زندگینامه
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید رضا ابراهیمی فرزند رحیم در سال 1320 هجری شمسی در یک خانواده مذهبی در روستای دارتوت از توابع شهرستان گیلانغرب غرب پا به عرصه دنیا نهاد. پدر و مادر شهید با الگو قرار دادن ائمه المعصومین نام فرزند خود را که دومین فرزند آنها بود رضا انتخاب کردند و این اسم چه با مسمی می نمود زیرا در پایان هم خالق و هم مخلوق از وی خشنود بودند. شهید در همان عنفوان جوانی از هوش و ذکاوت خاص برخوردار بود ولی به علت اینکه خانواده اش به شغل کشاورزی و دامپروری از یک طرف و محروم بودن منطقه، بخصوص روستاهای آن در زمان رژیم منحوس پهلوی از داشتن ابتدایی ترین امکانات آموزشی ـ معلم ـ از طرف دیگر، شهید نتوانست از این بهره خدادادی خویش در جهت تحصیل و آموزش استفاده کند بناچار شغل اجداد خویش را برگزید و به آن مبادرت داشت. شهید از لحاظ رفتار و اخلاق بسیار مهربان و پر عطوفت بود بطوریکه تمام اهالی روستا و روستاهای اطراف از او به نیکی نام برده و او را الگویی برای فرزندان خویش قرار دادند و این اخلاق و رفتارهای مخلصانه اش تا زمان شهادتش پر فروغتر و خداپسندانه تر بود شهید با توجه به آگاهی از چهره کریحه رژیم طاغوت حاضر نشد که به خدمت سربازی برود و زیر پرچم رژیم به خدمت مشغول شود که این خود باعث گردید که شهید بارها تحت پیگرد ساواکیان رژیم قرار گیرد و شکنجه ها و اذیت و آزارهای متعددی را تحمل کند شهید پس از ازدواج و تشکیل خانواده در روستای محل تولدش به شغل دامپروری و کشاورزی خویش ادامه داد تا اینکه جنگ هشت ساله عراق علیه ایران اسلامی آغاز گردید با توجه به مرزی بودن منطقه شهید بارها به عنوان بسیج مردمی و نیروی اطلاعات همراه با سایر برادران اطلاعاتی به جبهه اعزام گردید. در آغاز تجاوز عراق علیه ایران و اشغال شدن شهر و روستاهای اطراف به دست دژخیمان بعثی شهید هم مانند سایر مردم منطقه خانوادۀ جنگ زدۀ خود را در شهرهای اطراف و یا در دل کوهها و غارهای منطقه اسکان دارد و خود برای آزادی و کمک به نیروهای جبهه اسلام به خط مقدم داوطلبانه رفت و بارها اجساد مطهر و پیکرهای زخمی نیروهای اسلام اعم از سپاه و ارتش و نیروهای مردمی از قلب دشمن تجاوزگر به پشت جبهه انتقال داد و از شجاعت و دلاوریها و کمک های شهید به نیروهای جبهه حق در میان مردم منطقه و نیروهای سپاهی و ارتشی و بسیجی هنوز هم به عنوان امدادهای الهی به نیکویی یاد می شود. پس از آزاد سازی منطقه و میهن اسلامیمان از لوث دشمن تجاوزگر بعث و بازگشت مردم منطقه به سرزمین اجدادیشان شهید هم از این غافله مستثنی نبود و به خاک پاک و مطهر شهر شهیدان رجعت نمود و برای امرار معاش خانواده اش به کشاورزی و دامپروری پرداخت شهید در این شغل شریف و خداپسند براساس سنت دیرینۀ منطقه و بهره و تولید و خدمت بیشتر به نظام مقدس اسلامی که در محاصره اقتصادی دشمنان اسلام و انقلاب و در راس آنها امریکای جنایتکار به قشلاق کوچ نمود که در بهار یکی از این ایام کوچ در نوار مرزی عراق و ایران در منطقه نفت شهر در تاریخ 73/3/12 بر اثر انفجار مین به افتخار شهادت نایل گردید و پیکر مطهرش در زیارتگاه شهیدان و در کنار برادران همرزمش به خاک سپرده شد و خانواده و اقوام و همرزمان خویش را داغدار نمود روحش شاد و یاد و خاطره ای جاویدان باد.
شهید رضا ابراهیمی فرزند رحیم در سال 1320 هجری شمسی در یک خانواده مذهبی در روستای دارتوت از توابع شهرستان گیلانغرب غرب پا به عرصه دنیا نهاد. پدر و مادر شهید با الگو قرار دادن ائمه المعصومین نام فرزند خود را که دومین فرزند آنها بود رضا انتخاب کردند و این اسم چه با مسمی می نمود زیرا در پایان هم خالق و هم مخلوق از وی خشنود بودند. شهید در همان عنفوان جوانی از هوش و ذکاوت خاص برخوردار بود ولی به علت اینکه خانواده اش به شغل کشاورزی و دامپروری از یک طرف و محروم بودن منطقه، بخصوص روستاهای آن در زمان رژیم منحوس پهلوی از داشتن ابتدایی ترین امکانات آموزشی ـ معلم ـ از طرف دیگر، شهید نتوانست از این بهره خدادادی خویش در جهت تحصیل و آموزش استفاده کند بناچار شغل اجداد خویش را برگزید و به آن مبادرت داشت. شهید از لحاظ رفتار و اخلاق بسیار مهربان و پر عطوفت بود بطوریکه تمام اهالی روستا و روستاهای اطراف از او به نیکی نام برده و او را الگویی برای فرزندان خویش قرار دادند و این اخلاق و رفتارهای مخلصانه اش تا زمان شهادتش پر فروغتر و خداپسندانه تر بود شهید با توجه به آگاهی از چهره کریحه رژیم طاغوت حاضر نشد که به خدمت سربازی برود و زیر پرچم رژیم به خدمت مشغول شود که این خود باعث گردید که شهید بارها تحت پیگرد ساواکیان رژیم قرار گیرد و شکنجه ها و اذیت و آزارهای متعددی را تحمل کند شهید پس از ازدواج و تشکیل خانواده در روستای محل تولدش به شغل دامپروری و کشاورزی خویش ادامه داد تا اینکه جنگ هشت ساله عراق علیه ایران اسلامی آغاز گردید با توجه به مرزی بودن منطقه شهید بارها به عنوان بسیج مردمی و نیروی اطلاعات همراه با سایر برادران اطلاعاتی به جبهه اعزام گردید. در آغاز تجاوز عراق علیه ایران و اشغال شدن شهر و روستاهای اطراف به دست دژخیمان بعثی شهید هم مانند سایر مردم منطقه خانوادۀ جنگ زدۀ خود را در شهرهای اطراف و یا در دل کوهها و غارهای منطقه اسکان دارد و خود برای آزادی و کمک به نیروهای جبهه اسلام به خط مقدم داوطلبانه رفت و بارها اجساد مطهر و پیکرهای زخمی نیروهای اسلام اعم از سپاه و ارتش و نیروهای مردمی از قلب دشمن تجاوزگر به پشت جبهه انتقال داد و از شجاعت و دلاوریها و کمک های شهید به نیروهای جبهه حق در میان مردم منطقه و نیروهای سپاهی و ارتشی و بسیجی هنوز هم به عنوان امدادهای الهی به نیکویی یاد می شود. پس از آزاد سازی منطقه و میهن اسلامیمان از لوث دشمن تجاوزگر بعث و بازگشت مردم منطقه به سرزمین اجدادیشان شهید هم از این غافله مستثنی نبود و به خاک پاک و مطهر شهر شهیدان رجعت نمود و برای امرار معاش خانواده اش به کشاورزی و دامپروری پرداخت شهید در این شغل شریف و خداپسند براساس سنت دیرینۀ منطقه و بهره و تولید و خدمت بیشتر به نظام مقدس اسلامی که در محاصره اقتصادی دشمنان اسلام و انقلاب و در راس آنها امریکای جنایتکار به قشلاق کوچ نمود که در بهار یکی از این ایام کوچ در نوار مرزی عراق و ایران در منطقه نفت شهر در تاریخ 73/3/12 بر اثر انفجار مین به افتخار شهادت نایل گردید و پیکر مطهرش در زیارتگاه شهیدان و در کنار برادران همرزمش به خاک سپرده شد و خانواده و اقوام و همرزمان خویش را داغدار نمود روحش شاد و یاد و خاطره ای جاویدان باد.