شهید «محمود کمالی پورراوری» بيست وسوم بهمن 1346، در روستاي خيرآباد شهرستان راور چشم به جهان گشود و دوم آبان 1362، در پنجوين عراق به شهادت رسيد، تعدادی از آثار و دست نوشته های این شهید را مشاهده کنید.
در وصیت نامه شهید «حسین ابراهیمی» آمده است: همسر عزیز و مهربانم، خوشحال باش، زیرا خدا به تو لیاقت داده که همسر شهید شده ای، حال که می بینی خدا بر من لطف کرده از تو می خواهم که صبور باشی.
شهید «محمد خورسندی» در وصیت نامه خود آورده است: ما آن روزی که به جبهه اسلام آمدیم توبه کردیم و راه خدا را شناختیم و گفتیم رضا به رضای تو، هر کار خودش خواست و رضای او بود انجام می دهد.
حسین همه ي بچه ها را جمع کرد توي چادر و گفت: «ما براي نماز آمده ايم اين جا، الگوي ما اين نماز است و نبايد تعطيل شود، اگر تمام عالم را فتح کنيد، ولي نسبت به نماز بي اعتنا باشيد، ارزش ندارد.»
در اين فاصله چند بار ديگر با حاج احمد تماس داشتم. يک بار گفت: « من توي باغ هستم.» در ميدان مين دشمن بود و بار ديگر اعلام کرد: « از باغ گذشتيم، از ديوار باغ بالا رفتيم.»
نویسنده کتاب «زورکی خندیدیم» تاریخ و فرهنگ دفاع مقدس را مملو از مضامین، مصادیق و محتواهای ارزشمند دانسته و می گوید: دفاع مقدس گنجینه گرانقدری برای تعلیم و تربیت نسل گذشته، حال و آینده است.
مانند سرور و سالار شهیدان حسین(ع) که با ریختن خون خود درس شهادت را به ما آموخت و ما با الهام گرفتن از خون سالار شهیدان نمی گذاریم شمشیر حسین(ع) و یارانش در زمین کربلا روی زمین بیفتد.
رحمت خدا بر شما باد که گواه مظلومیت ملتی شدید که سالها در بند اهریمن صفتان گرفتار بوده، شما آیه های استقلال غرور ملتی هستید که نهضتش حسین است و سرزمینش کربلایی بکر.