هميشه به ياد خدا و اسلام عزيز بود تا اينكه انقلاب اسلامي با پيروزي تمام به ثمر رسيد. در ايام انقلاب شكوهمند اسلامي كوشش و مجاهدت فراوان از خود ابراز نمود. تا اينكه در سال 1360 براي خدمت مقدس سربازي كمر همت بربست. دوره مقدماتي سربازي را در پادگاننوده به پايان رسانيد و بعد از پايان اين دوره عازم جبهههاي نبرد حق عليه باطل شد. مدتها در جبهههاي كربلاي ايران يعني « جبهه نوسود » با بعثيان متجاوز مشغول نبرد بود. در نامه هایی که برای خانواده خود می نوشت سفارش ميكرد: امام عزيز را تنها نگذاريد و شما در پشت جبههها از رزمندگان حمايت كنيد و از دين خدا غافل مباشيد و به زرق و برق دنيا دل نبنديد. اگر من شهادت را در آغوش گرفتم و اين افتخار نصيب من و خانوادهام شد هرگز ناراحت نباشيد.
تا اينكه در نهم مرداد سال 1360 در پاسگاه کاوه شهادت نصيب اين انسان پاك خدا و رزمنده دلير شد .
مادر تو را از ماتم من از چه شيون است عشق وطن شهادت و در خون طپيدن است
صدبار گر دهند از نو زندگي مرا باز هم هواي نوسود و آن صحنه ديدن است
آزاد چون شود وطن از دست دشمنان وقت مراد و روز به مقصد رسيدن است
شهيد خفته به خاك اندر اين مكان سرباز راه دين ، نگهبان ميهن است