آخرین اخبار:

شهید علی گودرزی

شهید علی گودرزی

نام پدر: شعبانعلی
تاریخ تولد: 1340/7/1
تاریخ شهادت: 1361/7/9
محل شهادت: ...........
مشاغل: ...........
محل تولد: همدان - نهاوند - نهاوند
علت شهادت: ...........
محل دفن: نام گلزار:چولک قیانوری شهر:همدان - نهاوند
زندگینامه سرباز شهید علی گودرزی

دغدغه اش حفظ اسلام و انقلاب بود

شهید علی گودرزی یکم مهر ماه سال ۱۳۴۰ در روستای چولک از توابع شهرستان نهاوند و در خانواده‌ای مذهبی و ساده زیست به دنیا آمد. پدرش شعبانعلی کشاورز بود و با کار بر روی زمین زراعی و باغبانی مخارج زندگی خود و خانواده‌اش را تامین کرده و در تلاش بود با کسب روزی حلال فرزندان خود را با سرشتی پاک و خداجوی پرورش دهد.

سال ۱۳۴۷ وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و تا پایان دوره راهنمایی ادامه تحصیل داد و پس از آن مشغول کار شد تا علاوه بر تامین مخارج زندگی خود کمک خرج خانواده نیز باشد.

در سالهای انقلاب همراه با دیگر جوانان و نوجوانان انقلابی شهرستان نهاوند در راهپیمایی ها و مبارزات انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت.

پس از پیروزی انقلاب و با آغاز سال های دفاع مقدس بنا بر وظیفه شرعی و قانونی به عنوان سرباز به ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست و راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع نماید.

در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و همراه با دیگر همرزمان و همسنگران خود حماسه ها آفرید. سرانجام در نهم مهر ماه سال ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی سومار بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

وصيتنامه سرباز شهید على گودرزى

هدف ما همان كلمه اول است كه در اول انقلاب تا به حال تكرارش كرده ايم يعنى الله

به نام خداى شهيدان

با سلام به رهبر كبير مستضعفان و درود بر شهيدان راه اسلام

شرافتمندترين مرگها شهادت است. ما سرباز اسلام و امام زمان هستيم و بايد طبق وظيفه شرعى كه قرآن تعيين كرده از كشور، دين و وطن خود دفاع كنيم، تا آخرين قطره خون در برابر كفار ايستادگى كنيم و اگر لياقت شهادت را داشته باشيم شهيد مى شويم.

خدايا به مردم ما به ملت شهيد پرور ما ايمان و صبر عطا كن تا بيشتر از اين در راهت تلاش و كوشش نمايند كه سرانجام فتح و پيروزى را در آغوش كشند.

من كه نتوانستم در طول زندگى خود خدمتى به اسلام عزيز بكنم اميدوارم درخت اسلام را كه تشنه است و اين درخت با خون سيراب مى شود با اهداء خونم قدرى اين درخت را آب دهم. من شهادت را آرزوى زندگى جديدى مى دانم و چه زيبا گفته است شهيد مطهرى كه شهيد شمع تاريخ است.

اللّهُمَّ اجْعَلْنِى مِنْ جُنْدِكَ فَإِنَّ جُنْدَكَ هُمُ الْغَالِبُونَ ، وَاجْعَلْنِى مِنْ حِزْبِكَ فَإِنَّ حِزْبَكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَاجْعَلْنِى مِنْ أَوْلِيَائِكَ فَإِنَّ أَوْلِياءَكَ لَاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ

اميدوارم خدا قرار دهد مرا از سپاهش چون سپاه او پيروز است و قرار دهد مرا از حزبش پس همانا حزبش رستگار است و قرار دهد مرا از دوستانش پس همانا دوستانش نه ترسى است بر آنهاست و نه غمى .

اميد است كه با شهادتم تعدادى از مردم را راهنما باشم.

پدر و مادر عزيز كه چقدر مديون ايشان هستم و برادر و خواهران به جاى گريه براى من به كارهاى اصلى و آنچه كه من خواهان آن بودم برسيد و خواهش مى كنم چون مردان و زنان صدر اسلام عمل كرده چون من هم خواسته ام همانند جوانان آن زمان همچون ياسر، عمار ، ابوذر و مقداد عمل كرده باشم.

اگرچه مرگ من در قلب شما سنگينى بوجود مى آورد اما اميدوارم ديگر مرا فراموش كنيد و همچون شيرمردان و شير زنان صدر اسلام سر به بالا باشيد و افتخار كنيد فرزندى ناقابل هديه داده ايد.

امروز كفار آمريكا و عراق به دختران و خواهران شش ساله ما هجوم آورده و پس از سپرى شدن مدتى در بيمارستان آنها را به شهادت مى رسانند پس نبايد ساكت بود بلكه دندانها را روى هم فشار داده و تا آخرين نفس پيشرفت كنيم و كشته بشويم که سرانجام پيروزيم. هدف ما همان كلمه اول است كه در اول انقلاب تا به حال تكرارش كرده ايم يعنى (الله).

من از شهادت نمى ترسم بلكه عاشق شهادتم. بخدا سوگند شهادت چند لحظه اولش تلخ است اما همه اش شيرين است. اميدوارم در روستاى كوچكمان اولين شهيد بشوم و از طرف الله اين مقام بزرگ را كسب نمايم.

پدر و مادر ، برادر و خواهر و همه اقوام، رزمندگان در جبهه مى جنگند و شما با وحدتتان و انسجام هر چه بيشترتان مشتى كوبنده و سنگين بزنيد به منافقين و ستون پنجم بعثيها كه عمرشان بدست ما رزمندگان در همين روزها گرفته خواهد شد به يارى الله و در همين ايام عيد، فتح را در آغوش خواهيم كشيد.

بار ديگر در آخر از همه شما و كليه اقوام حلال خواهى دارم. اميدوارم مرا ببخشيد و در آخر با شما خداحافظى مى كنم.

‌27 اسفند 1360

على گودرزى.

والسلام

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه