در زمان اوج گیری مبارزات مردم کشور در بیمارستان شهرستان خمین مسئول انبار بود و چندین بار در موقع برگشت از محل کار خود توسط عوامل مزدور شاه مورد تعقیب قرار گرفت تا اینکه یک روز عصر به پدر شهید اطلاع دادند که علیرضا سرمدی و چند تن از دوستانش بازداشت شده اند و در شهربانی خمین هستند ، پس از اینکه آنها را مورد بازجویی قرار داده بودند و مورد شکنجه قرار داده بودند که شهید سرمدی جراحات حاصل از شکنجه را از پدر و مادر مخفی نگه می داشت ولی یک روز بر حسب تصادف که لباس های خود را به تن می پوشید کمر او مشخص شد که سیاه و کبود بود بر اثر ضربات قنداق تفنگ و شکنجه های دیگر برجای مانده بود.
همانطوریکه مبارزات مردم اوج می گرفت در سیزدهم شهریور سال 1357 همزمان با عید سعید فطر بعد از اینکه نماز عید برگزار شده بود و مردم و دستجات مختلف به تظاهرات می پردازند عوامل شاه به مردم هجوم برده و بعد از اینکه همه تظاهرات کنندگان به داخل کوچه های اطراف خیابان رفتند نیروی شاه چندین نفر را به گلوله بستند و از جمله علیرضا سرمدی یکی از آنها بود که بعد از اینکه او را گلوله زدند با قنداق تفنگ پشت سرش را له کرده بودند. از همان روز تظاهرات ها در خمین علنی تر شد و مردم به راحتی به تظاهرات می پرداختند و در حقیقت می توان گفت که خون شهید بسیاری دیگر از مردم را بیدار کرد
یادش گرامی و روحش شاد
راوی:پدر شهید