آخرین اخبار:

شهید احمد زمانی بابگهری

شهید احمد زمانی بابگهری

نام پدر: ایوب
تاریخ تولد: 1346/4/2
تاریخ شهادت: 1362/1/22
محل شهادت: فکه
مشاغل: ...........
محل تولد: ...........
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:زرند شهر:کرمان - زرند
زندگی نامه
شهید احمد زمانی/ در تاریخ 46/8/22 در روستای بابگهر چشم به جهان گشود و با به دنیا آمدنش افتخاری برای خانواده و کشورش شد و ایشان از اول دبستان تا پنجم ابتدایی در دبستان روستای بابگهر تحصیل کردند و همیشه به من و پدرش کمک می کرد. در تابستان به کارهای کشاورزی می پرداخت و همیشه کمک دست پدر و مادرش بود و هیچوقت آنها را تنها نمی گذاشت. بعد از دوره دبستان دوران راهنمایی خود را در مدرسه راهنمایی شهرسازی درگر درس خواند،ایشان خیلی اخلاق خوبی داشت هیچوقت با صدای بلند با خانواده اش صحبت نمی کرد و وقتی که مدرسه می رفت لباسهایش پاره می شد می داد به من که لباسش را وصله کنم اما نمی گذاشت که من برای او لباس جدید بخرم و هیچوقت پولی از ما نمی گرفت. ما می بایست یک 10 تومانی را به طور پنهانی بگذارم توی کیفش. راهنمایی تا کلاس دوم رفت تابستان سال دوم راهنمایی رفت به جنگ و در عملیات والفجر در تاریخ فروردین 1361 به شهادت رسیدند و چشمش را به دنیا بست.
وصیت نامه
بسمه تعالی

به نام خداوند بخشنده مهربان

بسم رب الشهداء

سلام گرم مرا  از پادگان دشت آزادگان می دهم، بپذیرید. پدر و مادر عزیزم ما وظیفه شرعی داریم که این وصیت نامه را بنویسیم، شما از اینکه من این وصیت نامه را برای شما نوشتم هیچگونه ناراحتی نداشته باشید و اگر من شهید شدم شما هیچ گونه ناراحت نداشته باشید و اجر خود را از خدای بلند مرتبه بخواهید و ای پدر و مادرم شما سلام گرم مرا به همه دوستان و رفیقان برسانید و از اینکه من این وصیت نامه را برای شما می نویسم دل شما نشکند  و شما هیچگونه ناراحتی نداشته باشید. باری پدر مهربانم اگر من شهید شدم شما که می دانید خون شهید هدر نمی رود و همچنین که قرآن می فرماید شهید زنده است پس اگر من شهید شدم یک سعادت نصیب شما شده است، پس شما از شهید شدن من هیچگونه ناراحتی نداشته باشید. و همینجا  با شما خداحافظی می کنم، قربان شما، احمد زمانی


شهیدان زنده اند، الله اکبر             به خون آغشته اند، الله اکبر


در ضمن پدر گرامیم و مادر دلسوزم بدانید که من از شما نبودم بلکه امانتی بودم در دست شما که این امانت را خدای بزرگ سپرده بود بدست شما و حال که من را چنین پرورش داده اید تا در راه اسلام بجنگم و اگر سعادت نصیبم شد شهید شوم شما ناراحت نباشید، بلکه باید خوشحال باشید که جوانی چون من را در راه اسلام پرورش دادید تا در این راه شهید شود و از تو مادر دلسوزم می خواهم  که برای من گریه نکنی و مثل مادران دیگر شهیدان سرت را بالا بگیری و خوشحال باشی.

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه