌اش لازم دانست، بر این اساس وارد دانشسرای تربیت معلم شد و همزمان با اوج گرفتن مبارزات انقلابی مردم ایران با رژیم پهلوی و انقلابیون پیسوت.

در اولین گام اقدام به سوزاندن کتاب های ضاله و التقاطی در دانشسرا کرد که به ‌سرعت توسط ساواک دستگیر و تحت بازجویی قرار گرفت.

بعد از آزادی برای سپری کردن دوران سربازی و با هدف به مردم مستضعف ایران، به عنوان سپاهی دانش به یکی از روستاهای محروم آذربایجان شرقی اعزام و پس از اتمام دوران ضرورت به استخدام آموزش و پرورش درآمد. با روحیه ایثارگری و جوانمردی که داشت به انتخاب خود در بخش محروم شراء شهر قهاوند مشغول به تدریس به دانش آموزان آن منطقه شد.

مدتی به ‌دلیل فعالیت‌های ضد رژیم تحت تعقیب قرار گرفت تا آنکه کشتی انقلاب اسلامی به ساحل پیروزی رسید.

بعد از فرو ریختن پایه‌های طاغوت، ابتدا به خدمت دادگاه انقلاب درآمد و سپس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست.

جنگ 8 ساله ایران و عراق و هجوم نا جوانمردانه ارتش بعث عراق به مرزهای ایران آغاز شد و برادران ایرج که همچون او از روحی بزرگ و شجاع برخوردار بودند پا به عرصه نبرد گذاشتند.

در همان سال های نخست دفاع مقدس و در سال 1359 یکی از برادرانش جرعه نوش باده شهادت شد و پس از او در سال 1361 دیگر برادرش به مقام رفیع شهادت رسید.

ایرج که زخم برادران و یاران شهیدش در روحش همواره عمیق‌تر می‌شد، بارها به عنوان جهادگر به جبهه‌های نور عزیمت نمود تا آنکه او نیز در سوم بهمن ماه 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه و در جریان عملیات کربلای ۵ مقبول درگاه دوست واقع شد و تا ملکوت سفر کرد.

از این شهید بزرگوار 2 فرزند به نام های حجت و سمیه به یادگار مانده است.

وصیت نامه شهید ایرج تیموری

بسم ا... الرحمن الرحیم

خداوند را شکر گذارم که بار دیگر توفیق دیدن عاشقان‌الله زاهدان شب و شیران روز را قسمتم نمود تابحال که نتوانستم به اسلام عزیز خدمتی نمایم و همیشه شاهد شهادتها و ایثارهای مجاهدان راستین فی سبیل‌الله بوده‌ام ولی خود هیچ.

امیدوارم که در این سفر بتوانم توشه‌ای برگیرم تا در پیشگاه بزرگان و شهدا شرمنده نباشم. پروردگارا از تو می‌خواهم نیّتم را خالص گردانی و در استواری این نیّت یاریم فرمایی، خداوندا تو خود می‌دانی که هدف شرکت عزیزان ما در جبهه‌ها ادامه راه حسین(ع) عزیز است، خدایا تو خود آنها را یاری فرما.

هنوز فریاد حسین(ع) در آسمان طنین افکن است که فرموده: «هل من ناصر ینصرنی» حسین عزیز به ندایت لبیک می‌گوییم و عرضه می‌داریم: «یا اباعبدا... انی سلم لمن سالبکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه»

مافقط برای اجابت دستور امام عزیز، آن اسطوره تقوا و ایمان و مقاومت و غیره به جبهه‌ها آمده‌ایم و انشاءا... نیت دیگری نداریم.

از خانواده و پدر و مادر و خواهر و فرزندان و همسرم و هر کسی که این مطلب را می‌شنود تقاضا دارم و تمنا دارم که امام عزیز و خط امام را رها نکنید و هیچگاه به دشمنان به کمین نشسته اجازه و فرصت ندهید تا انقلاب عزیز و خط امام که نتیجه خون هزاران و بلکه دهها هزار شهید است به خطر بیندازند.

قبل از هرچیز شما را سفارش به پیروی از احکام عالیه اسلام و خط رهبری امام عزیز نموده و تقاضا دارم اجازه ندهید عوامل اجانب در کشور آیه یأس بخوانند و مردم را از ادامه راهشان باز دارند.

در ثانی شما را سفارش می‌کنم در تربیت فرزندانم. از شما می‌خواهم آنان را در خط علی(ع) و حسین(ع) و غیره هدایت و همواره مواظب آنان باشید تا خارج نشوند. تا آنجا که امکان دارد نگذارید کمبود مرا احساس نمایند و اگر دخترم سمیه لیاقت استعداد تحصیلات عالیه را از خود نشان داد دلم می‌خواهد رشته پزشکی بخواند تا بتواند به خواهران خود خدمت کند.

پسرم حجت خود مختار است با نظر اقوام نزدیک و دوستان در خطش رشته مورد علاقه خود را انتخاب نماید.

از همسرم می‌خواهم اگر برایش امکان دارد خود سرپرستی فرزندانم را به عهده بگیرد که خداوند به وی اجر بی‌ پایان می‌دهد. چون دنیا به زودی سپری می‌شود و خوشی‌ها و لذات دنیا زود گذر است.

کسانی که در دنیا فکر می‌کنند بی‌نیاز هستند در اصل گرفتارند. در نهایت از همه دوستان ، اقوام، پدر و مادر و برادران و خواهر و همسر و فرزندان خداحافظی و تقاضای حلالیت می طلبم.

امیدوارم همگی مرا ببخشید.

خداحافظ همگی

۲۴/۱۰/۶۵

ایرج تیموری

وصیت نامه شهید ایرج تیموری

بسم ا... الرحمن الرحیم

خداوند را شکر گذارم که بار دیگر توفیق دیدن عاشقان‌الله زاهدان شب و شیران روز را قسمتم نمود تابحال که نتوانستم به اسلام عزیز خدمتی نمایم و همیشه شاهد شهادتها و ایثارهای مجاهدان راستین فی سبیل‌الله بوده‌ام ولی خود هیچ.

امیدوارم که در این سفر بتوانم توشه‌ای برگیرم تا در پیشگاه بزرگان و شهدا شرمنده نباشم. پروردگارا از تو می‌خواهم نیّتم را خالص گردانی و در استواری این نیّت یاریم فرمایی، خداوندا تو خود می‌دانی که هدف شرکت عزیزان ما در جبهه‌ها ادامه راه حسین(ع) عزیز است، خدایا تو خود آنها را یاری فرما.

هنوز فریاد حسین(ع) در آسمان طنین افکن است که فرموده: «هل من ناصر ینصرنی» حسین عزیز به ندایت لبیک می‌گوییم و عرضه می‌داریم: «یا اباعبدا... انی سلم لمن سالبکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه»

مافقط برای اجابت دستور امام عزیز، آن اسطوره تقوا و ایمان و مقاومت و غیره به جبهه‌ها آمده‌ایم و انشاءا... نیت دیگری نداریم.

از خانواده و پدر و مادر و خواهر و فرزندان و همسرم و هر کسی که این مطلب را می‌شنود تقاضا دارم و تمنا دارم که امام عزیز و خط امام را رها نکنید و هیچگاه به دشمنان به کمین نشسته اجازه و فرصت ندهید تا انقلاب عزیز و خط امام که نتیجه خون هزاران و بلکه دهها هزار شهید است به خطر بیندازند.

قبل از هرچیز شما را سفارش به پیروی از احکام عالیه اسلام و خط رهبری امام عزیز نموده و تقاضا دارم اجازه ندهید عوامل اجانب در کشور آیه یأس بخوانند و مردم را از ادامه راهشان باز دارند.

در ثانی شما را سفارش می‌کنم در تربیت فرزندانم. از شما می‌خواهم آنان را در خط علی(ع) و حسین(ع) و غیره هدایت و همواره مواظب آنان باشید تا خارج نشوند. تا آنجا که امکان دارد نگذارید کمبود مرا احساس نمایند و اگر دخترم سمیه لیاقت استعداد تحصیلات عالیه را از خود نشان داد دلم می‌خواهد رشته پزشکی بخواند تا بتواند به خواهران خود خدمت کند.

پسرم حجت خود مختار است با نظر اقوام نزدیک و دوستان در خطش رشته مورد علاقه خود را انتخاب نماید.

از همسرم می‌خواهم اگر برایش امکان دارد خود سرپرستی فرزندانم را به عهده بگیرد که خداوند به وی اجر بی‌ پایان می‌دهد. چون دنیا به زودی سپری می‌شود و خوشی‌ها و لذات دنیا زود گذر است.

کسانی که در دنیا فکر می‌کنند بی‌نیاز هستند در اصل گرفتارند. در نهایت از همه دوستان ، اقوام، پدر و مادر و برادران و خواهر و همسر و فرزندان خداحافظی و تقاضای حلالیت می طلبم.

امیدوارم همگی مرا ببخشید.

خداحافظ همگی

۲۴/۱۰/۶۵

ایرج تیموری

زندگینامه شهید ایرج تیموری

شهید ایرج تیموری در هجدهم آبان ماه سال ۱۳۳۰ در روستای سنگستان از توابع همدان به دنیا آمد.

روستای سنگستان علیرغم نزدیکی به مرکز استان، از امکانات خوبی برخوردار نبود و بچه های روستا یا مشغول به تحصیل نمی شدند و یا با مشکلات فراوان ادامه تحصیل می دادند.

خانواده ایرج به خاطر آینده فرزندان خود به همدان مهاجرت کردند و به این ترتیب ایرج دوران تحصیل خود را آغاز کرد. دوره دبستان و راهنمایی را با معدل عالی پشت سر گذاشت و برای گذراندن دوره متوسطه وارد دبیرستان شریعتی و با موفقیت مدرک دیپلم را اخذ کرد.

ایرج به همین مقطع بسنده نکرد و ادامه تحصیل را برای دستیابی به آرمانهای متعالی‌اش لازم دانست، بر این اساس وارد دانشسرای تربیت معلم شد و همزمان با اوج گرفتن مبارزات انقلابی مردم ایران با رژیم پهلوی و انقلابیون پیسوت.

در اولین گام اقدام به سوزاندن کتاب های ضاله و التقاطی در دانشسرا کرد که به ‌سرعت توسط ساواک دستگیر و تحت بازجویی قرار گرفت.

بعد از آزادی برای سپری کردن دوران سربازی و با هدف به مردم مستضعف ایران، به عنوان سپاهی دانش به یکی از روستاهای محروم آذربایجان شرقی اعزام و پس از اتمام دوران ضرورت به استخدام آموزش و پرورش درآمد. با روحیه ایثارگری و جوانمردی که داشت به انتخاب خود در بخش محروم شراء شهر قهاوند مشغول به تدریس به دانش آموزان آن منطقه شد.

مدتی به ‌دلیل فعالیت‌های ضد رژیم تحت تعقیب قرار گرفت تا آنکه کشتی انقلاب اسلامی به ساحل پیروزی رسید.

بعد از فرو ریختن پایه‌های طاغوت، ابتدا به خدمت دادگاه انقلاب درآمد و سپس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست.

جنگ 8 ساله ایران و عراق و هجوم نا جوانمردانه ارتش بعث عراق به مرزهای ایران آغاز شد و برادران ایرج که همچون او از روحی بزرگ و شجاع برخوردار بودند پا به عرصه نبرد گذاشتند.

در همان سال های نخست دفاع مقدس و در سال 1359 یکی از برادرانش جرعه نوش باده شهادت شد و پس از او در سال 1361 دیگر برادرش به مقام رفیع شهادت رسید.

