نوید شاهد – دوست "شهید منوچهر عمیدآبادی" میگوید: در زمان تشییع پیکر مادر شهيد پنج قدم به جنازه مطهر فرزند دلبندش نزدیک و دست به سينه خود گذاشت و سرش را به طرف شهيد گرفته و خم شده و گفت: "السلام پسرم لباس شهادت مباركت باشد".
نوید شاهد – دوست شهید "علی سرداری" میگوید: او علاوه بر اخلاق نيكو و صفات حسنه خود بسيار اهل مطالعه بود و هيچ عملي را نسنجيده و بدون فكر انجام نمي داد.
نوید شاهد – شهید "حکمتاله رحمانی" در دستنوشتهای از خود، چنان دلنوشته تاثیرگذار و صادقانهای برجای میگذارد که معرفت و خداشناسی در بند بند نوشتههایش موج میزند.
نوید شاهد – شهید "جمشید پیرجان" در نامه خود به خانوادهاش مینویسد: من الان در جبهه حق عليه باطل هستم. با كفر ميجنگم. علي جان و رضا جان اگر شهيد شوم افتخار كنيد.
نوید شاهد – برادر شهید حکمت اله رحمانی می گوید: شهيد رحماني با پايان تحصيلات در دانشگاه و دريافت ليسانس در رشته علوم تربيتي به منطقه بازگشت و در مدرسه راهنمايي شناط در سمت مديريت خدمت صادقانه خود را شروع و شاگردان مومن و انقلابي تربيت کرد.
نوید شاهد - همسنگر شهید علی عوضمحمدی میگوید: گفتم؛ علي به پشت جبهه برگرد. آرپي جي را بلند كرد و گفت: تا گلولهاي دارم و نفس در سينه و قطره خوني در رگ با اين صداميان متجاوز ميجنگم.
نوید شاهد – خواهر شهید "حسین الهیاری"میگوید: راضي به اعزام پسرم به جبهه و شركت در عمليات نبودم. اما با تشويق او با خشنودي و رضايت كامل حاضر شدم برادر و فرزندم را با هم و هم زمان با سپاه محمد(ص) براي اجراي عمليات جنگي به جبههها اعزام و بدرقه كنم.
نوید شاهد – اطرافیان شهید "نقی حاجی یعقوبی" میگویند: دو يا سه ماه قبل از شهادتش از نزديك بودن مرگ به انسان صحبت ميكرد و همين امر باعث شده بود كه در هر جا كه در اين مورد صحبت ميكرد براي خود حلاليت بطلبد مثل اين بود كه سفر ابدي به او الهام شده بود.