زنجان - صفحه 344

آخرین اخبار:
زنجان

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 51"مجروحیت فرمانده"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 51 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: غرق افکار پریشان و مضطرب بودم و عرض رودخانه را برای فرار احتمالی بررسی می‌کردم که ناگهان فریادهای بلند یا حسین (ع) و یا ابوالفضل (س) در سیل بند طنین انداز شده و خبر مجروحیت برادر باکری همچون پتکی سنگین بر روح و جان خسته‌ام فرود آمد، اشک ریزان و سراسیمه خود را به انتهای سیل بند رسانبده و‌ دیدم که جسم نحیف و نیمه جانش در دست یاران گریان و حسین گویانش در حال انتقال به سمت قایق است.

گزارش تصویری/ تشییع پیکر شهید "حسین قاسمپور سجاسی" به روایت تصویر

نوید شاهد – گزارش تصویری مراسم تشییع پیکر شهید "حسین قاسمپور سجاسی" یکی از جانبازان 70 درصد شهرستان خدابنده منتشر می شود.

پوستر/ شهدای 11 تیرماه استان زنجان

نوید شاهد - پوستر شهدای 11 تیرماه با هدف گرامیداشت یاد و خاطره سه هزار شهید گلگون کفن استان زنجان منتشر می‌شود.

فیلم/ مراسم تشییع پیکر جانباز 70 درصد "حسین قاسمپور سجاسی"

نوید شاهد - جانباز 70 درصد "حسین قاسمپور سجاسی" از رزمندگان شهرستان خدابنده، روز گذشته پس از تحمل 37 سال درد و رنج ناشی از جراحات جنگی به درجه رفیع شهادت نایل آمد. در ادامه فیلم مراسم تشییع پیکر این شهید مشاهده کنید.

جانباز 70 درصد "حسین قاسمپور سجاسی" به درجه رفیع شهادت نایل آمد

نوید شاهد - جانباز 70 درصد "حسین قاسمپور سجاسی" از رزمندگان شهرستان خدابنده، پس از تحمل 37 سال درد و رنج ناشی از جراحات جنگی، روز گذشته به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 50 "دل بریدن از دنیا"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 50 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: حالات روحانی و اعمال متهورانه آقا مهدی در آن لحظات آتش و خون خبر از دل بریدن از دنیا و پیوستن به یار می داد، او همچون پروانه‌ای عاشق از برای سوختن، جسم و جانش را در طبق اخلاص نهاده و با تمام وجود در پی گمشده خود يعقوب وار به دور شعله‌های سوزان شمع شهادت می‌گشت و از برای وصال و دیدار معشوق ازلی ثانيه شماری می‌کرد.

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 49 "فرمانده مخلص"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 49 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: فرمانده لشگری در کنار رزمندگان خود، در خط اول نبرد، همچون رزمنده‌ای ساده و خاکی، مخلصانه و بی‌ادعا در حال پیکار و مقاومت بود، به راستی در کدامین روش‌ها و تاکتیک های نظامی ارتش های دنیا، می‌توان این همه از خود گذشتگی و فداکاری و شهامت را از فرماندهان رده بالای نظامی به تماشا نشست؟!

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 48"حمله از سه جهت"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 48 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: هلیکوپترها با اتمام مهمات، فضای منطقه را ترک کرده و خیالمان از پشت سر آسوده شد، سریع برخاسته و با جابجایی گونی ها، عقب سنگر را هم پوشانده و یواشکی مشغول تماشای میدان نبرد شدم و با چنان صحنه وحشتناکی مواجه شدم که عرق سرد بر پیشانیم نشست و از ترس مانند بید به خود لرزیدم ، دشمن زبون اینبار با تمام توان و قدرت از سه جهت سیل بند را مورد هجمه قرار داده بود.

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 47 "فرمان آقا مهدی"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 47 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: فرمان آقا مهدی استراتژی بسیار عجیب و عملی خطرناک و در ظاهر غیر عقلانی و دیوانگی محض بود ، اما همگی خوب می دانستیم که شکستن خط مساوی با اسارت یا شهادت است.

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 46 "فرمانده دل ها"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 46 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: فارغ از زمان و مکان محو تماشای رفتار و حرکات شجاعانه آقا مهدی بودم و داشتم از آن همه شیدایی و مردانگی کم نظیر و شاید بی نظیر فرمانده دل ها لذت می بردم که یکدفعه فریادهای بلند برادر باکری در فضا پیچید که آن نفربرها را بزنید ! آن نفربرها را بزنید !.

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 45 " تو هنوز زنده‌ای!؟"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 45 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: سردار میرزاعلی رستم خانی فرمانده دلاور تیپ اول لشگر را دیدم که به همراه بی سیم چی ها و تعدادی از یارانش از سمت بالای منطقه به سمت مان می آیند، شتابان دویده و جلوشان درآمده و به سردار رستم خانی گفتم: حاجی! این هم شد کار!؟ ما را می فرستید داخل روستا و پشت مان را بی خبر، خالی می کنید!؟ سردار که رفقاتی هم باهام داشت، دست نوازشی به سرم کشید و با خنده نازی گفت: عباس! تو هنوز زنده‌ای!؟

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 44 "اون عراقی رو بزن"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 44 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: زیر بارانی از گلوله و ترکش و موشک، پیکر غرق خون برادر تاران را از زمین بلند و سوار پشت برادر الماسی کردم، درست در این زمان چشمم به جنازه یکی از عراقی‌ها افتاد که ناباورانه زنده شده و کشان کشان در حال رفتن به سمت یک اسلحه کلاش بود، اسلحه‌ام کف زمین بود و وقتی هم برای برداشتن و زدن‌ عراقی نمانده بود، چاره‌ای جز فریاد نیافته و پی در پی داد زدم که اون عراقی رو بزن ! اون عراقی رو بزن !.

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 43 "زدیم، زدند"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 43 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: با روحیه‌ایی تازه و لبی خندان از عنایت خدای مهربان، جیب خشاب‌ها را پر از خشاب و نارنجک کرده و چندتا خشاب اضافه هم به کمر گذاشته و رگبار زنان داخل کوچه شده و به سمت نخلستان حرکت کردیم، دوباره رگبار گلوله‌ها و موشک‌های عراقی شروع شده و مجبور به پناه گرفتن و پاسخ متقابل شدیم، خلاصه ما زدیم و آنها زدند.

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 42 "برگردید!"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 42 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: هنوز چند متری داخل کوچه نشده بودیم که چند رزمنده خونین و مالین از سمت مقابل نزدیک شده و فریاد زدند که برگردید! برگردید! خط شکسته و عراقی‌ها دارند، بچه‌ها را قتل و عام می‌کنند.

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 41 "انتظار"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 41 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: همه چشم انتظار بقیه نیروهای گردان بودیم و با هر قدمی که بر می‌داشتیم بر نگرانی و اضطراب مان افزوده می شد، به میانه های روستا رسیده و خبری از یاران نشد، بیشتر نگران و هراسان شده و از ادامه مسیر منصرف و همانجا در شکاف درها هر کدام جان پناهی یافته و بی صبرانه منتظر رسیدن بقیه گردان شدیم .

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 40 "پیکر بی‌جان احد"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 40 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: بالای سرش جمع شده و هرکدام از طرفی صداش زده و تکانش دادیم، هیچ واکنشی نشان نداده و بیشتر نگران شده و شروع به وارسی هیکل بلندش کردیم تا شاید زخم و جراحتی در بدنش پیدا کنیم اما هرچه گشتیم، هیچی پیدا نشد ! نه خونی !؟ نه زخمی ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍!؟ نه آخی !؟.

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 39 "انفجار نقطه به نقطه"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 39 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: با شتاب از روی پل عبور کرده و وارد نخلستان آن سوی رودخانه معروف به نعل اسبی یا کسیه‌ای شدیم، هنوز چند قدمی در داخل نخلستان راه نرفته بودیم که ناگهان آتش‌باری دشمن آغاز و از زمین و هوا آتش بر سرمان ریخته شد. آتشباران به قدری پرحجم و گسترده شد که ادامه راه دیگر امکان‌پذیر نشد.

خاطرات رزمنده زنجانی از عملیات عاشورایی بدر/ قسمت 38 "فرمان حرکت"

نوید شاهد - "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 38 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می‌گوید: با بازگشت تویوتاها از لب آب، سریع فرمان حرکت صادر و همه بر پشت تویوتاهای سقف‌دار و بی‌سقف سوار و با تکیبر و صلوات روانه میدان درگیری شدیم، منطقه بسیار شلوغ و پر از جنب و جوش بود و هیچ شباهتی به منطقه خلوت و خالی از نیرو و تجهیزات روزهای اول ورودمان نداشت.

پوستر/ شهدای دهم تیرماه استان زنجان

نوید شاهد - پوستر شهدای دهم تیرماه با هدف گرامیداشت یاد و خاطره سه هزار شهید گلگون کفن استان زنجان منتشر می‌شود.

پوستر/ شهدای نهم تیر ماه استان زنجان

نوید شاهد - پوستر شهدای نهم تیرماه با هدف گرامیداشت یاد و خاطره سه هزار شهید گلگون کفن استان زنجان منتشر می‌شود.
طراحی و تولید: ایران سامانه