کتاب - صفحه 55

آخرین اخبار:
کتاب
معرفی کتاب؛

بهشت بوی تو می دهد

کتاب " بهشت بوی تو می دهد" بازنویسی زینبانه ها و خاطرات زنان جانباز و ایثارگر کرمانشاهی از عصر انقلاب تاروزگار دفاع مقدس است که توسط مهرداد رضایی فر گردآوری و و نوشته شده است.
سردار شهيد غلامعلى نژاداكبر؛

فرمانده گردان صاحب الزمان (عج) در عمليات كربلاى 5

نويد شاهد مازندران، غلامعلى نژاداكبر - ملقب به جواد - فرزند اسماعيل در خانواده اى كشاورز در سال 1340 در روستاى بيشه سر از توابع شهرستان بابل به دنيا آمد. در سال 1357 موفق به اخذ ديپلم فنى در رشته برق شد. در عمليات كربلاى 5 با سمت فرمانده گردان صاحب الزمان شركت داشت صبح روز 12 اسفند 1365 در منطقه شلمچه در اثر اصابت گلوله مستقيم به ناحيه سينه به شهادت رسيد و مفقودالاثر شد.
نویسنده یار محمد عرب عامری

معرفی کتاب «سرباز وطن»؛ خاطراتی از شهید عطاالله ریاضی

بايد با شوهرت بسازي و خوب زندگي كني! اگه با هم نسازين و بخواين دعوا راه بيندازين، اميد نداشته باش كه من با زنم دعوا و بدرفتاري كنم! من زنم رو دوست دارم و به هيچ قيمتي هم حاضر نيستم كه به خاطر ديگران باهاش اوقات تلخي كنم. حواست رو جمع كن، سعي كن زندگي شيريني داشته باشي.
نویسنده محمد مهدی عبدالله زاده

معرفی کتاب «سخت تر از فولاد»؛ خاطراتی از برادران شهید علی، اسدالله، محمدرضا و جانباز عبدالله مومنی

آن‌سال‌ها شب‌نشینی رفتن رسم بود؛ مخصوصاً زمستان‌ها. تا دیروقت هم طول می‌‌کشید. علی پنج شش ساله بود. او روي کول من بود و رضا روي کول بابا. زمین پوشیده از برف و یخ‌زده بود. باد سردی می‌‌وزید. برای همین یک کت انداخته بودم روی سرش. چند قدم که از خانه‌ي عمه دور شدیم، گفت:«آبجی خسته شدی!». - عیب نداره! راحت باش سرت رو بگذار روي دوشم! - ای‌کاش خونه‌ي ما همین بغل بود. دلم برات می‌‌سوزه. داری هِن هِن می‌‌کنی
نویسنده عباس خواجه شاهکویی

معرفی کتاب «ستاره ها بیدارند»؛ خاطرات جانباز قربانعلی خواجه مظفری از شهادت دو پسرش ابراهیم و حسن خواجه مظفری

نزدیک ظهر زنگ در به صدا درآمد. فوری بیل را انداخت زمین و رفت سمت در. در را باز کرد. یک روحانی و یک پاسدار و یک نفر دیگر پشت در بودند. دلش ریخت پایین. می‌رفت که چهره‌اش تغییر کند اما خیلی زود به خود آمد و به اعصاب خود مسلط شد. سلام کرد. روحانی پرسید:«منزل آقای خواجه‌مظفری؟».
نویسنده سر کار خانم زهرا حدادی

معرفی کتاب «سایه های سرو»؛ خاطراتی از شهید رضا میرزاخانی

همان‌شب رضا به خوابم آمد. ديدم با من حرف نمی‌‌زند. نگاهی به سکة روی پيش‌بخاری کرد و رفت. صبح سکه را داديم بيرون تا شهيد از ما راضی شود. از اول گفته بوديم:«برای رضای خدا شهيد داديم، پس چيزي نمی‌گيريم.».
متن وصيت نامه سردار شهيد قاسمى طوسى:

خط امام، صراط مستقيم

وصيت نامه شهيد محمدحسن قاسمى طوسى، فرزند محمدعلى در سال 1337 در روستاى طوسكلاه از توابع شهرستان نكاء به دنيا آمد. در مهر ماه 1344 وارد دبستان مسير نياء طوسكلاه شد. سرانجام بعد از شصت ماه حضور در جبهه در 18 فروردين 1366 در عمليات كربلاى 8 به شهادت رسيد و پيكر او در منطقه عملياتى باقى ماند و مفقودالاثر شد.

معرفی کتاب « تک درختی در کویر» روایتی از زندگی آیت الله « سید محمود طالقانی»

کتاب «تک درختی در کویر» روایتی داستانی از زندگی آیت الله «سید محمودطالقانی» که به قلم توانای « زهرا حیدری» و به ویراستاری « محمدمهدی عقابی» به رشته تحریر در آمده است. این کتاب از مجموعه « قهرمانان انقلاب» ...

مراسم بزرگداشت شهدای مدافع حرم و رونمایی از کتاب "سجاد فرمانده تخریب" در کازرون فارس + تصاویر

به مناسبت دومین سالگرد شهادت شهدای مدافع حرم کازرون مراسمی در حسینیه تیپ تکاور امام سجاد (ع) برگزار شد.
نویسنده سوده عرب عامری و فاطمه گلپایگانی

معرفی کتاب «ساقیان معرفت»؛ خاطراتی از شهید محمد رضا عاشور و پرویز قدیری

نور خورشيد از تهويه‌ي غسالخانه مثل چند ستون مورب تا روي صورتش كشيده شده بود. يك ورم كبود شده روي صورتش و يك سوراخ كوچك روي قلبش كه تا پشتش رفته بود! مادرم از خدا خواسته بود كه جنازه‌اش سالم برگردد!

«رمادی ۹»؛ خاطراتی از آزاده اسماعیل قیومی

کتاب «رمادی ۹» خاطراتی از آزاده سرافراز «اسماعیل قیومی» به قلم یارمحمد عرب‌عامری است.
نویسنده سمیرا سادات امامی

معرفی کتاب «رفیقت کجاست»؛ خاطراتی از برادران شهید محمد حسین و محمد احمدی

وقتی محمد یحیايی به سمت آقای احمدی می‌رفت پاهایش می‌لرزید و صحنه‌های آخرین روز خداحافظی از مقابل چشمانش می‌گذشتند. محمد توان نداشت به چشمان پدر شهید نگاه کند، اما آقای احمدی او را در آغوش گرفت و بوسید؛ به جای پسری که نتوانست صورتش را ببیند. سپس به چشمهایش نگاه کرد. آرام پرسید:«محمد رفیقت کجاست؟».
نویسنده عبدالله دخانیان

معرفی کتاب «راز ناگفته»؛ خاطراتی از شهید ناصر ترحمی

در حفظ انقلاب بکوشید! راه شهدا را ادامه بدید! امام را تنها نگذارید! وصیت نامه نوشته ام ولی به مادرم بگویید صبر کند!
نویسنده سمیرا سادات امامی

معرفی کتاب «دیدار با آفتاب»؛ خاطرات جانباز محمد یحیایی

قهرماني در اين مسابقه كه همراه با تشويق‌هاي اخوي ‌عرب اتفاق افتاد هنور هم برايم شیرین‌ترين مقامي است كه در دوران فعاليت ورزشي‌ام به دست آوردم. این ‌روزها كه عكس‌ها و خاطرات گذشته را مرور مي‌كنم گرچه گاه دلتنگ مسابقات مي‌شوم اما اين همه در مقابل دلتنگي‌ام براي ياران سفر كرده هيچ است.
نویسنده حبیب الله دهقانی

«دو ستاره جهادیه»؛ خاطرات برادران شهید زمان و عسکری رضا کاظمی

خیلی از مردم به حلال و حروم کاری ندارن؛ هرچی گیرشون بیاد می­خورن. فکر نمی­کنن صاحبش راضیه یا نه؟ این همه بالا و پايین رفتیم دیدی یک­بار دستم رو طرف درخت­هاي مردم دراز کرده باشم؟ شاید صاحبش راضی نباشه!
در تاریخ 1396/11/18 مراسم رونمایی از دو کتاب کودک ایثار و شهادت برگزار گردید.

رونمایی از دو اثر فاخر کودک با محتوای ایثار و شهادت

با حضور 90 نفر از نخبگان کتابخوان دانش آموز آیین رونمایی از دو اثر کودک ایثار و شهادت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار گردید.

معرفی کتاب « روزی مردی برخاست» ؛ زندگینامه « آیت الله طالقانی»

کتاب « روزی مردی برخاست» زندگی نامه داستانی «آیت الله طالقانی» است که به قلم توانای «محمدرضا محمدی پاشاک» و ویراستاری « احمد بروجردی» به نگارش در آمده است...
سمنان- مدیران - میدان پدران آسمانی- کانون پرورش فکری کودکان شهرستان سمنان

آیین رونمایی از دو اثر فاخر منتشر شده در حوزه کودکان با محتوای ایثار و شهادت

نوید شاهد سمنان: به اهتمام بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان و کانون پرورش فکری کودکان استان سمنان دو عنوان کتاب فاخر کودک با نام های "من جنگ را دوست ندارم" و "تنها یادگاری" در تاریخ 1396/11/18 ساعت 9 صبح رونمایی می گردد.
نویسنده علی رضا عالمی

«دفتر عشق»؛ یادمان طلبه شهید محمد خونجگری و بسیجی شهید احمد خونجگری

رمضان سال 1363 ، مدتی را در پایگاه مقاومت بسیج شهر کلاته خیج به تنهایی به سر می برد چند روز از ماه مبارک رمضان گذشته بود ؛ و به علت دوری مسافت بین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهر شاهرود و این پایگاه تدارکات ، امکانات غذایی به پایگاه برده نشده بود و شهید شیخ محمد چند روز با نان های خشکی که از قبل مانده بود ، روزه گرفت و به کسی هم اظهار نکرد تا این که خود برادران بسیج محل به این قضیه پی بردند و موضوع را با سپاه شهر جهت آوردن غذا و تدارکات در میان گذاشتند که شهید محمد می فرمود : « آن چند روز ، روزه هایش ساده و بی تکلف بوده است . »
به مناسبت فجر پیروزی

رویدادهای انقلاب در بهمن ماه 1357 البرز/ گذری در روایتها ؛ بخش دوم

مردم همه خود را در ماجرای انقلاب سهیم می دانستند. خانواده ما همگی در جریان آن روز شرکت داشتند.من مرحوم پدرم ، شهید صفا و شهید محمد باقرو برادر کوچکترم جواد. حتی مادرم هم چادر به کمرش بسته بود ...
طراحی و تولید: ایران سامانه