شهید نورالدین لطفی

شهید نورالدین لطفی

نام پدر: قرچعلی
تاریخ تولد: 1338/7/1
تاریخ شهادت: 1359/11/1
محل شهادت: پاوه
مشاغل: ...........
محل تولد: لرستان - خرم آباد - خرم آباد
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:خضر شهر:لرستان - خرم آباد
زندگینامه

زندگي نامه شهيد نورالدين لطفي
شهيد در مهر ماه 1338 در خانواده اي فقير و مذهبي در محله چال مير حسيد خرم آباد به دنيا آمد و زندگي پر از درد و رنج خود را آغاز كرد زيرا پدر او كارگري زحمت كش و مادرش خانه دار بود و از لحاظ مالي وضعيت مطلوبي نداشتند.تا اين كه به مدرسه رفت در مدرسه شاگرد بسيار ممتازي بود و به اين ترتيب وارد مدرسه راهنمايي شد و در حال درس خواندن به امرار و معاش خانواده نيز مي پرداخت .در سال 1357 در رشته علوم تجربي موفق به اخذ مدرك ديپلم شد .از اين به بعد شهيد براي پيدا كردن كاري مطلوب بسيار تلاش كرد حتي به شهرهاي ديگر هم رفت .بسيار علاقه مند بود كه به دانشگاه بود اما اين خواسته مصادف با زماني بود كه تظاهرات آغاز شد .ايشان هم به همراه دوستانشان در اين تظاهرات شركت مي كنند حتي يك بار هم با فرار كردن مي تواند خود را از شر ماموران گارد رها كند.در مرداد1358 به خدمت سربازي اعزام ميشود و براي گذزاندن دوران آموزشي به بيرجند مي رود و پس از اتمام اين دوره به به تهران و از آن جا هم به انديمشك اعزام شد و پس از چند ماه به علت گرفتاري خانوادگي جاي خود را با يكي از سربازان عوض مي كند و در تيپ84 گردان 139 خرم آباد مشغول مي شود و در پنجم تير ماه 1359 جهت ماموريت همراه گردان 139 به منطقه پاوه اعزام مي شود و در چند ماموريت هم شركت مي كند .شهيد بنا به وصيت نامه اش به همراه 18 سرباز ديگر و در همان درگيري ها او را هدف خمپاره قرار ميدهند و ايشان در تاريخ 59/10/29 در اثر تركش خمپاره شهيد مي شود.

وصیتنامه

وصيت نامه شهيد نورالدين لطفي
سلام پدر و مادر و خواهران و برادران عزيزم .الان كه دارم اين چند سطر را به عنوان وصيت نامه براي شما مي نويسم كاملاٌ در حال طبيعي و سالم و سر حال هستم و هيچ گونه نگراني در چهره من ديده نمي شود وبا خيالي آسوده و راحت مشغول نوشتن اين وصيت نامه هستم .
پدر و مادر ، نميدانم چگونه از شما كه بهترين لحظات عمرتان را صرف كرديد تا مرا به اين اندازه برسانيد تشكر كنم .از شمايي كه با زحمت كشيدن فراوان توانستيد مرا بسازيد.الان ساعت حدوداٌ 8/30 شب است كه فردا صبح ما را به منطقه عملياتي اعزا م ميكنند.
همراه من 18 سرباز و يك افسر و يك درجه دار مي باشد و چون در اين موقعيت حساس كه از يك سو آمريكا و از سويي ديگر صدام چشم به اين آب و خاك عزيز دوخته است و قصد قطعه قطعه كردن آ؛ن را دارد ما به نوان يك سرباز جمهوري اسلامي به اين جبهه ها اعزام شده ايم تا آخرين قطره خون خود را بايد براي اين وطن جانفشاني كنيم و انتقام شهيدان خود را از اين مزدوران بگيريم و اگر من شهيد شدم بايد شما اصلاٌ ناراحت نباشيد و افتخار كنيد كه همچنين فرزندي داشته ايد كه براي دفاع از ميهن اسلاميمان به شهادت رسيده است .
در خاتمه همگي شما عزيزان را به خداي بزرگ مي سپارم .خدا يار و نگهدار همگي شما باشد .
همگي شما را به خداي بزرگ مي سپارم
نورالدين لطفي

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه