«هدی محمد بیگی» میگوید: هر قطره خون خواهرم لالهای شد و در کنار هر لاله برادری قسم خورد که انتقام خونش را خواهد گرفت، دشمن کافر چنان قدرتی از پيکر پاک او تصور نميکرد پس از آن هر کودکي که از گهواره برخاست رزمندهای شد با قلب پر از عشق و شهادت.
شهید «ایرج صحرایی» بعد از اتمام تحصیلات به خدمت مقدس سربازی میرود پس از گذراندن دوره آموزشی در شهرستان کرج برای خدمت به قشر مستضعف جامعه و فرزندان روستا به یکی از روستاهای ایوان غرب رفت. در این مقطع مبارزات مردم بر علیه رژیم که از سالهای قبل شروع شده بود او با آگاهی تمام دانش آموزان و مردم روستا را از نقش رهبری انقلاب و حکومت دینی آشنا کرد و توانست فعالیت چشمگیری داشته باشد.
شهید «صفرعلی نوروستا» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در نامه به یادگار ماندهاش نوشته است: «روزی که من از جبهه آمدم مادر گفت که پدرت رفته جبهه و من ناراحت شدم، گفتم: او چرا رفته جبهه میگذاشت من از جبهه میآمدم و پدرم میرفت.»
معاون فرهنگی سپاه استان البرز اعلام کرد: «پویش سرباز قرآن با محوریت ختم قرآن کریم، انجام خدمات عام المنفعه مردمی نظیر آموزش رایگان، نان صلواتی ، تخفیف فروشگاهی و... مسابقه کتابخوانی به نیت سردار دلها برگزار می شود.»
مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان البرز در یادداشتی نوشت: «دشمنان در فتنه ۸۸ به دنبال اختلاف در بدنه نظام بودند، که ملت ایران مانند همیشه با هوشیاری در روز ۹ دی یکصدا در مقابل استکبار جهانی ایستادگی کردند.»
شهید «حسین پهلوانی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیتنامهاش نوشته است:«شهید با خون خودش به خود جاودانگی میبخشد پس گریه بر شهدا اجر دارد البته نه گریه خالی بلکه همراه با عمل.»
آیت الله فلاحتی با همراهی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گیلان در سفر خود به شهر رستم آباد شهرستان رودبار با خانواده شهیدان بهادری و ابراهیم پور دیدار کرد.
نمایش جگر داغ (روایتی از بسیجی شهید یوسف داورپناه) به همت معاونت فرهنگی اداره کل بنیاد شهید و امورایثارگران آذربایجان غربی در محل تالار شمس ارومیه با حضور مدیرکل و همکاران بنیاد شهید و امورایثارگران استان برگزار شد.
«شهید محمود رضاپور» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیتنامه خود مینویسد: «ای دشمن، جنایتکار داخلی بدان که شهادت مرا باکی نیست شهادت مانند مادری است که تنها فرزندش را درآغوش میکشد شهادت نقطه اوج و آرزوی مسلمین است.»
شهید حجت الله لونی در بخشی از وصیتنامه خود مینویسد: «هر انقلابى دو چهره دارد خون و پیام. ما رسالتمان را به پایان رساندیم و نوبت شماست كه پیام انقلاب را به گوش جهانیان برسانید، پس امام را یارى كنید و انقلاب را به جهان صادر كنید....» ادامه وصیتنامه این شهید والامقام را در نوید شاهد بخوانید.
«علی اکبر قبل از آنکه سنش به نماز برسد وقت اذان ظهر و مغرب در پشتبام خانه با صدای بلند اذان میخواند اتفاقاً چند وقت پیش یکی از همسایهها میگفت بعد از گذشت اینهمه سال هنوز صدای اذان گفتن علی اکبر در محل پیچیدهاست. درست می گوید پژواک صدای علی اکبر را میشنوم انگار اذانی که میگفت به خورد تک به تک آجرهای محل رفته است...»در ادامه خاطره این شهید والامقام را از زبان خواهرش در نوید شاهد بخوانید.
شهید جمال دهشور در بخشی از وصیتنامه خود مینویسد: «عمل اگر خالص باشد نتیجه آن پرثمر خواهد بود پس برای تمام موضع گیریها خدا را بیاد آورید و بدانید كه اگر ذره حتی به اندازه خردلی انحراف نیت داشته باشید در روز قیامت جوابی برای خدا نخواهید داشت...» ادامه وصیتنامه این شهید والامقام را در نوید شاهد بخوانید.
شهید علی اکبر رکاب ساز در سه سالگی به همراه برادرش به مسجد می رفت، هنگامی که پنج ساله شد، خودش راه مسجد را بلد شده بود، با صدای اذان راهی مسجد می شد و علاقه زیادی به مؤذنی داشت تا آنجا که از سن نه سالگی اذان می گفت.در ادامه زندگی نامه این شهید والامقام را در نوید شاهد بخوانید.