روایتی خواندنی از همرزم شهید«حجت الله احمدی روز به»
فرامرز پیره، یکی از رزمندگان گردان تبوک، می گوید: نزدیک صبح، دیدم سنگر جابهجا شده. دقت کردم، دیدم حاج حجتالله طناب را به دور دستش پیچیده و افتاده روی زمین؛ از سرما و خستگی بیحال شده بود. ولی هنوز طناب را محکم گرفته بود. اگر رها میکرد، ما با تمام نیروها به خط دشمن برخورد میکردیم.