قسم به خون پاك حسين (ع) قسم به ذوالفقار على(ع) قسم به رسالت نبى اكرم (ص) قسم به خون پاك هفتاد هزار شهيد انقلاب اسلامى ايران زمين ، قسم به ايمان ، قسم به شهادت ، خدياا من از زندگى و خانواده ام سير نشده ام و بدون هدف خودم را بكشتن نمى د هم .
قسم به خون پاك حسين (ع) قسم به ذوالفقار على(ع) قسم به رسالت نبى اكرم (ص) قسم به خون پاك هفتاد هزار شهيد انقلاب اسلامى ايران زمين ، قسم به ايمان ، قسم به شهادت ، خدياا من از زندگى و خانواده ام سير نشده ام و بدون هدف خودم را بكشتن نمى د هم .
من يادم هست كه يك نفر حتي مقيد بود كه در شب سرفه هم نكنند و اگر سرفه اش مي گرفت دستش را جوري مي گرفت جلوي دهانش كه با صداي سرفهْ او مبادا كسي بيدار شود. تا اين اندازه برادران ما نسبت به هم احساس خيرخواهي داشتند.
ارشد اردوگاه در آن وقت، آقاي گودرزي بود اهل اصفهان و از درجه دارهاي متعهد و خوب. مي رود پيش افسر بعثي مي رود و مي گويد:" اين درست نيست. اين پيرمرد، صورتش را خشك خشك بتراشد و تو هم تبعيدش كني...
يكي از ويژگي هاي اسارت روح خدمتگذاري و انسان دوستي در سطح بسيار عالي بود كه در بين برادران ما شكل گرفته بود و ابعاد مختلفي داشت كه به يكي از نمونه هايش اشاره مي كنم.
کتاب «قرار بی قرار»، داستان زندگی شهید «مصطفی صدرزاده» با نام جهادی «سید ابراهیم» است. این کتاب شخصیت والای این شهید را از زبان نزدیکان و دوستان ایشان روایت میکند.
شهید «سید داود جبلّی» یکی از شاگردان امام و اسلام بود. او به حضرت امام خمینی (ره) علاقهی وافر و به انقلاب اسلامی کاملا ایمان داشت و آگاهانه این راه را انتخاب کرد.
با افشای کوچکترین ارتباطی با آقای رجایی و گفتن اسم ایشان، مدت حضور زندانیان در کمیته افزایش می یافت. آقای رجایی فعالیتهای پراکنده ای با گروه های سیاسی داشت.