ایرج که زخم برادران و یاران شهیدش در روحش همواره عمیق‌تر می‌شد، بارها به عنوان جهادگر به جبهه‌های نور عزیمت نمود تا آنکه او نیز در سوم بهمن ماه 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه و در جریان عملیات کربلای ۵ مقبول درگاه دوست واقع شد و تا ملکوت سفر کرد.

از این شهید بزرگوار 2 فرزند به نام های حجت و سمیه به یادگار مانده است.

وصیت نامه شهید ایرج تیموری

بسم ا... الرحمن الرحیم

خداوند را شکر گذارم که بار دیگر توفیق دیدن عاشقان‌الله زاهدان شب و شیران روز را قسمتم نمود تابحال که نتوانستم به اسلام عزیز خدمتی نمایم و همیشه شاهد شهادتها و ایثارهای مجاهدان راستین فی سبیل‌الله بوده‌ام ولی خود هیچ.

امیدوارم که در این سفر بتوانم توشه‌ای برگیرم تا در پیشگاه بزرگان و شهدا شرمنده نباشم. پروردگارا از تو می‌خواهم نیّتم را خالص گردانی و در استواری این نیّت یاریم فرمایی، خداوندا تو خود می‌دانی که هدف شرکت عزیزان ما در جبهه‌ها ادامه راه حسین(ع) عزیز است، خدایا تو خود آنها را یاری فرما.

هنوز فریاد حسین(ع) در آسمان طنین افکن است که فرموده: «هل من ناصر ینصرنی» حسین عزیز به ندایت لبیک می‌گوییم و عرضه می‌داریم: «یا اباعبدا... انی سلم لمن سالبکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه»

مافقط برای اجابت دستور امام عزیز، آن اسطوره تقوا و ایمان و مقاومت و غیره به جبهه‌ها آمده‌ایم و انشاءا... نیت دیگری نداریم.

از خانواده و پدر و مادر و خواهر و فرزندان و همسرم و هر کسی که این مطلب را می‌شنود تقاضا دارم و تمنا دارم که امام عزیز و خط امام را رها نکنید و هیچگاه به دشمنان به کمین نشسته اجازه و فرصت ندهید تا انقلاب عزیز و خط امام که نتیجه خون هزاران و بلکه دهها هزار شهید است به خطر بیندازند.

قبل از هرچیز شما را سفارش به پیروی از احکام عالیه اسلام و خط رهبری امام عزیز نموده و تقاضا دارم اجازه ندهید عوامل اجانب در کشور آیه یأس بخوانند و مردم را از ادامه راهشان باز دارند.

در ثانی شما را سفارش می‌کنم در تربیت فرزندانم. از شما می‌خواهم آنان را در خط علی(ع) و حسین(ع) و غیره هدایت و همواره مواظب آنان باشید تا خارج نشوند. تا آنجا که امکان دارد نگذارید کمبود مرا احساس نمایند و اگر دخترم سمیه لیاقت استعداد تحصیلات عالیه را از خود نشان داد دلم می‌خواهد رشته پزشکی بخواند تا بتواند به خواهران خود خدمت کند.

پسرم حجت خود مختار است با نظر اقوام نزدیک و دوستان در خطش رشته مورد علاقه خود را انتخاب نماید.

از همسرم می‌خواهم اگر برایش امکان دارد خود سرپرستی فرزندانم را به عهده بگیرد که خداوند به وی اجر بی‌ پایان می‌دهد. چون دنیا به زودی سپری می‌شود و خوشی‌ها و لذات دنیا زود گذر است.

کسانی که در دنیا فکر می‌کنند بی‌نیاز هستند در اصل گرفتارند. در نهایت از همه دوستان ، اقوام، پدر و مادر و برادران و خواهر و همسر و فرزندان خداحافظی و تقاضای حلالیت می طلبم.

امیدوارم همگی مرا ببخشید.

خداحافظ همگی

۲۴/۱۰/۶۵

ایرج تیموری

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه