شهید پرویز آقایی عزیزآبادی

شهید پرویز آقایی عزیزآبادی

نام پدر: کریم
تاریخ تولد: 1339/1/1
تاریخ شهادت: 1361/10/28
محل شهادت: اسلام ابادغرب
مشاغل: ...........
محل تولد: کرمانشاه - اسلام آباد غرب - اسلام آباد غرب
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک:6 ردیف:17 شماره مزار:8 نام گلزار:باغ‌فردوس شهر:کرمانشاه - کرمانشاه
خاطره شهید پرویز آقایی عزیزآبادی
شهید پرویز آقایی در سال 1339 در یک خانواده مذهبی چشم بدیده جهان گشود و زادگاهش در دینور، روستای عزیزآباد از توابع بیستون می باشد و تا مقطع دیپلم متوسطه تحصیلاتش را ادامه  میدهد و سپس به استخدام ارتش در می آید.
اینجانب کریم آقایی فرزند اقا آقایی پدر شهید والامقام پرویز آقایی هستم خاطراتی که از شهید به یادگار مانده است پرهیزگاری و خوش اخلاقی و اسلام پرستی وی است و تنها خاطره که یادم است زمانی است که به استخدام ارتش در آمد و زمانی که در حال گذراندن آموزش جهت اخد درجه بوده در این هنگام مزدوران رژیم طاغوت به آموزشگاه آنها حمله ور می شوند و جمعی از دوستان و هم ردیفهای ایشان را به شهادت می رسانند از اینکه مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی بود شهید پرویز اقایی که فرزند اینجانب می باشد شوق و علاقۀ زیادی به شهادت داشت و در راه دین و اسلام و امام جان خود را فدا نمود.
شهید بسیار پای بند و معتقد به موازین شرعی و دستورات اسلامی بود مخصوصاً انجام فرائض دینی و مذهبی که بیشتر متمرکز بر نماز و روزه ایشان هرگز نمازش قضا نمی شد و ایامی که واجب و مستحب بود روزه دار بودند و در مورد حفظ حجاب نیز تاکید فراوانی داشت.
علاقه اش نسبت به امام و انقلاب خیلی زیاد بود و پیرو خط امام و ولایت فقیه بود و همیشه دعاگوی امام و نگران سلامتی ایشان و در عرصه پیروزی انقلاب در حالی در صف راهپیمایی و تظاهرات بر علیه رژیم معلون پهلوی بود مورد اصابت گلوله ماموران مزدور شاه خائن یعنی ساواکی ها قرار گرفت و توسط شخصی در تهران به منزل و به مدت 10 روز مورد مداوا قرار می گیرد و پس از 10 روز به کرمانشاه مراجعه نمود تا اینکه در کوتاهترین زمان بعد از انقلاب توسط عراق که آغازگر جنگ تحمیلی بود جنگ آغاز گردید و ایشان رفتن به جبهه را یک تکلیف شرعی و الهی بر خود واجب دانست و در این موقع هیچکس و هیچ چیزی جلوی وی را از رفتن به جبهه نتوانست بگیرد و فرمان حضرت امام لبیک گفت و به منطقه رفت و حتی زمانیکه مرخصی اش هنوز به اتمام نرسیده بود مجدداً بازگشت به منطقه می نمود خیلی عشق به جبهه داشت و آرزوی قبلی اش شهادت بود تا اینکه در تاریخ 1361/10/28 به آرزوی واقعی اش که شهادت بود رسید و خبر شهادت ایشان را دامادم به ما اطلاع داد مزارش در گلزار شهدای شهر کرمانشاه می باشد.
درود بر شهدا
خاطره شهید پرویز آقایی عزیزآبادی
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت در راه خدا برای هر مسلمانی افتخاری بزرگ و راه گشای مبارزه است و ملت مسلمان و مبارز این را به خوبی نشان داده است که با عزمی راسخ و اراده ایی استوار به از شهادت به پا خواسته آمد.
آیت الله العظمی منتظری
در معرکه سرنوشت ساز زمان که انقلاب اسلامی و خدایی ایران در برابر کفر جهانی و سمبل و سر کرده آن شیطان بزرگ برخاسته است هر روز ستاره ایی دیگر در فضای تاریخ بر مظلومیت نسل هابیلیان ایثارگر که با همه کس و همه چیز را فدا می کند تا انسانیت ستمدیده را از حلقه های زنجیر قهر شیاطین برهانند نور افشانی می آغازد و در این راه  گلهای پرپر و جوانانی پاکتر و خالصتر از همه پاکیها در بهار عمر پژمرده شوند که مگر نه این است که در این صحنه گیتی آنچه می ماند و باقی است تا بیکرانه ابدیت الهی ارزشهایی است که آفریده می شود و نه اشخاص و نه اجسام و نه هیچ چیز دیگری.
و چه ارزشی بالاتر از اینکه در آغاز زندگی از همه عزیزان بریدن و حتی نزدیکترین کسان را در اشک و حسرت گذاشتن و بسوی میدان شهادت رهایی بخش بشتافتن مجاهد ایثارگر برادر پرویز اقایی در زمره این ارزش آفرینان بود که با خون خود درخت تنومند و پر شاخ و برگ اسلام و ارزشهای اسلامی را ابیاری نمود.
پرویز آقایی در یکی از روزهای سال 1339 در روستای عزیزآباد  دینور یکی از بخشهای استان باختران چشم به جهان گشود پدر خود  نشین بود (روستایی که آب و زمین نداشته باشد) که زندگی آنان با رنج و مشقت طاقت فرسایی می گذشت در سن شش سالگی به مدرسه رفت.
دوران ابتدایی را در همان روستای زاد  به اتمام رسانید هنگامی که 12 ساله بود همراه با خانواده اش به باختران عزیمت نمود و دوران سیکل را شبانه در دبیرستان کزازی گذراند.
شهید آقایی ضمن تحصیل شبانه ، روزها در یک چلوکبابی کار می کرد و از این طریق به خانواده اش  کمک می کرد.
بعد از اخذ سیکل به دانشسرای مقدماتی رفت و شش ماه نیز در آنجا به تحصیل اشتغال داشت ولی چون با روحیه او سازگار نبود ترک تحصیل کرد. بعد از ترک تحصیل به سربازی رفت و سه ماه دوره آموزشی را در تهران گذراند پس از دوره آموزشی 6 یا 7 ماه در پادگان صالح آباد باختران خدمت کرد.
زمان خدمت شهید آقایی در باختران همزمان بود با اوجگیری انقلاب اسلامی ایران و شهید آقایی با وجود جو خفقان در جامعه عموما و در ارتش خصوصاً همگام با ملت و همدست با سایر ارتشیان مجاهد به ندای حق طلبانه امام امت لبیک گفته و در پخش اعلامیه و نوارهای سخنرانی امام بسیار کوشا بود او به وظایف دینی و اجتماعی خود پایبند بود و لذا بخواست فرماندهان طاغوتی اعتنا نمی کرد و دست بکارهایی می زد که مورد پسند رژیم نبود دوران فشار و اختناق و جو رعب و وحشت حاکم بر نظام ارتش شاهنشاهی و ندای استقلال آزادی و جمهوری اسلامی از حلقوم ازادگانی چون این شهید طنین افکن بود سرود رهایی را می خواند و امیدوار بود تا بتواند از این طریق همگام با سایر   مجاهدان ظلم ضد خلقی ارتش را که از درون پوسیده است با پیروی از فرامین امام از پای در آورند و ارتشی پاسدار ارزشهای الهی بنیان نهند و با توجه به همین مسئله بود که بعد از خدمت سربازی به استخدام ارتش در آمد.
تا اینکه فجر امید و انقلاب اسلامی به رهبری مرجع مجاهد امام خمینی دامت برکاته پیروز شد، شهید پرویز آقایی رسالت خود را بخوبی درک می کرد هجوم نظامی تجاورکارانه رژیم بعثی عراق علیه انقلاب اسلامی ایران وجدان بیدار و خداجوی او را سخت جریحه دار ساخت برای دفع تجاوز و دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی و شرف و آزادی مردم از بذل جان دریغ نورزید و در جبهه های سرپل ذهاب و گیلانغرب و بازی دراز با دشمن به جهاد پرداخت.
در مورد خصوصیات بارز اخلاقی پرویز می توان گفت او جوانمردی با سخاوت و شجاع و مهربان بود و همواره در باره شهادت و پیوستن به لقاء الله صحبت می کرد.
بدنبال فوت مادرش از پدرش می خواست که برای سرپرستی برادران و خواهرانش همسری اختیار کند و این نشانه بینی مذهبی او بود همیشه از خدا می خواست در راه او مرگی انتخابی داشته باشد تا شاید حق بندگی را اگر   اندک بجا آورده باشد.
وی در سال 61 یکی از دختران مومنه عزیزآباد را به همسری انتخاب کرد.
و سرانجام در جبهه سرپل ذهاب در حین انجام ماموریت گشت زنی شناسایی می شود و مورد اصابت آتشبار دشمن قرار می گیرد و با دو تن از همرزمانش در تاریخ بیست و ششم دی ماه 61 در جبهه سرپل ذهاب دعوت حق را لبیک گفته و به دیار ابدیت شتافت آری آنجا که از او پرسیده شود پای دینت قتالت به کدامین گناه کشته شدید آنجایی که دیگر صحبت از تجاوز و تعدی و زورگویی قدرتها و ابرقدرتها نخواهد بود آنجا که دیگر صحبت از تاج و تخت و بار و زور و زر نیست صحبت از عدل و فضل خدا است از اعمال انسان که فمن یعمل مثقال ذره شریره و در این میان شهدا با رویی باز و سربلند در پیشگاه خدا حضور می یابند سرای جاودانه بر تو مبارک باد که چون شیفتگان خط سرخ تشیع بر ناراستی و کژی شوریدی و میثاق خویش را با دیگر برادران در نینوا قتلگاه مظلومان کربلا به خون آذین بستی راه خونینت مستدام و روح پاکت شاد باد
چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه