آخرین اخبار:

شهید شیرزاد نجات فر

شهید شیرزاد نجات فر

نام پدر: عباس
تاریخ تولد: 1337/1/2
تاریخ شهادت: 1361/4/30
محل شهادت: شلمچه
مشاغل: ارتشی بود
محل تولد: آذربایجان غربی - خوی - خوی
علت شهادت: اصابت ترکش
محل دفن: بلوک: نام گلزار:فیرورق شهر:آذربایجان غربی - خوی
زندگینامه

«آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند

                        فرزند و عيال و خانمان را چه كند

ديوانه كني هر دو جهانش بخشي

                        ديوانة تو هر دو جهان را چه كند»

 

فرازي از زندگينامه شهيد:

شهيد شيرزاد نجات‌فر در يك خانواده روستائي در قريه تپه باش فيرورق در دوم فروردين ماه سال 1337 ديده به جهان گشود و پس از طي دوران كودكي راهي مدرسه شده و در دوره ابتدائي و متوسطه را در فيرورق به پايان رساند.

شهيد در زندگي خانوادگي باادب و سر به زير و درس خوان بوده و به علت طلاق مادر و فشارهاي روحي فراوان و ورود نامادري به محيط خانواده وي را بر اين داشت كه از سال سوم متوسطه به خدمت در ارتش علاقه پيدا كند. به همين سبب در سال 1353 در ارتش استخدام و پس از طي دوران آموزش با درجه گروهبان سومي در دسته زرهي مشغول و نيز مدت 8 ماه در شيراز دوره كوتاه مدت را گذراند و در آنجا با انتخاب خود بقيه خدمت را در اهواز دنبال نمود.

وي پس از 3 سال خدمت به شوق تشكيل خانواده از همان زادگاه خود ازدواج نمود و صاحب پسري بنام محمد شد و پس از 2 سال و چند ماه زندگي در كانون خانواده به ناگاه شعله جنگ تحميلي افروخته شد و شهيد كه در دسته زرهي و راننده تانك شناسايي بود از اوايل جنگ در حملات مختلف و آزادسازي هويزه، شلمچه، شوش، بستان و خونين شهر شركت فعالانه داشت.

در آزادسازي بستان وي از ناحيه گردن زخمي كه به همين علت 10 روز استراحت به وي داده شد و وي پس از پايان استراحت دوباره به سوي جبهه حق عليه باطل روان گرديد.

پس از پيكارهاي مداوم و حملات بي‎وقفه خونين شهر شهر خون و شهادت شهر خاطره‎ها و لاله‎هاي سرخ و رنگين از خون پاك ارتشيان ا... آزاد گرديد و از همان جا براي آزادي بصره روان گرديد، ولي از آنجا كه لطف حق هميشه شامل حال آنهايي است كه به خاطر او و براي او پيكار مي‎كنند، اين بار نيز در مورد شهيد نجاتفر عنايت بي‎پايان خود را گستراند و او را به لقاء خود نزديكتر نمود و به سوي خود بازخواند و وي با شهادت خود در راه خالق خود لبيك گفته و به تاريخ1361/4/30 پس از آزادسازي شهر خونين شهر به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

وصیت نامه

بسمه تعالي

بالاخره خدا بزرگ است و اميد خودتان را به خدا ببنديد. نااميد نباشيد. آن خدائي كه مرا  آفريده شايد الان چنين صلاح ديده كه خوشبختي من در اين راه بوده كه مرا به اين راه فرستاده. شما چه بگوئيد و چه نگوئيد بالاخره خدا هر طور كه صلاح بداند مصلحت همان است. شكر به مصلحت خدا. اصلاً كفران نعمت نكنيد. داد و فرياد نكنيد و گريه و زاري نكنيد و اميد و چشمتان به خدا باشد كه هر چه آيد از طرف خدا آيد.

و اين راهي است كه از بزرگ گرفته تا كوچك، چه پنج روزي زود و چه پنج روز دير ما اين راه را خواهيم رفت. چون عاقبت همه به اين راه خواهيم رفت. هر كجا برويم هزار سال زندگي كنيم و يا پنج سال، بالاخره عاقبت اين راه را خواهيم رفت. يكي زود و يكي دير خواهد رفت. بالاخره شما نبايد هيچ گونه ناراحتي به قلب و دلتان راه ندهيد و با داد و فرياد خودت را مريض نكني. تا اينكه ببيني از خدا قضا و قدري پيش مي‌آيد و روزگار چه جوري مي‌شود.

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه