آخرین اخبار:

شهید علی زلالی

شهید علی زلالی

نام پدر: اسمعیل
تاریخ تولد: 1347/10/25
تاریخ شهادت: 1364/6/27
محل شهادت: ...........
مشاغل: بسیجی
محل تولد: سمنان - گرمسار - گرمسار
علت شهادت: ...........
محل دفن: نام گلزار:گلزارشهرگرمسار شهر:سمنان - گرمسار
زندگی نامه

شهید علی زلالی فرزند اسماعیل و هما، بیست و پنجم دی‌ماه ۱۳۴۷ در روستای نه حصار از توابع شهرستان گرمسار دیده به جهان گشود. پدرش خواربار فروش بود. تحصیلاتش را در زادگاهش به پایان رساند. از کودکی نماز می‌خواند و مکبر مسجد جامع گرمسار بود. در فعالیت‌های اجتماعی حضور فعال داشت.

روایت آشی که برایم پخت!

دوست شهید نقل می‌کند: «علی یکی از مکبران مسجد جامع گرمسار بود. همیشه می‌گفت: «پدرت مداح و مکبر مسجده، تو هم بیا موقع نماز تکبیر بگو.» با اصرار علی یکی از روزها که نماز جماعت ظهر بود، رفتم تکبیر بگویم. نماز که شروع شد از همان رکعت اول تا ركعت آخر تکبیر را اشتباه گفتم. وقتی نماز تمام شد، خجالت زده شدم و رفتم کنار على نشستم. دیدم او از خنده به خودش می‌پیچد. گفتم: «این آشی بود که تو برام پختى.» علی روزهای دیگر هم دست بردار نبود. همیشه تشویقم می‌کرد تا اینکه اعتماد به نفس پیدا کردم.»

با توجه به اینکه سنش کم بود، اما بصیرت و بینش بالایی داشت. در همان سنین نوجوانی موقعی که محصل بود، با گروهک‌های منحرف ضدانقلاب مبارزه می‌کرد. عضو بسیج شد و بعد از گذراندن آموزش چهل و پنج روزه در مهدیشهر، سال ۱۳۶۴ به جنوب کشور اعزام شد. وی سرانجام بیست و هفتم شهریورماه ۱۳۶۴ در هورالعظیم عراق بر اثر اصابت ترکش به پا و قطع آن، شهید شد. پیکر مطهرش را بعد از تشییع، در کنار دیگر شهدای دوران دفاع مقدس در گلزار شهدای گرمسار به خاک سپردند.

 

خاطره

این خاطره به نقل از خواهر شهید است که تقدیم حضورتان می‌شود.

روح خدا در جبهه‌ها حاکم است

وقتی به مرخصی می‌آمد، می‌گفتم: «از اوضاع و احوال جبهه برام بگو، اونجا چه خبره؟» می‌گفت: «اونجا خیلی خوبه. با جاهای دیگه‌ای که تا حالا رفتم فرق می‌کنه. اونجا می‌تونی حضور خدا، لطف و رحمتش رو احساس کنی. اونجا روح خدا حاكمه. تنها کسانی می‌تونن اون مکان مقدس رو درک کنن که اونجا حضور داشته باشن.»

 

وصیت

فرازهایی از وصیت‌نامه شهید:

به ندای ملکوتی امام وقت خویش پاسخ دهید

به خاطر این به جبهه رفتم که دیدم اسلام به وجودم نیازمند است. من به ندای ملکوتی امام حسین پاسخ دادم و جانم را فدای او کردم. وصیتم به تمام امت حزب‌الله این است که اهل کوفه نباشند تا حسین زمان تنها بماند. شما ملت ایران باید شکرگزار خداوند باشید که به شما نعمت عظیم رهبری عطا کرده است. او شما را از دست طاغوت زمان نجات داد. مردم قهرمان ایران برای جلب رضایت خدا کار کنید و مخلص باشید.

وصیتم به تو مادرم این است که مرا عفو کن، نتوانستم زحماتت را جبران کنم. پدر گرامی! آگاه باش و بدان که اگر پسرت در راه خدا شهید شد، شما با قربانی کردن پسرت، آخرت را برای خود خریداری کرده‌ای.

برادرانم! به نماز اهمیت بدهید و تحت هیچ شرایطی نمازتان را ترک نکنید. درس‌هایتان را خوب بخوانید و ادامه دهنده راه شهدا باشید.

 

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه