در پایگاه چابهار بودیم، پدرم فرمانده این پایگاه بود و برای انجام کاری به ماموریت رفته بود. از طرف مدرسه، مسابقه کتابخوانی برگزار شد. من و چند تن از دوستانم قرار بود در مسابقه شرکت کنیم.
به همراه تیمسار بابایی در قرارگاه امام حسین (ع) هویزه بودیم، روزی یکی از ناخداهای نیروی دریایی به قرارگاه آمده بود. بابایی با لباس بسیجی و سرتراشیده در کناری سر به زیر انداخته بود و ناخدا او را زیرچشمی نگاه می کرد.
در سال هاي 1358 و 59 تعدادي از مسئولين وقت نيرو، مورد بی مهری قرار گرفته يا توسط طرح هاي زيركانه ي بيگانگان كه در تدارك درهم شكستن نظام تازه تأسيس بودند، آگاهانه يا ناآگاهانه از خدمت رها شده بودند، با اين حال گروهي از آنان با صدا درآمدن ناقوس جنگ، داوطلبانه به خدمت بازگشتند.
سابقه اين نيرو به سال 1301 هجري خورشيدي باز مي گردد كه همزمان با سازماندهي ارتش و نيروي زميني نوين (قشون ايران) دفتري به نام دفتر هواپيمائي كل قشون در اركان حرب قشون (كه بعد به نام ستاد ارتش نامگذاري گرديد) تشكيل گرديد.
ظهر روز هفدهم مهرماه سال 1359 آخرین پرواز خود را انجام داد و با یک فروند اف 5 برای بمباران نیروهای دشمن در منطقه عملیاتی بستان به پرواز در آمد و پس از بمباران موفق اهداف از پیش تعیین شده، مورد اصابت پدافند دشمن قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.