زندگی نامه - صفحه 5

آخرین اخبار:
زندگی نامه
زندگی نامه شهید«غلام کشته گر»

عشق به میهن در وجودش موج می زد

شهید«غلام کشته گر»، دوم مرداد 1344، در شهرستان زابل در خانواده ای متوسط و مذهبی دیده به جهان گشود. چون عشق به دین و کشور در بند بند وجودش موج میزد و به پایداری این مرزوبوم اهمیت قائل بود. در ادامه زندگی نامه این شهید بزرگوار برای علاقمندان منتشر می شود.

از کتابخانه شخصی تا جبهه‌ فکه

در زندگی نامه شهید «ناصر آرش» آمده است: به مطالعه کتاب علاقه داشت و در خانه کتابخانه ترتیب داده بود. در جلسات مذهبی از قبیل کلاس‌های تفسیر قرآن، خواندن قرآن و نماز جمعه شرکت نمود و به دعا علاقه خاصی داشت چنانکه وصیت نامه او همانند یک نیایش با پروردگار نوشته شده است.
برگی از زندگی شهید «حسن بیات»

درس، جبهه است و معلم، امام

در زندگی نامه شهید «حسن بیات» آمده است: مادر از او خواست که به درسش ادامه دهد تا بیشتر برای جامعه مفید واقع شود، اما حسن نپذیرفت و در جواب مادر گفت: فعلاً درس جبهه است و معلم امام. مادر نیز وقتی اصرار او را دید با رفتن حسن به جبهه رضایت داد.
زندگی نامه شهید «موسی پودینه»

عیدی خودش را از امام حسین(ع) گرفت

شهید «موسی پودینه»، یکم مرداد ۱۳۴۰، در روستای سنچولی از توابع شهرستان زابل در خانواده‌ای مستضعف به دنیا آمد. بزرگترین عیدی را از سرور و سالار خود امام حسین (ع) گرفت و این عیدی چیزی جز شهادت در راه خدا و وطن نبود. در ادامه زندگینامه این شهید بزرگوار برای علاقمندان منتشر می‌شود.
به مناسبت سالروز شهادت منتشر می‌شود

شهادت در گمنامی

در زندگی‌نامه و خاطرات شهید «سیدحمید موسوی عسگری» آمده است: وی ارادت خاصی به حضرت زهرا(س) داشت و علاقمند بود مانند بی بی فاطمه زهرا نام و نشانی از وی نباشد و همینطور هم شد.
مروری بر زندگی شهید قرآنی «شریف اشراف»

عمری که با پایان خطاطی قرآن، به سر آمد

در زندگی‌نامه شهید «شریف اشراف» آمده است: او هنرمند زبردستی در خطاطی و تذهیب بود. امیر سرتیپ ستاد «شاهین‌راد» درباره او تعریف می‌کند: به او گفتم، شما می‌‌توانید یک قرآن به خط خودتان بنویسید. او خندید و پس از بازگشت از سفر به تدارکات وسایل نگارش قرآن پرداخت. همان روزهای اول بود که به من گفت: هر وقت کار نوشتن این قرآن پایان یابد، عمر من هم به پایان می‌‌رسد.
به مناسبت سالروز شهادت شهید «پاسدار شهید عبدالحسین برونسی» منتشر می‌شود

شهیدی که از نحوه‌ی شهادتش آگاه بود

در زندگی‌نامه و خاطرات شهید «پاسدار شهید عبدالحسین برونسی» آمده است: شهید برونسی خود از زمان شهادتش آگاه بود و با صراحت می گفت که من جواز شهادتم را از دست حضرت فاطمه الزهرا(ص) گرفته ام و به عناوین مختلف این موضوع را به خانواده و دوستانش گفته بود و همینطور هم شد ایشان بالاخره بعد از رشادت های بسیار در عملیات بدر همانگونه که از خانم فاطمه الزهرا(ص) شنیده بود به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
زندگی نامه شهید قرآنی «ناصرالدین باغانی»

مدرک قبولی را از دست آقا ابا عبدالله (ع) گرفتم

در زندگی نامه «شهید ناصرالدین باغانی» آمده است: در وصیتنامه‌ای که در چهارم اسفند ماه ۱۳۶۵ در ارودگاه کرخه نوشته اظهار داشته است: «من دانشگاه امام صادق علیه السلام را به دانشگاه امام حسین علیه السلام تبدیل کردم و مطمئنم که امام صادق علیه السلام به این تبدیل راضی است و مدرک قبولی را از دست آقا ابا عبدالله علیه السلام گرفتم».
شهید «علیرضا اکبری زارع»

سپاه را باید به عنوان بازوی ولایت فقیه تقویت کرد

در زندگی‌نامه و خاطرات شهید «علیرضا اکبری» آمده است: در مدت زمان کوتاهی که در سپاه مشغول خدمت بود با تمام وجود زحمت می کشید و معتقد بود که سپاه را به عنوان بازوی ولایت فقیه باید بیش از پیش تقویت نمود. به همین جهت بود که شبانه روز وقت خود را صرف کارهای محوله از طرف سپاه می کرد.
شهید «تقی طایفه سلطان خانی»

شهیدی که با اعمالش به خداوند نزدیک می‌شد

در زندگی‌نامه و خاطرات شهید «تقی طایفه سلطان خانی» آمده است: چهار ماه در جبهه نبرد بود و دوبار هم به دیدن خانواده‌اش آمد ولی هر بار که می آمد همسرش متوجه می‌شد که او از زندگی دور و به خداوند نزدیک می‌شود.
شهید «یعقوب ولدخانی»

شهیدی که همواره منش انسانی را مقدم بر همه چیز می‌دانست

در زندگی‌نامه و خاطرات شهید «یعقوب ولدخانی» آمده است: وظیفه اثرگذاری اش را در تربیت نظامی بچه‌های بسیج که تخصصش بود به خوبی ایفا کرد و در کنار قاطعیت که خصیصه مربیان نظامی بوده و هست ولی او همواره منش انسانی را مقدم بر قاطعیت و صراحت قرار می‌داد.
زندگی‌نامه شهید «علی اصغر آل اقا»

علی‌اصغر عاشق اهل بيت بود

در زندگی‌نامه شهید «علی اصغر آل اقا» آمده است: تاسیس چندین هیات مذهبی در منطقه بازار و خیابان مولوی نشان از عشق او به خاندان نبوی داشت. اهل برگزاری عزاداری و شرکت در هیئت های مذهبی بود.

اشتیاق به شهادت را در چهره‌اش می‌دیدیم

مادر شهید «هادی طارمی» درباره فرزندش می‌گوید: هادی از شهادت حرفی نمی‌زد شاید به خاطر اینکه ما ناراحت نشویم و نگرانش نباشیم اما در چهره‌اش می‌دیدیم که مشتاق شهادت است و به زبان نمی‌آورد.
وصیت‌نامه شهید «رجبعلی بنی عامریان»

شادی برای شهادت، دشمنان را به عزا می‌نشاند

شهید «رجبعلی بنی عامریان» در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: پدر و مادر گرامی و مهربانم اگر به فیض شهادت رسیدم هیچ ناراحت نباشید که دشمنان اسلام با این شادی به عزا نشینند که آری پدران و مادران مسلمان چنین فرزندانی را تربیت کرده اند.

شهیدی که در سنگر مدرسه کوشا بود

در زندگی‌نامه و خاطرات شهید «اصغر علی اکبری» آمده است: او معتقد بود كه در كنار فعاليت‌هاي بسيج بايد در سنگر مدرسه هم كوشا بود و اين را با درس خواندن جدي خويش نشان مي‌داد.
سیری در حیاتِ طیبهِ شهید «حسن بیدرام»:

پنجره‌ای رو به سحر

شهید «حسن بیدرام» از شهدای دوران دفاع مقدس است. «محمدحسن مقیسه» در «ستارگان راه» روایتی جذاب از این شهید را نوشته‌است.

جنگ را دفاع از اسلام می‌دانست

برادر شهید «حسن تیری خطیر» می‌گوید: حسن، جنگ را دفاع از اسلام می‌دانست و همیشه توصیه می‌کرد که «اگر رزمنده‌ای در جبهه به شهادت رسید، ما نباید سنگرش را خالی بگذاریم.»

شهیدی که سنگ مزارش هم متبرک است

در زندگی‌نامه و خاطرات شهید «محمد حسن (رسول) خلیلی» آمده است: شهادت ایشان همزمان شد با نصب ضریح جدید برای حرم امام حسین(ع) و تعويض سنگ های داخل حرم، که آن سنگ های مرمر سبز به سنگ های مرمر سفید رنگ تغییر کرد.

نشانه های پدری را میگفت که خود او را ندیده بود

در پاسخ به سوالات دوستانم که درمورد پدرم ، ازمن میپرسیدند میگفتم؛ قدش بلند، سينه ستبر، بازو قوي، آنها میگفتند باز هم بگو از نشاني هايش، مي گفتم لباس سبزي به تن داشت، اسلحه اي هم به دوش، همان كه پوتين به پا داشت، هماني كه پارچه قرمزي به سرش بسته بود. این متن خلاصه ای از خاطره ی خانم صونا رضازاده فرزند شهيد «شهريار رضازاده» بود که تقدیم شما مخاطبان عزیز میگردد.
وصیت نامه «شهید عیدی آسی»

امیدوارم که همیشه زیر پرچم ولی‌عصر و نایب بر حقش امام خمینی‌ باشید

مختصری از وصیت نامه «شهید عیدی آسی » منتشر شد .
طراحی و تولید: ایران سامانه