آخرین اخبار:

شهید رمضان گچپزیان

شهید رمضان گچپزیان

نام پدر: علی اکبر
تاریخ تولد: 1333/3/7
تاریخ شهادت: 1362/5/17
محل شهادت: مهران
مشاغل: بسیجی
محل تولد: سمنان - سمنان - سمنان
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:سمنان امامزاده یحیی شهر:سمنان - سمنان
زندگینامه

شهید رمضان گچپزیان فرزند علی‌اکبر و زهرا، هفتم خردادماه ۱۳۳۳ در شهرستان سمنان به دنيا آمد. در سن نه سالگی از نعمت مادر محروم شد و به دلیل همین ناراحتی و امرار معاش خانواده، مشغول به کار کردن شد.

زمانی که به سربازی فراخوانده شد، چون نمی‌خواست به رژیم پهلوی خدمت کند، دو بار از سربازی فرار کرد. زمانی که مبارزات انقلابی مردم اوج گرفت، رمضان از فعال‌ترین افراد انقلابی به شمار می‌آمد. یک بار که مشغول پخش کردن نوار و عکس امام بود، توسط مأموران دستگیر شد.

هدیه‌ای که زندگی‌ام را دگرگون کرد
برادر شهید نقل می‌کند: «تمام درها به رویم بسته شده بود. داشتند از کار بیرونم می‌کردند. شب آمدم خانه و خوابیدم.» در خواب دیدم که رمضان به خانه ما آمده است. گفتم: «چه عجب داداش! یه سری هم به ما زدی!» جواب داد: «بیا داداش! این پول رو بگیر و اینقدر غصه نخور.» دو شب از خوابم می‌گذشت. از کار بیرونم نکردند هیچ، اوضاع مالی‌ام هم بهتر شد.»

سال ۱۳۵۶ ازدواج کرد. حاصل این پیوند دو پسر دو قلو به نام حسن و حسین بود. در ماه‌های اول زندگی مشترکش در تهران، بنایی می‌کرد، اما از آنجا که می‌خواست فعالیت‌های انقلابی‌اش را ادامه دهد، به بسیج مرکزی رفت. سال ۱۳۶۳ در حالی که فرزندانش کودک بودند به جبهه رفت و در هجدهم مردادماه ۱۳۶۲ در عملیات والفجر سه، در حالی که گلوله خمپاره شکمش را متلاشی کرده بود، در منطقه مهران به شهادت رسید و در گلزار شهدای سمنان به خاک سپرده شد.

 

وصیت نامه

فرازهایی از وصیت‌نامه شهید:

با صبر و استقامت در راه اسلام قدم بردارید
روی سخنم قبل از هر چیز با امت است که امام را تنها نگذارند و او را در تمام حالات یاری کرده و به ندای هل من ناصر ینصرنی امام زمان (عج) لبیک گفته. اما سخنم به خانواده‌ام این است که همچون زینب (س) با صبر و استقامت و پایمردی در راه پر تلاش اسلام قدم بردارند و به احکام و دستورات اسلام توجه و عنایت داشته باشند.

از همسرم می‌خوام که عزیزانم حسن و حسین را بعد از من درست تربیت کند تا بتوانند مانند پدرشان سربازی ناقابل برای امام و اسلام باشند و امیدوارم هر چه سریع‌تر اسلام در جهان گسترش یابد.

 

خاطره

این خاطره به نقل از همسر شهید است که تقدیم حضورتان می‌شود.

خیالت جمع، من با موسی بن جعفر هستم
لباس بسیجی‌اش تنش بود. نان خریده بود. گفتم: «رمضان! من از تنهایی خسته شدم، چرا ما رو ول کردی و رفتی.» گفت: «تو تنها نیستی زن! من هر شب توی خونه‌ام. نگهبانی می‌دم. شب‌ها میام تا صبح بالای سرت هستم تا تو با خیال راحت بخوابی.» گفتم: «خوب! توی اون دنیا جات خوبه؟» گفت: «خیالت جمع، من با موسی بن جعفر هستم.»

دست‌نوشته

گزیده‌ای از دست‌نوشته شهید رمضان گچپزیان که سایت نوید شاهد سمنان تقدیم حضورتان می‌کند:
روی سخنم قبل از هر چیز با امت است که امام را تنها نگذارند و او را در تمام حالات یاری کرده و به ندای هل من ناصر ینصرنی امام زمان (عج) لبیک گفته. از همسرم می‌خوام که عزیزانم حسن و حسین را بعد از من درست تربیت کند تا بتوانند مانند پدرشان سربازی ناقابل برای امام و اسلام باشند و امیدوارم هر چه سریع‌تر اسلام در جهان گسترش یابد.

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه