شهید رحمت اله حاجی عیدی

شهید رحمت اله حاجی عیدی

نام پدر: سلطان علی
تاریخ تولد: 1344/1/5
تاریخ شهادت: 1364/5/24
محل شهادت: ...........
مشاغل: سرباز ارتش
محل تولد: سمنان - دامغان - دامغان
علت شهادت: ...........
محل دفن: نام گلزار:زردوان شهر:سمنان - دامغان
زندگینامه
شهید رحمت‌الله حاج‌عیدی پنجم فروردین‌ماه ۱۳۴۴ در روستای زردوان چهارده (شهر دیباج) از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. پدرش سلطانعلی عقیده داشت تولد این فرزند نشانه رحمت خداست. پس او را رحمت‌‎الله نامید.
 
پدر و مادر در آغوش مهربان خویش، او را با عشق بزرگ کردند و تا چندین سال، او تنها فرزند خانواده بود. دوران ابتدایی را در روستای زردوان به پایان رساند. برای ادامه تحصیل به شهر دامغان رفت. تا اول دبیرستان درس خواند که جنگ شروع شد.
 
با اینکه سن و سالی نداشت، چند بار به طور داوطلبانه به جبهه رفت. در هفده سالگی ازدواج کرد و به شغل کاشی‌کاری مشغول شد. به راستی که رحمت‌الله بود. عاشقی را خوب آموخته بود. به وطن، پدر و مادر عشق می‌ورزید و خیلی به آنها احترام می‌گذاشت. با خانواده و همسرش هم بی‌نهایت مهربان بود.
 
تنها آرامش من، رسیدن او به آرزویش بود
همسر شهید نقل می‌کند: «من توسط مادر همسرم از شهادتش باخبر شدم. شاید کسی نتواند حال مرا در آن لحظه درک کند مگر کسی که چنین چیزی برایش اتفاق افتاده باشد. داغ همسر جوان و پدر تنها فرزندمان برایم سخت و دردناک بود. تنها چیزی که به من آرامش می‌داد، این بود که او به آرزوی دیرینه‌اش یعنی نوشیدن شربت شهادت رسیده بود.»
 
به نماز اول وقت اهمیت می‌داد. سرشار از شور، عشق و حماسه نسبت به میهنش بود. به خدمت سربازی رفت و سرانجام بیست و چهارم مردادماه ۱۳۶۴ در منطقه قلموت پیرانشهر بر اثر برخورد با مین، دروازه بهشت رحمت الهی بر رویش باز شد و در جوار حضرت حق برای همیشه آرام گرفت و در زردوان دیباج به خاک سپرده شد. 
 
وصیتنامه

بسم الله الرحمن الرحيم

بنام خداوند بخشنده و مهربان

چند نكته اى از وصيت نامه خود را شروع مى كنم كه من اگر شهيد شدم و اين شهادت پر افتخار نصيب بنده‌شد از پدر و مادر مى خواهم كه فاطمه را خوب نگهدارى كنيد و از همه شما مى خواهم برايم گريه نكنيد روى خود را شاد كنيد تا دشمنان با ناراحتى بميرند. نگذاريد دشمنان شاد باشند و نگذاريد از شهيد شدن بنده و امثال بنده دشمنان و منافقان سوء استفاده كنند فقط از شما مى خواهم كه برايم قرآن بخوانيد.

پدر جان دوست دارم سر جنازه ام سخنرانى كنى و به منافقين بفهمان كه ما از شهيد شدن فرزندانمان هيچگونه نگرانى نداريم خوشحال هستيم كه فرزندمان در اين راه شهيد شد و به لقاء الله پيوست و اميد من از شما اين است فاطمه را بگوييد كه روحيه خود را شاد كند و از براى بنده ناراحت نباشد اگر از من بدى ديديد مرا عفو كنيد بخصوص اى پدر گرامى و اى مادر مهربانم كه شب و روز نخفته اى و مرا به سختى بزرگ كرده ايد از شما مى خواهم دعاى خير درباره من بكنيد پدر جان مرگ پيش پاست انتظار از خدا بايد داشت.

والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته

با تقديم و احترام

رحمت الله حاج عيدى

مرگ بر آمريكا

مرگ بر منافقين و صدام

دست‌نوشته

گزیده‌ای از دست‌نوشته شهید رحمت‌الله حاج‌عیدی که سایت نوید شاهد سمنان تقدیم حضورتان می‌کند:
اگر شهید شدم و این افتخار نصیب بنده شد از همه شما می‌خواهم که برایم گریه نکنید. نگذارید دشمنان شاد باشند و از شهید شدن بنده و امثال من، سوء استفاده کنند. فقط از شما می‌خواهم که برایم قرآن بخوانید و پدرجان! دوست دارم سر پیکرم سخنرانی کنی و به منافقین بفهمانی که ما از شهید شدن فرزندان‌مان هیچ نگرانی نداریم و خوشحال هستیم که فرزندمان در این راه شهید شده و به لقاءالله پیوسته است.

خاطره

این خاطره به نقل از مادر شهید است که تقدیم حضورتان می‌شود.

با نثار خون پسرم، فرزند امام حسین (ع) را یاری کردم
آن روزها، روزگار به سختی می‌گذشت. همسرم و برادرهایش تعزیه‌خوان بودند. به شهرهای گرگان، نکا و یا اطراف آنها می‌رفتند و از این راه امرار معاش می‌کردیم. در طول سال مدت نه ماه همسرم نبود و فقط سه ماه پیش ما بود. همه مسئولیت زندگی روی دوش خودم بود. من به شهید خیلی علاقه داشتم و او هم نسبت به من علاقه عجیبی داشت. به پدرش هم خیلی احترام می‌گذاشت.

وقتی پیکر رحمت‌الله را برای ما آوردند، با خودم گفتم: «خدایا! از ما قبول کن. اگر ما در کربلا نبودیم که امام حسین (ع) را یاری کنیم اما خدا را شکر که با نثار جان عزیزان‌مان، فرزندش امام خمینی (ره) را در کربلای ایران یاری کردیم.»

برایم خیلی سخت و دردناک بود که پسری را که با هزار امید و آرزو بزرگش کرده بودیم تا عصای پیری‌مان گردد، حالا در اوج جوانی در آغوش خاک جای بگیرد اما از آنجا که خودش شهادت را آرزو داشت و قبل از خدمت سربازی‌اش هم چند بار داوطلبانه به جبهه رفته بود، راضی شدم به رضای خدا و از اینکه او به آرزویش رسیده خوشحال هستم.

 

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه