با گرامیداشت یاد و خاطره رئیسجمهور مردمی و سختیکشیده، مرحوم رجایی، در ذیل دو نامه او را از نظر میگذرانیم؛ یکی قبل از انقلاب نوشته شده و دیگری چند روزی پیش از شهادت
شهید ابوالقاسم امیدی در تاریخ هشتم شهریور 1360 توسط منافقین کوردل، همزمان با انفجار دفتر ریاست جمهوری در تهران و شهادت شهیدان رجایی و باهنر باهنر، به ملکوت اعلی پیوست.
از آن لحظاتى كه خوب يادم است مسائل مربوط به مدرسه رفاه است كه ديگر مسئوليت مشترك داشتيم. شايد هفتگى و گاهى روزانه مجبور بوديم با شهید رجایی كار بكنيم. آن موقع زياد مايل نبوديم كه ما را با هم ببينند.
امام خمینی (ره) فرمود: آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند که با هم در جبهه های نبرد با قدرت های فاسد هم جنگ و هم رزم بودند و خدا خواست که با هم از این دنیا به سوی او هجرت کنند.
با افشای کوچکترین ارتباطی با آقای رجایی و گفتن اسم ایشان، مدت حضور زندانیان در کمیته افزایش می یافت. آقای رجایی فعالیتهای پراکنده ای با گروه های سیاسی داشت.
همسر شهید محمدعلی رجایی به جوانان توصیه کرد برای شناخت شهید رجایی کتابی را مطالعه کنند که حدود 35 سال پیش توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران درباره شهید رجایی منتشر شده است.
همه کشور شهداى بزرگى تقدیم کردند؛ اما چهره شهدا و برجستگان و ایثارگران قزوینى ممتاز است؛ مثل شهید «رجایى».
در انقلاب، ما مثل شهید رجایى کم داریم.
در میان رزمندگان - چه ارتش و چه سپاه - شهید «بابایى» یک انسان بزرگ و یک چهره ماندگار و فراموش نشدنى است.
در میان آزادگان، معلّم معنوى آنها، مرحوم «ابوترابى» هم از این نمونه هاست...
در سال 1327 به تهران مهاجرت كرد و يک سال بعد به خدمت نيروي هوايي درآمد. پس از 5 سال به شغل معلمي روي آورد و در سال 1335 به دانشسراي عالي وارد شد و پس از پايان تحصيل در شهرستا نهاي خوانسار، قزوين و تهران به تدريس پرداخت...