آخرین اخبار:

شهید نبی اله احدی قلیج

شهید نبی اله احدی قلیج

نام پدر: احد
تاریخ تولد: 1342/6/3
تاریخ شهادت: 1365/10/29
محل شهادت: شلمچه
مشاغل: ...........
محل تولد: همدان - بهار - لالجین
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:حسام اباد شهر:همدان - بهار
زندگینامه شهید نبی الله احدی قلیچ معاون گردان 154 لشکر 32انصار الحسین(ع)

نبی الله احدی قلیچ، فرزند احد و صنم، سوم شهریور ماه سال 1342 در روستای حسام آباد شهرستان بهار از توابع استان همدان چشم به جهان گشود.

از كودكی پر جنب و جوش و باهوش بود و رفتارش بسیار بزرگتر از سن و سالش به نظر می رسید که این امر موجب تحسین اقوام و دوستان می شد.

بعد از اتمام دوره دبستان به دلیل کمبود امكانات مالی و نبود كلاس بالاتر در روستا، ترك تحصیل كرد و برای كار به تهران رفت و در کارخانه های متعدد که آخرین آن کارخانه «پاری پلاستیك» بود مشغول به كار شد.

این زمان مصادف بود با روزهای انقلاب و مبارزات شجاعانه مردم ایران با رژیم شاهنشاهی. نبی الله هم که مثل سایر مردم از بی عدالتی و ظلم رژیم طاغوت به ستوه آمده بود، در راهپیمایی های انقلابی شرکت می کرد و از هر فرصتی برای ضربه زدن به بدنه لرزان رژیم استفاده می کرد.

در یکی از این مبارزات و برای نشان دادن مخالفت خود، بعد از فتوای حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه گوشت های ذبحی وارداتی ذبح شرعی نیستند و آنها را دور بریزید، با تعدادی از کارگران کارخانه، تمام گوشت موجود در سردخانه شركت را بیرون آورده و طبق فرموده امام در پای درختان خاك کردند كه این حركت باعث اخراج او از کارخانه شد.

در اوایل جنگ به روستای حسام آباد برگشت و در زادگاهش فعالیت های داوطلبانه خود برای پشتیبانی از جبهه ها را آغاز کرد.

در اوقات فراغت به بسیج روستا می رفت و به بچه ها آموزش نظامی می داد. مراسم مخصوص ائمه(ع) را نیز برگزار می كرد.

به خانواده فقرا و نیازمندان كمك می كرد و به دیگران سفارش می كرد كه به آن ها كمك كنند، چون آن ها انسان های آبروداری هستند و دست نیاز به طرف دیگران دراز نمی كنند و فقط امیدشان به خداست.

امر به معروف و نهی از منکر را هیچگاه ترک نمی کرد و به دخترهای كوچك اقوام می گفت حجابتان را رعایت کنید و به خانواده آنان نیز سفارش می کرد از کودکی بچه ها را به حجاب تاکید کنند.

در سال 1360 به همراه دوست خود محرم علی نبی زاده وارد سپاه شد و لباس سبز پاسداری به تن کرد اما اعزام علی به جبهه و شهادت وی در جبهه های حق علیه باطل، تاثیر زیادی در روحیه نبی الله گذاشت.

با هدف خدمت به خانواده شهداء و بهره مندی از برکت معنوی آنها، با خواهر دوست شهیدش علی نبی زاده ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های مالک و بصیره است که از وی به یادگار مانده است.

تزکیه نفس و مراقبت اخلاقی و رفتاری، سرلوحه همه کارهای او بود و مدام به فکر انجام صحیح احکام دین و اصول اخلاقی بود و در این راه بسیاری از دوستانش را نیز هدایت و راهنمایی می کرد.

بارها به جبهه های نبرد اعزام شد و در عملیات های متعدد شرکت کرد.

از جبهه كه به مرخصی می آمد، در نماز جماعت شركت می كرد، به خانواده شهدا سر می زد و به افراد آموزش نظامی می داد. در بحران ها همیشه توكلش به خدا بود و به همرزمانش می گفت: این دنیا ارزش آن را ندارد كه انسان برود دنبال ثروت جمع كردن، بیایید برای خدا بجنگیم.

بارها مجروح و برای مداوا در بیمارستان بستری شد اما قبل از بهبودی کامل دوباره عازم مناطق عملیاتی می شد و برای خدمت به رزمندگان، سر از پا نمی شناخت.

سر انجام، خداوند رحمان، دعاهای مدام او در نمازهای شب و مناجات های عارفانه اش را مستجاب کرد و در 29 دیماه 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

در بخشی از وصیتنامه شهید آمده است:

امام خمینی(ره) باعث شد تا من از زندگی مادی و پست زودگذر دنیا خارج شوم و با دیدگاه توحیدی به جهان بنگرم و شهادت و مرگ را تولدی دیگر در جهت جاودانگی انسان بدانم.

خانواده عزیز و دوستان محترمم، پیش منافقین گریه نكنید و آن ها را شاد نكنید. در تشییع جنازه من مواظب باشید كه اگر جنازه من به دستتان رسید، نگذارید منافقین و كوردلان و كسانی كه مخالف امام هستند، تابوت مرا بگیرند.

برادران و خواهران حزب الهی، می خواهم امام عزیز را یاری كنید، پیرو خط ولایت باشید، چون نجات امت مسلمان در رهبری و ولایت فقیه است.

از برادران بسیجی كه یاران فداكار اسلام و امام هستند تشكر می نمایم و از آن ها می خواهم مانند كوه همیشه استوار باشند و به منافقین دو چهره كه در همه وقت مزاحم كار شما می شوند اهمیت ندهید و به آن ها بفهمانید در پایگاه های اسلامی جایی ندارند.

پیكر مطهر شهید نبی الله احدی قلیچ در گلزار شهدای روستای حسام آباد شهرستان بهار به خاك سپرده شد تا زیارتگاه عاشقان و دلدادگان باشد.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

وصیتنامه شهید نبی الله احدی قیلچ معاون گردان 154 لشکر 32انصار الحسین(ع)

بسمه تعالى

شهيدان زنده اند الله اكبر

وَلَاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فِی سبیلِ اللّهِ أَمواتاً بَلْ أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یرزقونَ

ومپندارید ان کسانی راکه کشته شده اند در راه خدا مرده اند، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.

به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان، به نام او كه از اويم، هستيم براى اوست، رفتنم براى اوست و بازگشتم براى اوست .

بار پروردگارا سپاس مى گويم كه به من فرصت دادى كه اسلام عزيز را بشناسم تا در خاموشى، نادانى جهل و شرك از دنيا نروم آرى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى باعث شد تا من از زندگى مادى و پست زود گذر دنيا خارج شوم با ديدگاه توحيدى و بينش وسيع به جهان بنگرم و شهادت و مرگ را تولدى ديگر در جهت جاودانگى انسان بدانم.

اى خداى مهربان كه همه را به سوى خود مى خوانى چگونه از تو ستايش كنم كه بعد از پنج سال خدمت در لباس مقدس پاسدارى شهيد شدن را نصيبم مى كنى خدايا چگونه از تو تشكر كنم كه هر چه را خواستم به من عطا كردى.

خدايا من چيزى ندارم كه در مقابل لطف شما بدهم بجز اين جان نا قابل كه آن هم از خود توست در راهت هديه مى كنم .

سخنى با مادر و پدرم : اميدوارم كه سلام نا قابل فرزند خود را بپذيريد و از اينكه سال هاست كه باعث رنج و زحمت شما شده ام مرا ببخشيد و اينجا اعتراف مى كنم كه من نتوانستم حق شما را ادا كنم و اميدوارم كه مرا حلال كنيد ولى به شما اطمينان مى دهم كه تحمل اين امور خود يكى از بزرگترين عبادت هاست كه معلوم نيست اين توفيق براى هميشه در نزد امت ما باشد كه با دادن جان و مال و دادن فرزند، خود را در اين اجر عظيم الهى شركت بدهيد و اين توصيه را به همه بنماييد .

