آخرین اخبار:

شهید علی غیاثوند

شهید علی غیاثوند

نام پدر: عین اله
تاریخ تولد: 1339/1/8
تاریخ شهادت: 1361/9/16
محل شهادت: گیلانغرب
مشاغل: ...........
محل تولد: همدان - ملایر - ملایر
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:هورموز شهر:همدان - ملایر
زندگینامه پاسدار شهید علی غیاثوند

علی غیاثوند هشتم فروردین سال 1339 در شهر سامن ملایر از توابع استان همدان دیده به جهان گشود. سال 1346 وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و با وجود همه مشکلات تا پایان دوره راهنمایی ادامه تحصیل داد.

در سال های انقلاب همراه با دیگر مردم انقلابی ملایر در راهپیمایی ها و مبارزات انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی انقلاب گام برداشت.

پس از انقلاب به گروه های جهادی پیوست و سعی کرد با مشارکت در این گروه ها خدمتی به مستضعفان و محرومان داشته باشد. سال 1358 ازدواج کرد و صاحب یک فرزند دختر شد که از وی به یادگار مانده است.

با آغاز جنگ تحمیلی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و به عنوان پاسدار در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت کرد. پس از ماه ها مجاهدت در راه خدا سرانجام در شانزدهم آذر ماه سال 1361 در منطقه عملیاتی گیلان غرب بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.

مزار او در گلزار شهداي روستاي هریرز تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

وصيتنامه شهید على غياثوند

سعى كنيد كه هميشه دنباله رو رهبر عزيزمان باشيد و بر مشكلات مقاومت كنيد

بسم الله الرحمن الرحيم

وقاتلوهم حتى لاتكون فتنه

بنام خدا و با سلام بر حضرت بقية الله الاعظم ارواحنا له الفداء و نايب بر حقش حضرت امام خمينى بت شكن قرن و اميد مستضعفان جهان و با سلام و درود بيكران به شهيدان مظلوم و گلگون كفن از هابيل تا حسين (ع) و از كربلاى حسين (ع) تا شهداى كربلاهاى ايران .

خيلى تنها شده ام. همه دوستانم رفته اند. من با اين دنياى فريبنده مانده ام و ديگر خجالت ميكشم در اين دنيا بمانم و دوستان عزيزانم بروند. به هر حال سخت خوشحال و اميدوارم كه به رحمت و فضل و كرم الهى كه من شهيد شوم. تمام گناهكاران و خطا كاران اميدوار باشند كه رحمت خدا زياد است و اگر توبه كنند به سوى او مي روند. او با آغوش باز از آنان با بهترين نعمت ها پذيرائى خواهد كرد .

خدايا تو شاهد باش كه من بر طبق رسالت و مسئوليتى كه در برابر انقلاب اسلامى‌كه خونبهاى هزاران شهيد و مجروح و معلول است به جبهه حق رفته ام و به جنگ عليه ضد خدا پرداختم و اين يك فريضه است و بر همه واجب كه از انقلاب اسلامى پاسدارى كنند چه در ميدان نبرد چه در پشت جبهه از خود مقاومت نشان دهند .

سخنى كوتاه با امت حزب ا...سعى كنيد كه هميشه دنباله رو رهبر عزيزمان باشيد و بر مشكلات مقاومت كنيد. خداوند بزرگ صابران را خيلى دوست دارد و خداوند در قرآن ميفرمايد: يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبروالصوة ان ا...مع الصابرين .

زندگینامه سرباز شهید علی غیبی فطرت

شهید علی غیبی فطرت سوم ديماه سال 1346 در تهران به دنیا آمد. پدرش نظرعلي، کارمند استانداری تهران بود. سال 1353 وارد دبستان شد و تحصیلات خود را تا پایان دوره راهنمایي ادامه داد و پس از آن مشغول کار شد. در سال های انقلاب با اینکه کودکی بیش نبود در کنار دیگر دانش آموزان و جوانان و نوجوانان انقلابی در راه پیروزی انقلاب گام برداشت. سال 1365 ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد. در سال های دفاع مقدس بنا به وظیفه شرعی و قانونی به عنوان سرباز به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و روانه جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و در عملیات های متعدد شرکت کرد.

سرانجام در بیست و پنجم بهمن ماه سال 1365 با سمت خدمه خمپاره انداز در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. مزار او در گلزار شهداي باغ بهشت شهرستان همدان واقع است.

وصيتنامه شهید على غيبى فطرت

ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است

بسم الله الرحمن الرحيم

شهادت افتخار است

زندگى زير استكبار ننگ

اى زن به تو از فاطمه اين گونه خطاب است

ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است

با سلام درود بر آقا امام زمان و نايب بر حقش امام خمينى و رزمندگان گلگون كفن اسلام وصيت نامه خود را آغاز مى كنم .

با سلام خدمت پير جماران يار و ياور حسين ابن على، امام خمينى و يارانش و با سلام خدمت پدر و مادر عزيزم و خواهران و برادرانم و ديگر افراد خانواده.

مادر عزيزم به آرزويى كه داشتم رسيدم آرى آرزوى من همين شهادت بود كه رسيدم. مادر و پدر عزيزم هميشه سر نماز امام را دعا كنيد و دعا كنيد كه خدا گناهان مرا ببخشد. مادر مهربانم هميشه بياد جبهه باش و به جبهه كمك كن كه همه رزمندگان فرزند تو هستند. از خدا طلب كنيد كه عمر طولانى نصيب رهبر مان كند.

پدر و مادرم هميشه در نماز جمعه شركت كنيد تا مشت محكمى بر دهان اين ياغيان از خدا بى خبر باشد. مادر جان نذر داشتم كه به مشهد زيارت امام رضا روم ولى مثل اينكه خدا بهتر مى دانست كه در راه او شهيد شوم پس به جاى من البته با همسرم به مشهد برو. خيلى دوست داشتم نذر مشهدم اين بود كه من و مادرم و همسرم به مشهد برويم ولى ديگر سرنوشت چنين شد و به اين سرنوشت افتخار مى كنم.

بارى مادر جان اى كاش كسانى كه در خيابانها دنبال ناموس ديگرانند به راه راست هدايت مى شدند. مادرم و فاميلهاى عزيزم تو را و شما را بجان امام قسم مى دهم براى من گريه نكنيد و سياه نپوشيد چون اولين ازدواج خودم را شهادت مى دانستم و دومش را زندگى و خدا لطفى كرد و اولين عروسى را براى من كرد. مادر فرش مرا بفروش و به فقيران بده و نيمى ديگرش را به جبهه كمك كن من از تمامى دوستان و آشنايان و فاميلها حلالى مى خواهم.

مادر جان شيرت را حلالم كن و از زحمات شما تشكر مى كنم و مادرم افتخار كن كه فرزندت در راه خدا و ناموس كشورش به شهادت رسيد آخرين گفتارم برادران و برادرانى كه دنبال ناموس مردم و خلاف هستند اين است توبه كنيد و راه خدا را پيشه كنيد و جمله ديگرى براى تمامى خواهران دارم، اى زن به توم از فاطمه اينگونه خطاب است، ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است.

جبهه ها را خالى نگذاريد

من كوچكتر از آن بودم و هستم كه اين سخنان را بنويسم .

از تمامى ملت ايران حلالى مى خواهم

فداى امام و راه امام

على غيبى

24 آذر 65

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه