شهید رضا ابراهیم پور
وصیت نامه شهید رضا ابراهیم پور1:
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا ما را در صف شهیدان قرار ده و توفیقی عطا کن در صف پیام رسان غائب نشویم.خدایا عزمی ده تا حج کنیم از خود جدا شویم وبه سوی تو حرکت کنیم. هاجر شویم و اسماعیل نفس را به ابراهیم بسپاریم تا از گمراهی برهیم و بر طواف بر گرد معبد ایمان بگردیم. خدایا اراده عطا کن تا آهنگ حج کنیم از کلاس درس فرار کنیم تا به مدرسه ایمان برسیم. خدایا بما توفیق پیروزی و بعد از آن توفیق شهادت عطا فرما.
اما خانواده عزیزم: مخصوصا پدرم می دانم که من فرزند خوبی برای شما نبودم و نتوانستم آن طورر که باید و شاید در طول عمرم به شما کمک شایانی بکنم.از شما معذرت می خواهم و از شما می خواهم که اگر شهید شدم به هبچ وجه برای من گریه نکنید و اگر دلتان گرفت بیاد شهید کربلا گریه کنید؛ که مظلوم بود و اهل بیت حسین علیه السلام را به شهادت رساندند.
و اما برادرانم هیچ وقت از امام دست نکشید از او اطاعت کنید. راه مرا ادامه دهید و نگذاردید که خدای ناکرده دشمنان اسلام از ناراحتی شما سوء استفاده کنند. امیدوارم جای خالی مرا با حضورتان در جبهه ودر صحنه بودن پر کنید ما که نتوانستیم کاری بکنیم شما به جای ما برای این انقلاب خدمت کنید و شما ای خواهرانم می دانم که از فراق من درناراحتی هستید اما ناراحتی معنی ندارد. زیرا اگر در صدر اسلام بنگرید هیچ کس را داغدیده تراز زینب نمی بینید.از شما می خواهم مانند زینب(س) که پیام رسان کربلای حسین علیه السلام بود شما هم پیام رسان انقلاب اسلامی باشید و در آخر از همه حلالیت می طلبم. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار،حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار. والسلام.21/1/1365
وصیت نامه شهید رضا ابراهیم پور2:
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ﴿۱۶۹﴾»
و نپنداريد كه شهيدان راه خدا مردهاند بلكه زنده حيات ابدى شدند و در نزد خداوند متنعم خواهند بود.
به نام آن خدايى كه زمين و زمان را آفريد. بنام خدايى كه جهان و مكان آفريد و بنام آن خدايى كه انسان را آفريد و در او از روح خود دميد و او را مختار كرد كه راه هدايت و سعادت را يا راه مذلت و گمراهى را برگزيند.
آرى آن خدايى كه شهادت را براى بندگان مخلص خود قرار داد تا بتوانند مشكلات و سختىها را تحمل و بسوى خالق پرواز كنند.
خدايا من به جبهه آمدهام نه براى ريا و مقام و خودنمايى بلكه آمدهام تا از اسلام و دين دفاع كنم و آنقدر بجنگم كه اگر تو مرا بخواهى و از دست من راضى شوى مرا بسوى خودت ببرى كه خود مىفرمايى:
«ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » بار خدايا تا مرا نيامرزى از اين دنيا مبر و اگر شهيد شدم وصيت من به ملت شهيدپرور اين است كه نگذارند منافقها، اينهايى كه در بعضى از كارها و امور نفوذ مىكنند و قصد خيانت به انقلاب و خون مقدس شهدا را دارند كار خود را انجام دهند و نگذارند كه مردم روستاها كه زحمت مىكشند دلسرد شوند و نسبت به انقلاب و امام بزرگوار و مسئولين مملكت بدبين شوند. خدايا تمام كسانى كه اين كارها مىكنند نابودشان بفرما.
وصيت ديگر من به ورزشكاران اين است: برادران من اگر ورزش مىكنيد و ورزشكار هستيد قهرمانى باشيد با خضوع و خشوع، قهرمانى باشيد بر عليه نفس خويش، ورزشكارى كه فكر و ذهنش با خدا باشد هميشه پيروز است.
وصيت ديگرم به كارمندان محترم ادارات است. مخصوصا معلمان بزرگوار كه به اين دانشآموزان، به اين نهالهاى انقلاب، اين اميدهاى آينده كمك كنند و حداكثر توان خود را بكار گيرند تا براى آنان بتوانند خدمتى انجام دهند.
در آخر چند كلمهاى با پدر و مادرم و برادر و برادران دينى دارم. پدرم از اينكه با شما خداحافظى نكردم مرا حلال كنيد.... مرا حلال كنيد. از برادران و خواهرانم مىخواهم كه مرا حلال كنند. از دوستان و آشنايان و آنهايى كه با من در رابطه بودند اگر از من بدى و ناراحتى ديدهاند مرا حلال كنند.
خصوصا از دوستان خوبم و مرکز تربیت معلم حلالبودى مىطلبم. در خاتمه از خداى بزرگ مىخواهم كه نگذارد در روز محشر در برابر حسين(ع) شرمنده باشم. بار خدايا از تو مىخواهم كه هرگاه مصلحت باشد مرگم را شهادت در راه خودت قرارده. با بدنى پارهپاره تا در روز محشر در مقابل سيدالشهداء(ع) سرافراز باشم. بارخدايا گناهان ما را ببخش و تا نيامرزى از اين دنيا نبر، معشوقا، مولاى من شهادت در راهت نصيب ما بفرما.
پادگان ابوذر- قصر شيرين- رضا ابراهيمپور- 25/11/1363