خانوادههای معظم شهدا اسوههای صبر، گذشت و مقاومت هستند.تکریم خانوادههای معظم شهدا فرهنگی غنی و تاثیرگزار است که سبب خواهد شد پایههای نظام اسلامی مستحکم شود.
اولین همایش استانی صبر و ایثار در هفتم بهمنماه در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی با حضور دکتر شهبازی استاندار البرز، ابراهیم طاهرنژاد مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان البرز، حجتالاسلامو المسلمین صادقی معاون فرهنگی قوه قضاییه،مسئولین لشگری و استانی و امت شهید پور در سالن شهیدان نژادفلاح برگزار و در پایان از خانوادههای معظم شهدا و جانبازان بهعنوان اسوههای صبر تجلیل به عمل آمد.
این جهانخواران شرق و غرب دارند همه را مثل اژدها می بلعند و هیچ اثری از فرهنگ عدل الهی که اراده خدا است، نگذارند ولی کور خوانده اند دیدند که چگونه خدا فرعون و فرعونیان را واژگون کرد و نمرود و نمرودیان را از بین برد و در زمان خودمان محمد رضا شاه را چگونه مردم با شعار عظیم لااله الا الله به اراده خداوند از صحنه روزگار برانداختند و بعد از آن نوبت آمریکا و شوروی است.
شهید «غلامعلی بهارلو سامانی» در تاریخ اول شهریور ماه 1344، در خانواده ای مذهبی و متدین در شهرستان کرج دیده به جهان گشود. سرانجام به سوی جبهه های نبرد شتافت و به مبارزه با صدام عفلقی مشغول شد و پس از مدتها در تاریخ اول اسفند ماه 64، به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
دههٔ فجر انقلاب اسلامی به روزهای ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گفته میشود که طی آن سید روح الله خمینی بعد از تبعید چهارده ساله در دوازدهم بهمن سال ۱۳۵۷ به ایران وارد شد و در نهایت در بیست و دوم بهمن ماه با اعلام بیطرفی ارتش شاهنشاهی، سلطنت پهلوی منقرض شد و انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.
هر نویسندهای دوست دارد بهترین سوژهها را ببیند و بنویسد. در آن دوره مسیرهای بسیاری برای کار و درس بود اما دلم میخواست به صورت واقعی از جنگ بنویسم که خداوند این توفیق را نصیب من کرد تا با حضور در جبهه بهترین دورانم را در این عرصه شروع کنم.
پس از اخذ دیپلم با گرفتن دفترچه آماده به خدمت به خدمت سربازی رفت و با این طرز فکر که می روم به ارتش تا روحیات بسیج را به آنجا انتقال دهم، وارد ارتش جمهوری اسلامی ایران شد.
اينجا يعني شهر جوانرود تقريباً سی كيلومتر با شهر پاوه فاصله دارد. مردم اين شهر آنقدر از سطح آگاهي كمي برخوردار هستند كه وقتي براي نشان دادن اسلايد به يكي از دهات رفته بوديم موقعي كه عكس شاه خائن را نشان ميداديم، مردم كف ميزدند در نظر اين مردم انگار نه انگار كه انقلابي صورت گرفته است و درست بر اثر همين ناآگاهي هاست كه گروههاي دست چپي ميتوانند در اينجا فعاليت كنند.
در سال سوم دانشسرا هم با سپاه محمد(ص) صلی الله علیه و آله و سلم راهی جبهه جنگ شد با لشگر سید الشهداء جمعی گردان حضرت قاسم(ع) پس از مدتی در کربلای 5 در شلمچه به فیض عظمای شهادت رسید.
سرانجام در سال 1366، در عمليات پيروزمندانه «بيت المقدس دو» شركت كرده و پس از حماسه آفريني و جانفشاني كه از خود نشان داد در تاريخ دهم بهمن ماه 1366، در منطقه عملياتي ماووت به شهادت رسید.
براي آخرين بار كه مي خواست به جبهه برود، مادرش به او گفت: كه تو پنج بار به جبهه رفته اي و يك پايت را از دست داده اي، ديگر بس است. ولي او مي گفت: من وظيفه خود را انجام مي دهم. هر چند بار هم كه رفته باشم باز هم جبهه به نيرو احتياج دارد.
تاملی بر نامه به یادگار مانده از شهید «فریدون محمدی»؛
آيا كسي مي تواند با چشم خود نبينید كه دشمن قصد نابودي دين و قرآن، شرف و شعور شما را دارد و باز سكوت اختيار كند، من مي روم تا با پرواز خود بسوي جبهه اسلام سنگر خالي همرزم را پركنم.
و تو اى ملت، شما در راهپيمايي ها خودتان گفتيد؛ ما اهل كوفه نيستيم. امام تنها بماند دوش تا دوش امام اسلام را در سراسر گيتى و پرچم الله اكبر را بر فراز بلندترين قله جهان سرافراز كنيد.
با خداى خود عهد بسته ايم تا آخرين قطره خونمان از اين انقلاب حمايت كنيم و براى اين رفتم تا شما مادر و پدر بزرگوارم را نزد فاطمه زهرا (س ) و اميرالمومنين على (ع ) سر بلند كرده باشم.
او در آخرين ديدار خود با همسر و فرزندانش اين سفارش را به همسر خود كرد كه در تربيت صحيح فرزندان خود كوشا باشد و همين طور او تاكيد بسياري در مورد نماز داشت.
او پس از خدمات بسیار در تاریخ نهم بهمن ماه 1366، در منطقه پدافند «زبیدات» در عملیات پدافندی زمان حفر کانال «دیدگاه روز» مورد اصابت تیر مستقیم دشمن واقع شد و از ناحیه چشم به شدت مجروح شد که این جراحت منجر به شهادتش منجر شد.
خواستم که گمشده خود را در جبهه ها پیدا می کنم و به همین جهت به جبهه اعزام شدم. مادر جان! از شما می خواهم که برای من ناراحت نباشید و دعایم کنید تا خواسته خویش را که همان شهادت است را به دست آورم.