«فریده گرشاسبی» می گوید: بار آخری که شهید میخواست برای جبهه مهمات ببرد به من زنگ زد و گفت؛ من دارم میروم از تو خواهشی دارم که اگر به شهادت رسیدم فرزندانمان را درست تربیت کن و مراقب آنها باش.
جانباز کرمانشاهی «بایر هاشمی» میگوید: در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خدمت میکردم، سال 1364 در منطقه شیخ صله دمکراتها به ما پاتک زدند و ما را اسیر کردند.
شهید «حسن ایمان لو» در وصیتنامه ی خود اینگونه سخن گفته است: از همه جوانان می خواهم که اسلام را خوب بشناسید و یاری رسان فقرا و مستمندان باشید. نوید شاهد آذربایجان غربی، شما مخاطبان عزیز را برای مطالعه وصیتنامه این شهید گرانقدر دعوت می کند.
معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذربایجان غربی، به مناسبت فرا رسیدن طولانیترین شب سال (شب یلدا)، ضمن تبریک این روز مبارک، پوستری طراحی و تقدیم شما مخاطبان عزیز میکند.
مادر شهید «علیاصغر دلاک» نقل میکند: «گفتند: برات پیغامی داریم. گفتم: خودم میدانم. اصغرم شهید شده! گفتند: پس این دفتر رو امضا کن !همین که امضا کردم، از خواب پریدم.»
شهید «علیاصغر دلاک» پانزدهم آذرماه ۱۳۴۲ در شهرستان سرخه به دنیا آمد. در درس خواندن استعداد عجیبی داشت و هر سال از نفرات برتر کلاس میشد. هرکس به او مراجعه میکرد، بدون منت کتاب یا نوشتهاش را در اختیارش میگذاشت. سرباز ارتش شد و در لشگر ۵۸ ذوالفقار خدمت میکرد. سرانجام هجدهم آذرماه ۱۳۶۵ در جزیره مجنون به شهادت رسید.