شهید سیدمهدی شاه چراغ

شهید سیدمهدی شاه چراغ

نام پدر: سیدعلی اکبر
تاریخ تولد: 1338/4/6
تاریخ شهادت: 1361/2/19
محل شهادت: ...........
مشاغل: کارمند آموزش و پرورش
محل تولد: سمنان - دامغان - دامغان
علت شهادت: ...........
محل دفن: نام گلزار:فردوس رضا شهر:سمنان - دامغان
زندگینامه

نوید شاهد سمنان: سید مهدی شاه ‏چراغ ششم تیر 1338، در شهرستان دامغان چشم به جهان گشود. پدرش سیدعلی ‏اکبر، راننده تاکسی بود و مادرش سیده‏ زهرا نام داشت. تا اواسط دوره سوم نظری درس خواند. کارمند آموزش و پرورش بود. ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. نوزدهم اردیبهشت 1361، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای فردوس‏رضای زادگاهش واقع است.


شهید سید مهدی شاه چراغ ششم تیر ماه 1338 در خانواده اي مذهبي همچون غنچه اي سر از خاك بيرون آورد و شروع به رشد نمود. دوران کوکی را در کانون گرم خانواده پشت سر گذاشت و تحصیلات خود را در مدرسه ابتدایی مفید در هفت کنار تهران، دوره راهنمایی را در مدرسه بين خوش سه راه سلسبيل و دوره متوسطه را در دبیرستان رهنما واقع در ميدان منيريه تا اواسط کلاس سوم نظری ادامه داد.

در زمينه اجتماعي داراي اخلاقي فوق العاده بود و هميشه قصد كمك به همنوعان خويش را داشت از نظر علمي با توجه به كتابهايي كه بعد از شهادت ايشان به يادگار مانده است نشانگر آن است گه داراي تفکری مساعد و از انديشه والايي برخوردار بود و در محيط خانواده و فاميل هميشه به عنوان يك الگوي اخلاقي محسوب مي شد.

در زمان شروع انقلاب با توجه به سنين جواني اش هميشه در تظاهراتها و راهپيمايي ها شركت موثر داشت و با خط زيباي خويش نداي آزادي بر در و ديوار خيابانها به يادگار مي گذاشت و بسیار فعال بود.

با توجه به اوضاع سياسي ايران در آغاز پيروزي انقلاب شكوهمند خود و اينكه گروهك هاي مختلفي سعي در بر هم زني اين نظام مقدس داشتند ايشان شخصيتي بودند كه تمام آرا و افكار قلبي اش بيانات حضرت امام خميني (ره) بود و در تمامي جريانات خط سير ايشان همين اعتقادات قلبي و مذهبي به پيرو مراد خویش تشكيل مي داد و ديگر جايي براي منافقين كوردل نمي گذاشت.

با آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران شهيد مانند هر ايراني پر غيرتي بر خود لازم دانست جهت حفظ ارزشهاي اين انقلاب به جبهه اعزام شود اولين اعزام وي در تاريخ 12 ارديبهشت سال 61 و جبهه خرمشهر و عمليات بيت المقدس آزادسازي خرمشهر بود و بعنوان يك بسيجي ساده به جبهه ها مشرف شده بود.

شهادت چيزي نيست كه نصيب هر كس شود خود حكايت اين است كه شهيد داراي روحيه اي بسيار عالي و والا بود و با وجود اينكه همسر ايشان باردار بود با توكل به خدا راهي جبهه هاي حق عليه باطل شدند و نهایت سعادت اخروي شامل حال ايشان شد و در عمليات بيت المقدس و با رمز علي بن ابيطالب (ع)، علي (ع) فرا خواندش و به ديدار دوست شتافت. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.


منبع:بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان


خاطرات

تا آخر عملیات می مونم
«آقا سید! بچه ات به دنیا آمد!»
بچه ها از شادی فریاد کشیدند و تبریک گفتند. شیرینی می خواستند. 
هرکس به نحوی سر به سرش می گذاشت.
بعضی ها از دور می گفتند :«مبارکه!».
عده ای هم پرسیدند:«اسم دخترت رو چی می گذاری؟».
سید مهدی با خوشحالی گفت:«فاطمه!».
فرمانده گردان گفت:«شما دیگه برگرد! خانمت بهت احتیاج داره!».
بچه ها می خواستند از سید مهدی خداحافظی کنند که او با حرفش همه را متعجب کرد و گفت:«نه! تا آخر عملیات می مونم!».
(به نقل از همرزم شهید، ابوتراب کاتبی)
آغوش گرم پدر پس از شهادت
تشییع جنازه شهید خیلی شلوغ بود. فاطمه چند روزه بود. یک بند گریه می کرد. او را روی سینه شهید گذاشتند آرام شد.
(به نقل از همسر شهید)
چهره شهید بعد از شهادت
وقتی به شهادت رسید او را دیدم که کوچکترین تغییری در صورتش ایجاد نشده بود.چهره اش همان بود که موقع رفتن گفت:«مواظب پدر و مادر باش!» فقط خوابیده بود.
( به نقل از برادر شهید)
فتح پادگان های ارتش
چند روز قبل از پیروزی انقلاب بود. مردم راهپیمایی می کردند. سید مهدی در جلوی صف، عکس امام (ره) را به سینه چسبانده بود و شعار می داد. جمعیت به پادگان نزدیک می شد. سید مهدی میان نظامیان رفت و گروهی از آنها را همراه خود میان مردم کشاند. بعضی ها می گفتند:«این بچه کیه که با جرأت اون ها رو به جمع ما می کشونه!»
آن روز پادگان های ارتش به دست مردم فتح شد.
(به نقل از پدر شهید)

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه