شهید حسن زندانیان احسانی فرد
متن وصیت نامه شهید:
فکر میکنم که در جبهه بهتر میتوانم مؤثر باشم
در حالی مشغول نوشتن وصیت نامه هستم که رزمندگان مسلمان و حماسه آفرین ما این شیران روز و عابدان شب در جبهه ها مشغول ستیز با کفار می باشند و میروند که آخرین ضربات کاري را بر پیکر پلید کفر و استکبار بین الملل وارد آورند و انشاالله راه کربلا را آزاد کنند.
امیدوارم رزمندگان ما بتوانند انشاالله قدس این اولین قبله گاه مسلمین جهان را از دست اجانب خارج نموده و انشاالله نماز را در مسجدالاقصی به امامت رهبر بزرگ انقلاب بخوانند. من به عنوان یک عضو کوچک از این جامعه و به مصداق این آیه شریف که « و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم » وظیفه خود میدانم که براي نبرد با کفار به جبهه روم و آنها را با همکاري دیگر رزمندگان از این مرز و بوم خارج نماییم و اگر در این حین به شهادت هم رسیدم زهی سعادت.
از پدر و مادرم میخواهم مرا حلال کنند
من از پدر و مادرم، کسانی که در همه حال در فکر پرورش و تربیت من بوده اند و با رنج و زحمت مرا به اینجا رسانده اند میخواهم که اگر در حین زندگی بدي و نافرمانی از من سر زده مرا حلال کنند.
پیامی برای ملت همیشه بیدار
من کوچکتر از آن هستم که براي این ملت شهیدپرور و قهرمان پیام داشته باشم و وقتی که روحیه این ملت را میبینم واقعاً حیرت کرده و به فکر فرو میروم که آیا من لیاقت آن را دارم که براي این مردم پیام بدهم. خیر و البته که نه. من به عنوان یک عضوي کوچک از این اجتماع به این ملت شهیدپرور و امت بیدار و همیشه در صحنه پیامی دارم که اولاً امام را فراموش نکرده و راه او را با دل و جان ادامه دهند و از خداوند متعال بخواهند که عمر این بت شکن قرن و پیر پیران را افزون نموده و از عمر ما بکاهد و به عمر او بیفزاید که انشاالله این انقلاب به انقلاب جهان گیر مهدي (عج) متصل شود. ثانیاً تا آخرین لحظه و آخرین قطره خونی که در رگ هایشان جاري است، پشتیبان این روحانیت آگاه باشند و مسجدها را پرکنند و سنگرها را خالی نکنند.
و در آخر از پدر و مادرم میخواهم که اگر نظر خداوند بر این بنده حقیر و گناهکار افتاد و به آن مقام رسیدم که بتوانم در راه او کشته شوم، در عزاي من گریه نکنند که این منافقین و اجانب منتظر همین لحظات هستند. به امید پیروزي رزمندگان اسلام و نابودي ظلم و کفر همه شما را به خداوند متعال می سپارم.