ما هم زندگي را دوست داشتيم و خانواده و بچهها را دوست داشتيم ولي همه را پشت سرانداختيم و برای خدا جان خود را فدا كرديم و هيچ چيز نتوانست مانع انتخاب راه ما شود.
« شهید یدالله علی اکبرلو» در پاره از وصیتش آمده است: پدر و مادر عزيزم كه برايم زحمت كشيده ايد. اميدوارم بنده حقير را ببخشيد و حلالم كنيد، برايم دعا کنید تا عاقبت بخیر گردم و به خیل شهدای کربلا بپیوندم
اگر در این عملیات من شهید شدم شما اگر به حرم مطهر آقا ابا عبدالله الحسین (ع) رسیدید از شما التماس دعا دارم و در پایان سخن سعی کنید همیشه گوش به فرمان امام عزیز باشید.
سیدنورالله عليخاني باغمياني دوم فروردين 1342، در روستاي باغميان از توابع شهرستان تفت به دنيا آمد.به عنوان ستوانسوم ارتش در جبهه حضور يافت. شانزدهم دي 1364، در سومار توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت گلوله به گردن، سر، شهيد شد.
امت مسلمان اتحاد خود را حفظ کنید؛ زیرا تنها چیزی که کمر دشمن ما را می شکند همین اتحاد می باشد و همین وحدت بود که انقلاب ما را پیروز کرده و در آینده نیز پیروز خواهد کرد.
از پدر و مادرم انتظار دارم از این امتحان با روی سفید بیرون آیند چون می دانم که خداوند متعال از پدران و مادران در این راه انتظار شکیبایی دارد و شاید این از بزرگترین امتحانات الهی شما باشد بخصوص که کشته های مادر این جنگ از جندالله هستند ویاران امام زمان، خداوند این نعمت را به همه رزمندگان عطا بفرماید.
از پدر و مادرم انتظار دارم از این امتحان با روی سفید بیرون آیند چون می دانم که خداوند متعال از پدران و مادران در این راه انتظار شکیبایی دارد و شاید این از بزرگترین امتحانات الهی شما باشد بخصوص که کشته های مادر این جنگ از جندالله هستند ویاران امام زمان، خداوند این نعمت را به همه رزمندگان عطا بفرماید.
مگر مادر جان مگر من از قاسم بهترم ، در صحراى گرم و سوزان كربلا قاسم به نداى هل من ناصر ينصرنى حسينش لبيك گفت و الان هم فرياد حسين زمان را عده اى از مومنان لبيك گفتند و در صف مجاهدان فى سبيل الله پيوستند
جامعه اى كه بخواهد حكومت الله در آن حكمفرما باشد يك راه دارد و آن اينكه در اين راه بايد خونها ريخته شود و شهيد داده شود بايد اين نهال نوپاى انقلاب با خون ما جوانان اين آب و خاك آبيارى شود
قسمتی از وصیتنامه «شهيد عباس جعفري» : هر کدام از ما بازوی انقلابیم که انقلاب نمی تواند بدون بازویش زندگی کند. از شما مردم، به ویژه دوستان و اقوام می خواهم برای اسلام دل بدهید که اسلام مکتب دلدادگی است و مظهر عشق و محبت!
شهید پور رشید در وصیت نامه اش می نویسد: يك توصيه دارم براي شما و آن اين كه تا اين لحظه كه امام امت را ياري نموده ايد و در پيروزي انقلاب سهمي داشته ايد تا آخر ادامه دهيد. تا سرنگوني، جهل، نفاق و با شعار اسلام مكتب ما، قرآن ياور ما، خميني رهبر ما، آمريكا دشمن ما به نهضت ادامه دهيد تا برقراري حكومت ا...»
و شما ای خواهرانم امیدوارم که خودتان حجاب اسلامی خودتان را حفظ کرده باشید و خواهید کرد این را بدانید که حجاب و سیاهی چادر تو کوبنده تر و برنده تر از خون سرخ ما در مقابل منافقان و دشمنان اسلام است کارایی بهتر دارد از شما می خواهم که اخلاق اسلامی را حتماً رعایت کنید و کاری کنید که نزد شوهران خود به مانند فاطمه (ع) نمونه باشید.
فقط اين پيام از من به فرزندم برسانيد كه هميشه توكل به خدا داشته هيچوقت احساس بيكسى و تنهايى نكند در اينگونه مواقع و در همه حال پناه به خدا ببر و بخاطر داشته باشد كه پدرش بحكم نايب امام زمان كه حكم خداست به جبهه رفته است و در راه الله جان داده است اين نه تنها براى او يك خوارى نيست و يك توفيقى است بزرگ .
«شهيد اكبر محمدنژاد» به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت، اولين سفارش در هنگام اعزامش از مادرش حلال كردن شيرش بود و هنگام شهادت و تشییع جنازه ام قد خم نکنید که دشمن شاد شود،و در این راه به آرزوي ديرين خود نائل آمده و شربت شهادت را لاجرعه سرکشیده.
مهدی در ۱۴ فروردین ماه سال ۱۳۶۸ در مشهد مقدس به دنیا آمد. بعدها با خانواد هاش به قم هجرت کردند. با حضور در مراسم اولین تشییع شهید مدافع حرم در قم، عشق جهاد در وجودش شعله کشید.