شهید فرامرز آقایی

شهید فرامرز آقایی

نام پدر: برزو
تاریخ تولد: 1335/1/7
تاریخ شهادت: 1359/10/20
محل شهادت: اسلام ابادغرب
مشاغل: ...........
محل تولد: ...........
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:امامزاده محمد شهر:البرز - کرج
زندگینامه
بسم رب الشهداء و الصدیقین
قافله عاشقان کربلا منزل به منزل پیش می روند کاروانیان عاشق از شوق دیدار دوست بی تاب شده اند و تنها و تنها چشم به دور دستها دارند، چشم به آنجایی که حرم مولایشان غریبانه انتظار می کشد، انتظار قدمهای یاران فداکار را و فداکاران این کاروان با وجودی سرشار از عشق به دوست و دست شسته از این دنیای فانی پیشاپیش همه می روند، می روند که با خون خود حقانیت اسلام را به اثبات برسانند و فرامرز هم غیر از این نظری نداشت.
شهید گرامی فرامرز آقایی در سال 1342 در کرمانشاه دیده به جهان گشود و دوران طفولیت را با محبت پدر و عشق و علاقه مادر سپری نمود و وارد مدرسه گردید و با استعداد سرشاری که داشت موفق به گرفتن مدرک دیپلم گردید.
در زمان انقلاب تقریباً نوجوانی 15 ساله بود اما شور و حال عجیبی در دل داشت و در پایگاههای مقاومت شهری نگهبانی می داد، پنهانی عکس و اعلامیه حضرت امام (ره) را پخش می کرد. و در تظاهرات بر علیه رژیم شاه معدوم شرکت می کرد.
و همیشه عکس حضرت امام (ره) را در جیبش می گذاشت و می گفت عکس اقا قوت قلب به من می دهد.
فرامرز عزیز جوانی فعال و پر توان بود و برای کمک به پدرش و در آمد خانواده در یک کارگاه آلومینیم سازی مشغول بکار شد و خیلی زود مهارت کسب کرد و به کارش مسلط شد.
وی هیچگاه نمازش ترک نمی شد و بسیار با ایمان و تقوی بود و در هر کارش اول شرط را رضای پروردگار قرار می داد و از نظر خصوصیات اخلاقی، اخلاقش بسیار پسندیده بود و با هر قشر و طبقه راه می آمد و همه دوستش داشتند.
و با شروع جنگ تحمیلی عراق بر ایران به صورت بسیجی به منطقه رفت و شجاعانه به دفاع از مملکت پرداخت و ضمناً شهید عزیز در رشته ورزشی هم مهارت خاصی داشت و در رشته کشتی فعالیت می نمود و بدن ورزیده و سالمی داشت و هر بار که با مخالفت خانواده رو به رو می شد برای رفتن به جبهه در جواب آنها می گفت ما باید از ناموس و خاک و مرز و بوم خود دفاع نمائیم و وظیفه خود می دانم که به جبهه بروم و به خاطر همین افکار هیچگاه تصمیم به ازدواج نگرفت زیرا در زمان جنگ از همه چیز مهمتر مبارزه با دشمن را سرمشق قرار داده بود.
فرامرز آقایی شخصی منطقی و روشنفکر بود و به خواهرانش سفارش حجاب اسلامی را می کرد و می گفت پیرو  حضرت فاطمه (س) باشید.
و سپس بعد از مدتها به صورت داوطلب در جبهه ها به صورت بسیجی به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید و آرزویش شهادت در راه خدا بود و به مادیات و دنیا دلبستگی نداشت و چهار ماه مانده بود که دوران سربازیش به پایان برسد که در سال 67 در منطقه عملیاتی دهلران شربت شیرین شهادت را نوشید و به معبودش رسید و پیکر پاک شهید را در مزار شهدای کرمانشاه بخاک سپردند
روحش شاد و یادش گرامی باد
خدایا، خدایا، ستاره ها، که رفتند، خورشید را نگهدار
چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه