نوید شاهد زنجان - صفحه 164

نوید شاهد زنجان

دیدار با خانواده شهید مدافع سلامت در خرمدره به روایت تصویر

رضایی مدیر عامل شرکت کشت و صنعت، سرهنگ امیر خانی فرماندهی سپاه ناحیه شهرستان، امین بابایی رئیس بیمارستان بوعلی سینا و کارکنان بنیاد شهرستان خرمدره با خانواده شهید مدافع سلامت؛ شهید حمزه مقدم دیدار کردند. در ادامه تصاویر این دیدار را ببینید.

گزارش تصویری/ دیدار با خانواده شهدای ارتش در خدابنده

جمعی از مسئولان شهرستان خدابنده در ادامه اولین 95 شهید ارتش این شهرستان در منزل خانواده شهدای ارتش از جمله شهیدان محمد رضا فرهادی، قربانعلی محرمی، نباتعلی خدابنده لو، باب اله خلجی و جانباز معزز محرمعلی خلجی حضور یافته و با آنان دیدار و گفتگو کردند. تصاویر مربوطه را در ادامه مشاهده کنید.

اولین یادواره 95 شهید ارتش شهرستان خدابنده در قاب تصویر

اولین یادواره 95 شهید ارتش شهرستان خدابنده و شهدای پایگاه مسجد باب الحوائج(ع) شهر قیدار و یادبود سالگرد شهادت سردار دلها سپهبد حاج قاسم سلیمانی شد. تصاویر این مراسم را در ادامه ببینید.

یادواره سردار سلیمانی در دوتپه برگزار می شود

مراسم سومین سالگرد شهادت سردار دلها سپهبد حاج قاسم سلیمانی و یاران شهیدش فردا برگزار می شود.

مراسم سومین سالگرد شهادت سردار دلها برگزار می شود

مراسم سومین سالگرد شهادت سردار دلها سپهبد حاج قاسم سلیمانی و شهدای مقاومت فردا در زنجان برگزار می شود.

برگزاری مسابقه کتابخوانی «من قاسم سلیمانی هستم»

مسابقه کتابخوانی «من قاسم سلیمانی هستم» به مناسبت روز جهانی مقاومت و شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی برگزار می شود.

پیش بینی ۲۴۰ عنوان برنامه به مناسبت دهه بصیرت و مقاومت

فرمانده سپاه ناحیه شهرستان زنجان گفت: همزمان با دهه بصیرت و ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی بیش از ۲۴۰ عنوان برنامه برای بزرگداشت این دهه در زنجان اجرا می‌شود.

روحیه بسیجی شهید سلیمانی در مشکلات گره‌گشا بود

معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار زنجان گفت: روحیه بسیجی شهید سلیمانی در مشکلات گره‌گشا بود و این روحیه بود که باعث پیروزی در میادین مختلف می‌شد.

ترور شهید سلیمانی حماقت محض بود

امام جمعه زنجان گفت: دشمنان از شهید سلیمانی می‌ترسند و اذعان می‌کنند که کار ما حماقت محض بود.

ویژه برنامه «سرباز وطن» فردا برگزار می شود

ویژه برنامه سرباز وطن فردا در تالار هنر فرهنگسرای امام خمینی(ره) زنجان برگزار می شود.

مادر شهید «عشقعلی بیات» آسمانی شد

مادر شهید «عشقعلی بیات» پس از سال ها دوری از فرزند دارفانی را وداع گفته و آسمانی شد.

برگزاری اولین یادواره 95 شهید ارتش شهرستان خدابنده

اولین یادواره 95 شهید ارتش شهرستان خدابنده و شهدای پایگاه مسجد باب الحوائج(ع) شهر قیدار و یادبود سالگرد شهادت سردار دلها سپهبد حاج قاسم سلیمانی امروز برگزار می شود.

گزارش تصویری/ یادواره شهدای دانش‌آموز و سردار دلها در خدابنده

مراسم یادواره شهدای دانش‌آموز و فرهنگی، شهید گمنام، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهدای امنیت در خدابنده برگزار شد. تصاویر این مراسم را در ادامه مشاهده کنید.

پوستر/ یاد و خاطر شهدای 11 دی ماه استان زنجان گرامی باد

پوستر شهدای 11 دی ماه با هدف گرامیداشت یاد و خاطره سه هزار شهید گلگون کفن استان زنجان منتشر می‌شود.

تصاویر شهید «شیراله صفی لو»

تصاویر ناب شهید شیراله صفی لو به مناسبت سالروز شهادتش منتشر می شود. در ادامه تصاویر این شهید را مشاهده کنید.

برش 43 از کتاب "روی جاده رملی"/ انتخاب عجیب

محمد علی عرفانی در کتاب "روی جاده های رملی" روایت می کند: فقط سه راه دارین، یا باید از خیر ساک هاتون بگذرین یا اینکه با من بیایین مراغه، اونجا من شترا رو پیاده کنم و شما هم می تونین ساکتون رو بردارین یا اینکه خودتون ساکتون رو از زیر شترا بردارین. انتخاب با خودتونه، ولی من دست به این شترا نمیزنم.

برش 42 از کتاب "روی جاده رملی"/ زمین‌گیر شدن عراقی‌ها

محمد علی عرفانی در کتاب "روی جاده‌های رملی" روایت می‌کند: لوله‌ی توپخانه‌ها به سمت نیروهای عراق در ایستگاه نورد برگردانده شد و اوّلین گلوله‌ی فسفر سفید آزمایشی پرتاب شد. زمانی که از جلو خبر رسید توپ به هدف خورده است، آتش انبوه را اجرا کردند. سرگرد احمدی دست میزد و میگفت: هورا... آجری جون یکی دیگه درکن! گلوله باران آن روز عراقی ها را زمین‌گیر کرد و نتوانستند جلوتر بیایند.

برش 41 از کتاب "روی جاده رملی"/ جشن پیروزی

محمد علی عرفانی در کتاب "روی جاده های رملی" روایت می کند: تا صبح شب نشینی کردیم و به خاطر پیروزی جشن گرفتیم. استکان داغ چایی را محکم چسبیدم و به شراره های آتش زل زدم. تکه های چوب توی آتش جلزوولز میکرد و می سوخت. چشم های مش عباد توی نور آتش موج برمیداشت.

برش 40 از کتاب "روی جاده رملی"/ شهادت مصطفی

محمد علی عرفانی در کتاب "روی جاده های رملی" روایت می کند: چشم هایم را بستم. به یاد هم سنگرم، مصطفی هادیان که اهل اصفهان بود، افتادم. مصطفی همیشه از شنیدن خبر عقب نشینی عراق خوشحال میشد. حتماً روح مصطفی هم مانند ما خوشحال بود. مصطفی با من به لهجه ی ترکی صحبت میکرد و من با مصطفی به لهجه ی اصفهانی.

بُرش 40 از کتاب "چشم‌هایش می‌خندید"/ نذر سلامتی

گیتی احدی خواهر شهید حمید احدی در کتاب "چشم‌هایش می‌خندید" می‌گوید: حمید که از در وارد شد، من و مامان از خوش‌حالی گریه کردیم. بعد از شایعه‌ی شهادتش، باور نمی‌کردم دوباره او را ببینم. دستش باندپیچی شده بود و پایش می‌لنگید. بابا سریع دست به کار شد و گوسفند را زمین زد تا قربانی کند. صدای اعتراض حمید بلند شد.
طراحی و تولید: ایران سامانه