شهید «قدرتالله طحانیان» در وصیتنامهاش مینویسد: «مادرجان! اگر انشاءالله شهادت نصیب من شد، به یاد حضرت زینب(س) باشید که در یک روز هفتاد و دو تن از عزیزان خود را در راه خدا داد، ولی پیش دشمن گریه و ناله نکرد؛ بلکه ایشان با سخنرانی معروف خود، دل دشمن را آتش زد.»
«همیشه وقتی اوضاع نابسامان میشد، برایم یک عکس از خودش میفرستاد ومی گفت: عشقم، بماند به یادگار. آن روز آخرین عکسش را فرستاد و گفت: بماند به یادگار. از آن موقع دیگر من نتوانستم نه تصویرش را ببینم نه صدای دلنشینش را بشنوم…» اینها را همسر شهید محمد علیزاده میگوید.
حسین بن علی (ع) با ایستادگی در برابر ظلم، درس بزرگی، آزادگی و آزاد زیستن را نه تنها برای مسلمانان بلکه برای تمام بشریت داد و این درس بزرگ همواره زنده، جاوید، حیات بخش و حرکت آفرین خواهد بود چنانچه امروز نیز اگر بیداری اسلامی، کشورهای اسلامی را فرا گرفته است به برکت ایستادگی آن یگانه دوران بوده است که با ایثارگری و از خودگذشتگی درس پایداری در برابر ظلم و ظالمان را به بشریت آموخت. در ادامه شعری از محمدعلی سلیمانی نیا شاعر ایلامی در رسای شجاعت امام حسین (ع) و یاران باوفایش منتشر میشود.
مراسم وداع با پیکر مطهر شهید «ابوالفضل فاتحی»، از شهدای حملات اخیر رژیم صهیونیستی، شب عزای حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در مجتمع فاطمیه فرماندهی انتظامی استان اصفهان برگزار شد.
بیعت بانوان اصفهانی با مقام عظمای ولایت امام خامنهای (مدظلهالعالی) ۱۵ تیرماه مصادف با عصر عاشورا، از ساعت ۱۶:۳۰ در میدان امام حسین (علیهالسلام) برگزار می شود.
دستان کوچک اما پرمهر محمدحسین احمدی ۵ ساله، کوچکترین خادم الحسین (ع) در محله دستگرد اصفهان، این موکب زیبا به نام و یاد شهید جمهور، آیتالله رئیسی را برپا کرده است.
بیانات امام خامنهای در جایگاه یک تاریخ شناس برجسته در موضوع واقعه عاشورا مرجع موثقی برای مدیحه سرایان محسوب میشود؛ چراکه معظمله همواره بر خوانش صحیح و قرائت درست از حادثه کربلا تاکید دارند.
شهید «غلامعلی صداقتی» در نامهای به خانوادهاش مینویسد: «انسان آزاده، فرزند اسلام، پیرو حسین(ع) و یار و یاور امام خمینی(ره) و ولایت است و هرگز توجهی به دنیا نخواهد داشت.»
شهید «مرتضی پازوکی» در وصتنامهاش مینویسد: «شکر خدای را که توفیق یافتم در راه مبارزه حق با باطل شرکت کنم و آنچه که دارم در طبَق اخلاص نهاده و تقدیم ایزد منان کنم و آنچه حسین(ع) و یارانش و تمام رزمندگان صدر اسلام پروانهوار دور آن میگشتند، من هم آن را باز یابم.»
مادر شهید «سید حسن شاهچراغ» نقل میکند: «او از همان دوران طفولیت در مراسم عزاداری آقا امام حسین(ع) حضور فعال داشت و یکی از خادمین اباعبدالله(ع) بود. عشق به امام حسین(ع)، وجودش را پر کرده بود.»
شهید «سید حسن شاهچراغ» نهم بهمنماه ۱۳۳۱ در یکی از محلههای قدیمی شهر دامغان به دنیا آمد. در سایه مادری پرورش یافت که متدین، آلایش، علاقهمند به اسلام و قرآن و اهل بیت(ع) و روحانیت معظم بود. بازوی ستبر ولایت بود. دنیا و متعلقات آن را وسیلهای برای رسیدن به خدا میدانست. وی در اولین روز اسفندماه ۱۳۶۴ در پی اصابت موشک رژیم بعثی به هواپیمای حامل ایشان به شهادت رسید.
شهید «مجتبی مطلبینژاد» در وصیتنامهاش مینویسد: «ای نوجوانان! آگاه باشید که چشم امید امام امت به شما دوخته شده است. چون شما هستید که میتوانید راه این شهیدان را که برای دفاع از اسلام و قرآن شهید شدهاند ادامه بدهید.»
مادر شهید «قربانعلی محمودییکتا» نقل میکند: «مسافتی را باید در حال سینه زدن میرفتیم تا به مزار برسیم. از من خواستند که سوار ماشین شوم. گفتم: فرزندم در راه امام حسین(ع) رفته. میخوام براش عزاداری کنم و تا مزار براش سینه بزنم.»
برادرزاده شهید «محمدحسین صرفی» نقل میکند: ««عملیات خیبر شروع شده بود. آمد پیشم. مرا در آغوش گرفت و شروع کرد به گریه. گفت: حالا میفهمم وقتی امام حسین(ع) میخواست حضرت قاسم(ع) رو به نبرد بفرسته چه حالی داشت!»
پدر شهید «عبدالمحمد سعدالدین» نقل میکند: «چشم توی چشمم دوخت و گفت: بابا! من دارم میرم راه کربلا رو باز کنم. رفت و شهید شد. سالها گذشت و خدا توفیق زیارت امام حسین(ع) را به ما داد. چشمم که افتاد به ضریح شش گوشه، یاد حرف آن روزش افتادم و به یادش کلی گریه کردم.»
شهید «رمضانعلی قدسالهی» در وصیتنامهاش مینویسد: «سلامم را به رهبرم برسانید و به او بگویید که ما حتی آخرین قطره خونمان را برای دفاع از جمهوری اسلامی فدا میکنیم و بر پیمانی که با او بستهایم استوار باقی خواهیم ماند.»
همسر شهید «یدالله شوریابی» نقل میکند: «دوست یدالله گفت: یدالله خواب دیده ستاره شده و رفته آسمون. به شوخی بهش گفتم: ما مثل یک ستاره برمیگردیم روستا. اونجا مثل آسمون میمونه. چند روز بعد اسیر شد.»