شهادت - صفحه 342

آخرین اخبار:
شهادت

شهيدى با دو آرزوی بزرگ

شهيد كورش آستين فشان فرزند على در تاريخ 6 مرداد 1336 برخاسته از دامان پدر و مادری متدیّن و محب اهل بیت(ع) در محمودآباد به دنيا آمد. در 15 خرداد 1359، لباس سبز پاسداری را بر تن کرد. آرزویش پیروزی انقلاب و شهادت در راه خدا بود. دیدگاهش این بود که شهید، همیشه زنده و شهادت در راه خدا، از عسل شیرین تر است.
خاطره ای از شهید "احمد احمدزاده سارمی"

خیمه های چادر مشکی

از دوست شهید نقل است که ایشان به همراه جمعی از دوستان، در ماه محرم یکی از سال ها با چادر مشکی مادرانشان برای عذاداری امام حسین(ع)، در خرابه ای خیمه به پا کردند.
زندگی نامه شهید "مهرداد آب آذر"

زندگی نامه شهید مهرداد آب آذر؛ از شهدای عملیات مرصاد

به مناسبت گرامیداشت سالروز شهادت شهید مهرداد آب آذر، خلاصه ای از زندگی نامه ایشان را مرور می کنیم.
زندگی نامه شهید "احمد احمدزاده سارمی"

بیسیم چی شهید

شهید احمدزاده سارمی پس از اعزام به جبهه با سمت بیسیم چی فعالیت خود را آغاز کردند و با همین سمت در عملیات مرصاد به شهادت رسیدند.

نامه‌ای از رزمنده کربلای چهار؛ شاید خدا خواست شهید شدم

راستي! من به جنوب رفته‌بودم و در عمليات كربلاي چهار شركت داشتم و باز هم مي‌روم و از تو همسر خوب و مهربانم مي‌خواهم كه حلالم كنی و هم‌چنين به پدر و مادرت و پدر و مادر خودم بگو كه يوسف را حلال كنيد. شايد خدا خواست شهيد شدم.
مروری بر وصیت نامه سردار شهید محمدرضا خالصی در سالروز شهادتش

سردار شهید محمدرضا خالصی خطاب به مسئولین/ امور امت حزب الله و شريان خون شهدا در دست شماست

امام شما مسئولين كه امور امت حزب الله در دست شماست و شريان خون شهدا در دست شماست مبادا اين خونها را با كارهايى كه در شأن يك مسئول در جمهورى اسلامى نيست به هدر دهيد و باعث دلسردى مردم و بخصوص خانواده شهدا شويد كه در پيشگاه شهدا هميشه سرافكنده خواهيد بود.
او از خود يك عكس نيز به جاي گذاشت

نگاهی کوتاه بر زندگی شهید فتح اله صادقی پور

فتح الله متاهل بود و شغلش پاسداري بود. از لحاظ برخورد مردمي و فعاليت مذهبي بسيار خوب و از هيچ كس نگران نبود.
مجموعه نامه های شهید مفقود الپیکر "سیاوش جوان بخش "

سیزده بدر در سنگر

از نامه هایی که شهید جوان بخش به خانواده خود فرستاده،نامه تبریک سال نو در فروردین 66 است، وی روز سیزدهم عید را در سنگر به دیده بانی گذرانده و نامه اش پر از ابراز علاقه به مادر است.
زندگی نامه شهید مغقود الپیکر، "سیاوش جوانبخش" به نقل از خانواده ایشان

آرزو دارم اسیر باشی...

مادر شهید سیاوش جوانبخت، در حسرت دیدار مجدد فرزند رشیدشان نشسته اند. از آنجایی که اثری از پیکر مطهر ایشان بدست نیامده است گفته اند: آرزومندم با اسراء برگردد و خوشحالمان سازد.
خلاصه‌اي از زندگي‌نامه شهيد"حسین احمدی"

روستا زاده قهرمان

شهید حسین احمدی در روستا متولد شد و زندگی بی آلایش خود را چنین آغاز کرد. زندگی روستایی او را پرتلاش و زحمتکش بار آورده بود. بعدها به تهران آمدند.
زندگینامه شهید "علی آزاده منفرد"

زندگی نامه قاری شهید؛ علی آزاده منفرد

شهید آزاده منفرد با قرآن و دعا مانوس بود. همواره مورد تشویق استادش قرار می‌گرفت. او کلام خدا را با صوتی زیبا و دلنشین به گوش دیگران می رساند.
شهید "رضا جوانبخت" در وصیت نامه خود نوشت:

حتی خاکسترم گواه عشق من به شهادت است

به خدا سوگند اگر مرا قطعه قطعه کنند و هر قطعه ام را در آتش انداخته و خاکسترم را به باد دهند دود این خاکستر به هوا خواهد رفت و در آسمان نقش خواهد بست. آنگاه به همه ثابت خواهد شد که من از یاران حسینم و در دامان خمینی پرورش یافته ام.
زندگی نامه شهید "مســعود ثمري"

راننده آمبولانسی که آسمانی شد

شهيد مسعود ثمري در سال 65 براي خدمت سربازي به جبهه جنگ حق علیه باطل اعزام شد و درست در روزهای پایانی خدمت سربازی درحالیکه به عنوان راننده آمبولانس وظیفه جابجایی مجروحین را برعهده داشت به درجه رفیع شهادت رسید.
زندگینامه شهید "سیف الله پهلوان افشاریان"

قرار عاشقی پدر و پسر

شهید سیف الله پهلوان افشاریان با شروع جنگ تحمیلی نه تنها فرزند خود رسول را روانه جبهه کرد ، بلکه بعد از شهادت فرزندش به دفاع در پشت سنگر ها تا مرز شهادت ادامه داد.
نامه شهید مفقود الاثر "ایرج آزاد حیاتی"

به امید روزهای دوست داشتنی

بیست و یک سال بیشتر نداشت که توسط نیروهای عراقی در میمک شهید شد و تاکنون اثری از پیکرش به دست نیامده است.
زندگینامه شهید "محسن آقایی سلوط"

فرزند انقلاب

شهید آقایی سلوط در زمان انقلاب، کودکی خردسال بود و شاید برای به ثمر رسیدن آن فعالیتی نکرد اما در دامان این انقلاب رشد و نمو نمود و برای پاسداری و حفظ دستاوردهای آن عازم جبهه شد.
زندگی نامه شهيد "مجيد جواديان"

راه برادر شهیدم را ادامه میدهم

برادر بزرگتر شهید جوادیان، حسین، شش ماه زودتر از ایشان به شهادت رسید. شهید مجید جوادیان در آستانه ازدواج بود که به نقل از مادرشان پس از ساعت ها گریه اذعان داشت می خواهد راه برادرش را ادامه دهد و خود را وقف جبهه ها کند.
نامه شهید "سید احمدرضا باقری دمنه "

وقتی برگشتم درسم را می خوانم

شهید باقری در نامه خود به خانواده از اوضاع و احوالش در جنوب می گوید. از آنجایی که وی محصل بودند و به جبهه اعزام شدند در رابطه با درس خود به مادرشان این اطمینان را می دهند که زمانی که بازگردند درسشان را ادامه می دهند.
زندگینامه شهید "سید احمدرضا باقری دمنه"

گرمای جنوب از آتش جهنم گرم تر نیست!

شهید باقری دمنه مظلوم و کم رو بود. زمانی که می خواست برود پدرش به او می گفت پسرم نرو جبهه، تو آدم کم روی هستی، خدای نکرده بروی آنجا، هوا گرم است گرمازده می شوی و رویت هم نمی شود بگویی، پسر گفت از آتش جهنم که گرم تر نیست. تحمل می کنم.
زندگینامه شهید "حسین احمدی" در کلام برادر

شهیدی که برای حضور در جبهه در شناسنامه اش دست برد!

شهید حسین احمدی با اتمام تحصیلات راهنمایی خود به جهت اینکه زیر سن قانونی بودند برای حضور در جبهه تاریخ تولد خود را در شناسنامه به طور دستی تغییر دادند.
طراحی و تولید: ایران سامانه