فرزندان خمینی(7) اسماعیلوار به قربانگاه آزمایش الهی میشتابند و در منای عشق عاشقانه ایثار میکنند و پیروز مندانه در مسلخ عشق جان میبازند و شمع وجودشان بر ظلمت ظالمان میتابد و ستمکاران را رسوا و ظلم ستیزان را چراغ راه میشوند. میسوزند تا با کفر نسازند. میروند تا ایمان بماند. جان میدهند تا به چراغ توحید جان بخشند. سرودشان لا اله الا الله و فریادشان نصر من الله و سوزشان یارب و انا لله. کتابشان قرآن، پیامشان ایمان و راهشان اسلام است.
آنان دلاورانه در نبرد با ظلمت گام نهادند. رفتند تا همچون ستارههایی در آسمان تیره بدرخشند. شهید قربانعلی تیموری که حضور را دروازهای به سوی قرب الهی میدانست، با اخلاص در وادی شهادت قدم گذاشت. او در ششمین روز از فروردین ماه سال 1341 در روستای بازنه از توابع شهرستان شازند و در خانوادهای مذهبی و متدین و روستایی که اهل صفا و صمیمیت و یکرنگی بودند، دیده به جهان هستی گشود. او در دامان پدر و مادری مهربان و دلسوز و فداکار رشد و نمو کرد و در فضای بیریای روستا بزرگ شد. با هم سن و سالان خویش بازی میکرد و در خانواده نیز به آموزش و یادگیری قرآن و نماز و شرعیات دین گذراند. هفت ساله که شد به مدرسه رفت و تا پنجم ابتدایی به تحصیلش ادامه داد و به خاطر مشکلاتی که داشت مجبور به ترک تحصیل شد. بعد از ترک تحصیل به کار کشاورزی روی آورد و این کار را حرفه خویش قرار داد تا نان حلال بر سفره بیاورد. زمان ازدواجش که رسید همسری همراه برگزید و زیر یک سقف زندگی مشترکشان را به خوبی آغاز کردند. ثمره این وصلت شیرین پسری بود که در سال 1360 به دنیا آمد و شیرینی زندگی، برایشان بیشتر شد.
دوران جنگ بود و او برای گذراندن دوران مقدس سربازیاش به لشکر 77 خراسان در ارتش رفت و حدود یازده ماه در آن یگان خدمت کرد. او پس از ماهها رشادت در اولین روز اردیبهشت ماه سال 1361 در عملیات بیتالمقدس در منطقه رقابیه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به بدنش به شهادت رسید. پیکر مطهرش را در گلزار شهدای بازنه به خاک سپردند.