شهادت،
كبوتر خونين بالى است كه از خانه كوچك فاطمه و على (ع) به پرواز درآمد
بسمه
تعالى
الَّذِينَ
آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ
وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ
(سوره توبه آيه 19)
كسانى
كه به پروردگارشان ايمان آورده اند و براى برقرارى دين خدا از ديارشان هجرت مى
كنند و براى بقا و پايدارى قرآن با جان و مالشان در راه خدا جهاد مى كنند،
بزرگترين درجه و مقام را در نزد خداوند كريم دارند و براستى كه آنان رستگاران دو
عالمند .
(الهم ارزقنا اشرف القتل فى سبيلك
تنصرنى و تنصر رسولك و اختم عاقبتنا بالشهاده .
خداوندا
: به ما شريفترين مرگ در راه خودت را روزى كن. يارى كن مرا و رسولت را و عاقبت ما
را ختم بخير فرما.
شهادت
كبوتر خونين بالى است كه از خانه كوچك فاطمه و على (ع) به پرواز درآمده و در طول
تاريخ در همه زمانها و براى همه نسلها خط سرخى را كه همان خط محمد (ص) و آل اوست
ترسيم نموده است.
خدايا
من آمدم به جبهه تا راه پيامبر (ص) تو و راه حسين (ع) تو و امام عزيزم را كه راه
اسلام است بپيمايم تا براى هميشه در هر دو عالم سربلند باشم زيرا كه حسين (ع) تو
سر خود را و فرزندان خود و انصارش را در راه دين مقدس تو و كتاب بزرگ و انسان ساز
تو داده است و به ما آموخته است كه هرگز تن به ذلت و خوارى ندهيم . من آمده ام تا
به امام خود لبيك گويم.
اى خداى
بزرگ دست از جهان شسته ام و براى ملاقات تو به كربلاى خوزستان آمده ام و آرزو دارم
كه در خاك داغ و مقدس خوزستان به خون خود بغلتم و به ياد عاشوراى حسين (ع) خود را
در راه هدفش فدا نمايم و وصيت خودم را به شما عزيزان كه ياوران امام زمان (عج)
هستيد مى كنم كه اى عزيزان راه شهدا را بپيماييد و نمازتان را در اول وقت بخوانيد
و زياد دعاها بخوانيد مخصوصا دعاى كميل ،حضرت على و زيارت عاشوراى حسين (ع) را و
امام و رزمندگان و اسرايى را كه در چنگ رژيم خونخوار صدام هستند را فراموش نكنيد.
و اما
تو مادر بزرگوارم و پدر مهربانم از شما تشكر ميكنم كه چنان فرزندى تربيت كرديد كه
در راه حسين قربانى داديد و به خداى حسين (ع) تقديم داشتيد و از شما تقاضا دارم در
سر قبر من گريه و زارى نكنيد چون منافقين و دشمنان خارجى شاد و خوشحال مى شوند. از
برادرانم مى خواهم كه در سنگر مدرسه مقاومت كنند تا پيروز شوند و از همه فاميلهاى
خود و دوستان و همه مردم شهيد پرور حلاليت ميطلبم و از شما تقاضا دارم كه اگر
جنازه من آمد مرا در كنار شهيدان عزيز دفن كنيد و به دست برادران حزب اللهى خود
بخصوص برادر ابراهيم الماسى و برادر سيد عبداله جعفرى در قبر بگذارند شايد هم
جنازه من به دست شما نرسد بايد كه صابر باشيد چون خداوند عزيز صابران را دوست
دارد.
و از
پدرم و برادرانم و مادرم ميخواهم كه هرگز از خون من سوء استفاده نكنند كه حق
ديگران از دست برود در آخر نامه از شما ميخواهم كه نماز و دعا به امام و رزمندگان
را فراموش نكنيد.
خداحافظ
مصطفى زمانى
7 بهمن 64
خدايا
خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.