شهدای بهارستان - صفحه 5

آخرین اخبار:
شهدای بهارستان

"شهادت" پلی برای پیروزی

شهید "سیداسماعیل هفت لنگ" در وصیت نامه‌اش تاکید می‌کند:«برایم گریه نکنید، زیرا دشمنان اسلام شاد می‌شوند.» از دید وی شهادت پلی برای پیروزی بود.

داوطلب عملیات‌های پروازی

شهید "محمد کازرانی فراهانی" خلبان جنگنده «اف ۴» بود که در تهران به علت نقص فنی توفیق شهادت یافت. آنچه می‌خوانید خاطراتی است که به نقل از برادر این شهید گرانقدر نقل شده و به خاطرات پروازی ایشان می‌پردازد. متن این خاطره را در نوید شاهد بخوانید.

صورت نورانی "امیرحسین"

مادر شهید "امیرحسین اعتمادیان" روایت می‌کند: «امیر در طول خدمتش تنها یک بار به مرخصی آمده بود و زمانی که می خواست به جبهه برود رفت حمام، و آمد و زمانی که وارد خانه شد برای چند لحظه‌ای صورتی نورانی و ملکوتی داشت.» متن کامل این خاطره را در نوید شاهد بخوانید.

پیامی سرشار از عشق به انقلاب‌ و اسلام

شهید "امیرحسین اعتمادیان" در وصیت‌نامه‌اش آورده است: «رهرو راه شهیدان و امام عزیزمان باشید و مواظب انقلاب باشید و بر دهان منافقین بکوبید و نگذارید هیچ‌گونه صدمه‌ای برسانند.»

سیره علی‌گونه داشته باشید

در وصیت‌نامه شهید "امیرحسین اعتمادیان" آمده است: «برادران عزیزم شما باید پشت پدرم بایستید و تا جایی که می‌توانید دست نیازمندان را بگیرید و در درس‌ها و کارهایتان کوشا باشید.»

صبر و شکیبایی را سرلوحه خود قرار دهید

شهید "اصغر اصغرزاده" در وصیت نامه‌اش بیان می‌کند: «بعد از شهادتم گریه نکنید زیرا دشمنان اسلام شاد می‌شوند، صبر و شكيبایی را وسيله‌ای برای تحمل مصيبت خود قرار دهید.»

توکل به خدا؛ رمز پیروزی بر دشمنان اسلام است

شهید "محمود اتابکی" در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «نزديک شدن به الله، رمز پيرزوی‌هاى اسلام بر كفر است.»

"شهادت" هدیه ای از جانب خداوند است

شهید "یوسف پنبه ای سهزابی" در وصیت نامه خود خطاب به پدر و مادرش نوشت: «خوش به حال کسی که در خون خود و در راه خدا بغلتد و جان دهند و خوش به حال کسی که فرزندش را در راه خدا تقدیم اسلام بکند.»

خبر قبولی دانشگاه بعد از شهادت ذبیح الله به دست ما رسید

برادر شهید "ذبیح الله بقائی" می گوید: «در سومین روز شهادت ایشان پیکی از شهرستان سراب به روستای ما آمد و گفت: ذبیح الله بقایی در دانشگاه قبول شد.»

دعا کنید سرباز امام زمان(عج) باشم

در وصیت نامه شهید "محمد سعیدی" آمده است: «از شما خواهش می کنم دعا کنید تا خداوند از سر خطاها و گناهان من بگذرد و من را از یاران امام زمان(عج) قرار دهد.»

وصف شیدایی

شهید "حسین علیقلی پور" در مناجات نامه اش نوشت: « خداوندا، رحمانیت تو آنقدر است که به کافر هم رحمانی، خداوند ما را هدایت کن، تا به وجود مقّدس تو جذب شویم و از شیطان دور شویم.»

عکس| یادواره شهدای دانش آموزی در بهارستان برگزار شد

صبح دیروز(دوشنبه) مراسم یادواره شهدای دانش آموزی بخش گلستان و بزرگداشت شهید سپهبد "حاج قاسم سلیمانی" برگزار شد. گزارش تصویری نوید شاهد از این مراسم را در ادامه ببینید.

دلتان را حسینی کنید

شهید "علی سعیدی" در وصیت نامه اش می نگارد: «از شما می خواهم هر گاه به یاد من افتادید و ناراحت شدید، دلتان را به سوی کربلای حسینی و حسین شهید ببرید.»

"صفت الله" در والفجر مقدماتی آسمانی شد

شهید «صفت الله حسنی»، یکی از شهدای دفاع مقدس بود که به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی ضمن درگیری با دشمن رشادت هایی فراوان به شهادت رسید.

یاد شهید، ذکری است که انسانها به رسالت می رساند

شهید "قربانعلی عابدی اوت پاشا" در وصیت نامه اش آورده است: «یاد شهید، همچون ذاکری است پیوسته در دلها جاری است. ذکری که برای انسان رسالت می آورد و در خود پیام ها دارد.»

"قربانعلی" 9 سال مفقودالاثر بود

شهید «قربانعلی عابدی» از شهدای دوران دفاع مقدس بود که با عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و در نوزدهم بهمن ماه 1361 در فکه مفقودالاثر شد و بعد از نه سال پیکرش به میهن بازگشت.

گزارش تصویری|یادواره "شهدای انقلاب" در بهارستان برگزار شد

یادواره "شهدای انقلاب" شامگاه دیروز چهارشنبه شانزدهم بهمن ماه با حضور خانواده معظم شهدا و جمعی از مسئولین شهرستان، بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد امیرالمومنین(ع) شهرستان بهارستان برگزار شد. گزارش تصویری نوید شاهد از این یادواره را ببینید.

مهارت "رجب" در نجاری زبانزد بود

شهید «رجب سمایی» از شهدای دفاع مقدس بود که با نجاری کمک خرج خانواده بود و سپس در دهم بهمن ماه 1365 در سومار به دیدار معبودش شتافت.

پیشانی بند قرمز!

پدر شهید «احمد رستمی» می گوید: با پیشانی ترین بند قرمزی که در دست داشت نزدیکم آمد و دستم را گرفت و بوسید و گفت: پدر، می خواهم با دست خودت این پیشانی بند قرمز را به پیشانی ام ببند.

خواب شیرین

مادر شهید «حسن خان احمدلو» می گوید: زمستان سختی بود و ما یک اتاق داشتیم که به وسیله یک بخاری برقی کوچک و دوشعله گرم می شد، ولی بخاری خراب شده بود و ناگهان به خواب رفتم و حسن را در خواب دیدم.
طراحی و تولید: ایران سامانه