خاطرات شهدا - صفحه 198

خاطرات شهدا
شهدای امروز بیست ودوم آبانماه

خاطره خواندنی از دوست وهمرزم شهید معظم مهدی حسنی

می‌خواهم داستان فراق یاری را بگویم که خود هرگاه به یاد او می‌افتم اشک در چشمانم حلقه می‌زند و بغض گلویم را می‌فشارد یار صدیقی که همچون برادر و حتی بیشتر او را دوست می‌داشتم و دوست دارم
خاطرات شهید محمد ذاکری از زبان پدر و مادرش

نماز را بر هر کاری ترجیح می داد

به مناسبت هفدهم آبانماه سالروز تولد شهید گرانقدر محمد ذاکری خلاصه ای از زندگی نامه شهید و خاطراتی از ایشان از زبان پدر و مادرش منتشر می شود با ذکر صلوات برای شادی روح این شهید عزیز و تمامی شهدای سرافراز.
آخرین نماز (دانش آموز شهید) ؛

پس از نماز آثار شهادت در چهره اش نمايان بود / خاطره ای از زبان همرزم شهید فرهاد سبزي

ساعت 7 بود که به پشت خاکريز خودي رسيديم بچه ها جان پناهي حفر نموده با تيمم و پوتين نماز خواندند فرهاد تفنگش را به من سپرد و مشغول خواندن آخرين نماز زندگيش شد در قنوت با دست هاي کوچک و قلب خاضعش در مقابل معبود دعا مي کرد.
پس از نماز آثار شهادت در چهره اش نمايان بود

خاطره ای از زبان همرزم شهید /آخرین نماز

ساعت 7 بود که به پشت خاکريز خودي رسيديم بچه ها جان پناهي حفر نموده با تيمم و پوتين نماز خواندند فرهاد تفنگش را به من سپرد و مشغول خواندن آخرين نماز زندگيش شد در قنوت با دست هاي کوچک و قلب خاضعش در مقابل معبود دعا مي کرد
خاطره شهید والامقام محمد عطااللهی

خاطره خواندنی از شهید والامقام محمد عطااللهی

خاطره خواندنی از شهید والامقام محمد عطااللهی
خاطره خواندنی از شهید والامقام مجید قاری

خاطره خواندنی از شهید والامقام مجید قاری

خاطره خواندنی از شهید والامقام مجید قاری
شهدای امروز هشتم آبانماه

شهدای امروز هشتم آبانماه شهید معظم مسعودبهبویی دولت سرایی

خاطرات شهید معظم مسعودبهبویی دولت سرایی

همه چیز برای خدا

ازدواج هم باید برای خدا باشد. ما این کار را برای خدا انجام می دهیم و من خودم را برای کار بزرگتری آماده می کنم.

هدف ما اقامه نماز

نزدیکی های صبح به ما خبر رسید که باید برگردیم. از طرفی بی سیم ما از کار افتاده بود و از طرفی بچه های گروهان من در میدان مین گرفتار شده بودند، رفتم و آنان را صدا زدم. هوا تازه داشت روشن می شد. نوبخت به من گفت: نمازت را خواندی؟
یاد یاران

شهید شعبان آقابزرگی

در زمان کودکی چون ما یک سال با هم اختلاف سنی داشتیم خیلی با هم دعوا میکردیم و خیلی با هم لجبازی میکردیم و اکثر اوقات با هم دعوا میکردیم اما وقتی بزرگتر شدیم خیلی بهم وابسته شدیم . او خیلی مهربان بود و به بزرگتر ها احترام میگذاشت....

حماسه عبور از اروند؛ طلبه شهید حسن یزدانی

برای اینکه مواضع دشمن را بهتر شناسایی کند، بیش از سی مرتبه عرض اروند را شنا کرده بود تا به خط عراقی ها برسد، منطقه را شناسایی کند و برگردد.

آخرت، تجلی‌گاه رفتار این دنیای ما است

گزیده‌ای از خاطرات شهید «نورالله اختری» در قالب پوستر برای علاقه‌مندان منتشر می‌شود.

آرزوی شهادت خانوادگی شهید به تحقق پیوست

شهیده ˈگلدسته محمدیانˈ از شهدای فرهنگی دوران جنگ تحمیلی شهرستان شیروان، به همراه دختر خردسال و همسرش، در جریان بمباران شهر دزفول توسط دشمن بعثی به دیدار معبود پرکشید
به نقل از مادر شهید

کمک به همسایه / خاطره ای از شهید سید خدابخش موسوی «2»

او بسیار مردم دار و با خدا بود. دوتا از پسرهایم در سپاه کار می کردند. به آنها گفتم: می شود یک زیلو بخرید بیاورید تا در حیاط پهن کنم. دیگر نمی توانم این قالی سنگین را هر روز عصر ببرم بیرون و بیاورم تو. خدابخش گفت:((بله ولی به یک شرط این کار را می کنم اگر این قالی را می دهی ببرم به یک فقیری بدهم برایت زیلو می خرم.

شهید غلامرضا تهرانی سعید؛ شهید مهر ماه

به گزارش نوید شاهد استان قم، شهید غلامرضا تهرانی فرزند حسین در سال 1339 در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود. او در تاریخ 29/7/59 در جبهه آبادان در جاده تصادف کرده و به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
به نقل از مادر شهید

خاطره ای از شهید سید خدابخش موسوی «1»

مشغول نماز که می شدم پشت سرم می ایستاد و گوش می داد و اگر دعایی می کردم، می گفت: (( مادر، ما هر چه داریم از شما داریم))
خاطرات شهدا پیرامون مسله حجاب و عفاف

حجاب امانت شهدا

خاطرات شهدا پیرامون مسله حجاب

خاطرات شهید شیخ مهدی شرعیات

به گزارش نوید شاهد استان قم، شهید شیخ مهدی شرعیات در سال 1323 هجری شمسی در نجف اشرف چشم به جهان گشود. او در 23/6/1384 طی یک اقدام تروریستی در راه بغداد به فیض شهادت نائل آمد.
خاطره ای از زبان همسر شهید محمد کهدوئی/شهید شاخص فارس

خاطره ای از زبان همسر شهید؛ انتظار شهادت

زمانيکه که ما به گلزار شهداء مي رفتيم مي ديدم که خيلي سر خاک مي نشيند و صحبت ميکند هر چه به او مي گفتم تو اينقدر مي نشيني چي مي گي مي گفت بعداٌ مي فهمي که بعد از شهادت متوجه شدم که او براي اينکه شهيد شود از برادرم مي خواست که پيش خدا او را وساطت کند...
برگفته از خاطرات پدر شهید

می خواهم پهلوان باشم نه قهرمان! / شهید ابوالفضل نیکذات

خاطرات شهید والامقام ابوالفضل نیکذات
طراحی و تولید: ایران سامانه