اى پدر عزيزم از اينكه تربيت تو مرا به راه اسلام و قرآن كشاند و عاقبت مرا به عاقبتى خير بدل گرداند از شما بسيار تشكر مى كنم و اميدوارم كه خداوند شما را در ثواب شهيدان راهش شريك و به بهشت اعلا خويش واصل گرداند و اى مادر خوب و مهربانم كه زحمت زيادى برايم كشيدى كه من اين زحمات شما را در هيچ شرايطى فراموش نمى كنم مادر جان صبور باش مانند زينب (س) كه در كربلاى حسينى آنچنان صبر و استقامت از خودنشان داد اميد است تو هم آنطور باشى كه الحمدلله هستى و از خداوند مى خواهم تو را با جهادگران در راهش شريك قرار دهد و لكن من هم به سهم خود از شما تشكر مى نمايم .

پدر و مادر وبرادرانم و خواهرانم و اى همسرم، مبادا در شهادت من سرتان را پايين بياندازيد بلكه سرتان را بالا گرفته مانند ديگر خانواده هاى شهدا استوار باشيد و به شهادت من افتخار كنيد و به اين افتخار كنيد كه من راهم را آگاهانه انتخاب كردم و خودم را فداى راه و هدفم كردم .

چند كلامى با همسر و دخترم :مرا حلال كنيد كه نتوانستم در مدت زندگى كه با هم بوديم يك همسر خوبى باشم اميد است كه مرا ببخشيد اگر سختى از من ديده ايد و با سخنى ناجور شنيده ايد كه باعث رنج شما شده است مرا عفو نماييد و اميدوارم خود را مانند ساير زنان قهرمان همانند همسر حنظله پيامبر و حنظله هاى ديگر زمان امام امت خود مهيا ساخته باشيد و در دورى من همانند ساير همسران شهيدان باشيد و بدان كه جهاد تو در اين امر بسيار ارزشمند است.

سلام بر دخترم كه هيچ وقت بابايت را خوب نديدى از اينكه باباى خوبى نبودم مرا ببخش. دخترم بصيره جان مى دانم كه يتيم بزرگ شدن سخت است اما يتيم شدن شما با همه يتيمان فرق دارد چرا كه امام پدر همه فرزندان شهدا است. اميد است دخترم را چنان تربيت كنيد تا از اسلام و قرآن دفاع كند و خود را براى فداكردن در راه خدا آماده كند .

سخنى با برادران و خواهران و دوستانم :بين منافقين گريه نكنيد و آنها را شاد نكنيد و در تشييع جنازه من مواظب باشيد اگر جنازه من به دستتان رسيد مگذاريد منافقين و كوردلان و كسانى كه در خط امام نيستند در زير جنازه من بروند به آنها هشدار دهيد حتى جنازه ام از آنها راضى نخواهد شد.

از برادران و خواهران حزب اللهى مى خواهم كه امام عزيز را يارى كنند پيرو خط ولايت فقيه باشيد چون نجات يك امت مسلمان در رهبرى و ولايت فقيه است از برادران بسيجى و كتابخانه كه به حق ياران فداكار اسلام و امام هستند صميمانه تشكر مى كنم و از آنان مى خواهم مانند هميشه استوار باشند و بر منافقين دو چهره كه در همه وقت مزاحم كار شما مى شوند رو ندهيد و به آنها بفهمانيد كه در پايگاه هاى اسلامى جايى ندارند از برادران بسيجى و حزب اللهى مى خواهم با وضو وارد بسيج بشوند چرا كه شهيدانى چون نبى زاده و فتح الهى و واثقى در آنجا پا نهادند و شهيد شدند .

در خاتمه از همه مى خواهم كه مرا حلال كنند و مرا ببخشند به اميد پيروزى اسلام بر كفر جهانى .

قربان شما

نبى الله احدى

29/9/65

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه