شهید علی ناظریه

شهید علی ناظریه

نام پدر: مختار
تاریخ تولد: 1346/6/4
تاریخ شهادت: 1363/12/23
محل شهادت: جزیره مجنون
مشاغل: دانش آموز سوم راهنمایی
محل تولد: سمنان - گرمسار - گرمسار
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:گلزارشهرگرمسار شهر:سمنان - گرمسار
وصیتنامه

بسم الله الرحمن الرحيم

« لن يجعل الله للكافرين على المومنين سبيلا »

خداوند ميفرمايد كه من هرگز نخواستم كه منافقان برمومنين راه يابند .

« قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثنى و فرادى »

بگو شما را به يك چيز مهم پند ميدهم كه دوتا دوتا و تك تك برای خدا قیام کنید.

سلام بر تمامی امت شهیدپرور و سلام بر امام خمینی و سلام بر پدر و مادر و خواهر و برادر و تمام دوستان و همسنگران.

ما بايد از آيه اى كه در بالا تلاوت شده پند بگيريم كه بايد قيام كرد بر عليه زور و ستم و اسلام را بايد رواج داد به تمام دنيا و تمام كسانى كه در تاريكى بسر مى برند به روشنايى راهنماييشان كنيم.

حرف دل با پدر و مادر

اى پدر و مادر مهربانم ما كه الان الحمد الله تنها نيستيم كه قيام كرده باشيم تمام دنيا الان بپا خاسته اند و قيام مى كنند و اميدوارم كه ديگر نگرانى نداشته باشى. من خيلى آرزوها داشتم و من خيلى اميدها داشتم اما چه بسا اميدى بهتر از شهيد شدن در راه خدا و قرآن نيست .

از آن وقتى كه اين كوردلان به اين وطن عزيزمان حمله بردند من ديگر طاقت ايستادن در خانه را نداشتم و همش در فكر اين بودم كه چطور و كى مى شود كه من به سربازى بروم و براى خدا قيام كنم و براى ملت محروم و ستمديده خدمت كنم و حال كه به جبهه رفتم از طرف بسیج سپاه پاسداران و خدمتى به جهان بشريت كردم تمام اين كسانى كه به جبهه هاى حق عليه باطل مى روند و شهيد و يا اسير مى شوند تمام اميدشان به ماست كه راهشان را ادامه دهيم و ظلم را از بين ببريم و حرف خدا و قيام پيامبران را در جهان رواج دهيم اى مادر جان اميدوارم كه شيرت را حلالم كنى و براى من بدون چون و چرا نبايد اشك بريزى همينطور كه تقى و محمد و محمد دامغانى شهيد شدند من هم ادامه دهنده راه آنان هستم و بايد اى مادر افتخار كنى كه يك فرزندت را در راه خدا دادى و شهيد شده است مانند حضرت فاطمه كه وقتى على (ع) به شهادت رسيد او دعا كرد و خود حضرت على هم دعا كرد و من مى خواهم كه مانند زينب كه على اکبر و على اصغر دو طفل خردسال خود را از دست داد گريه نكنى.

حرف پدر و مادر شرط است اما جايى هم هست كه بايد حرف پدر و مادر را گوش نكرد و آنجايى كه بايد حرف پدر و مادر را گوش نكرد قيام براى خدا و جهادكردن براى خداست و خيلى بايد مرا ببخشيد كه با شما خداحافظى نكردم و به شما نگفتم كه من مى خواهم بروم به جبهه هاى حق عليه باطل و خودتان هم خيلى بهتر از من مى دانيد كه من هر وقت بود مير فتم و شهيد مى شدم و يا اينكه آنقدر بودم كه اسلام به تمام جهان صادر مى شد و ديگر عرضى به پدر و مادر مهربانم ندارم.

پیامی برای دوستان

حالا يك پيام دارم براى دوستان و آشنايان و تمام خانوادهاى شهيد پرور :

اى دوستان بپا خيزيد كه اين جنگ يك معامله اى است بين تمام مسلمين جهان در رابطه با بهشت كه خداوند جانتان را مى خرد و با قيمتى خيلى گران و بهشت را به شما انفاق مى كند (امام جمعه گرمسار). بسيج را خالى نكنيد و به بسيج برويد و سلاح تمام شهداى اسلام را برداريد و پدر و مادر شهداى اسلام را تنها نگذاريد و كارهاى خير انجام دهيد هوشيار باشيد و نسبت به همديگر بدبين نباشيد گوش بفرمان امام خمينى باشيد و بايد خوب هوشيار باشيد كه ببينيد امام چه مى گويد و جبهه ها را خالى نكنيد.


منبع:کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان


زندگی نامه

حمام را بهانه کرد تا به جبهه برود

 شهید على ناظریه فرزند مختار چهارم شهریور ۱۳۴۶ در گرمسار به دنیا آمد. تا سوم راهنمایی درس خواند.

خواهر علی از خاطراتش می‌گوید: «برادر بزرگ‌ترم آمد. علی از جا بلند شد و خواست برود بیرون. برادرم پرسید: «علی! کجا می‌خوای بری؟»

گفت: «حمام.»

عصر برادرم که از سر کار برگشت، علی در منزل نبود. گفت: «می‌دونی علی کجاست؟»

گفتم: «نه!»

گفت: «رفته جبهه.»

دنبال وسایلش گشتم. دیدم با خودش برده‌. کلاس سوم راهنمایی بود که به جبهه رفت و تا سه ماه برنگشت.»

سه بار به جبهه اعزام شد

سه بار از طریق بسیج به جبهه اعزام شد. حدود ۹ ماه سابقه حضور در جبهه دارد. تیربارچی بود.

در بیست و یکم اسفند ۱۳۶۳ در جزیره مجنون از ناحیه دست، پا و سر هدف دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. جنازه‌اش پس از تشییع در گلزار شهدای گرمسار دفن شد.


چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه