ایثار و شهادت - صفحه 1238

آخرین اخبار:
ایثار و شهادت

شهید "ناظمی هرندی" به روایت تصویر

شهید "ابوالقاسم ناظمی هرندی" در دوران دفاع مقدس، عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه خوزستان بر اثر اصابت ترکش جام شهادت را نوشید و به برادر شهیدش "محمد" پیوست. در ادامه تصاویری از این شهید گرانقدر را ببینید.
فجرآفرینان گیلان (42)

پوستر | شهید انقلاب «هادی مهرآزاد صابر»

شهید «هادی مهرآزاد صابر» اول اردیبهشت 1332 در شهر رشت در خانواده‌ای متدین به دنیا آمد. وی دوران خدمت سربازی را در شهر سیرجان می‌گذارند که در حین درگیری با مزدوران رژیم شاه به شهادت رسید.
فجرآفرینان گیلان (41)

پوستر | شهید انقلاب «محرمعلی شکرگزار»

شهید «محرمعلی شکرگزار» اول دی 1332 در روستای‌ دهنده شهرستان صومعه‌سرا به دنیا آمد و در دوران انقلاب فعالیت چشمگیری علیه حکومت ستمشاهی داشت. وی سرانجام عصر روز 17 شهریور 1357 در تهران با مردم مسلمان به یک مغازه مشروب‌فروشی حمله کردند که با اصابت گلوله به قسمت ران پایش زخمی شد و بر اثر خونریزی شدید به شهادت رسید.
گفتگوی ویژه روز مادر

پسرم را نذر امام رضا(ع) کردم/ اگر جلیلم زنده بود...

«خودش می دانست که چقدر به او وابسته هستم. چند ساعت که از من دور می شد ، کلافه می شدم اما او رفت و من را با دنیایی از دلتنگی ها تنها گذاشت. سه سال بود که بچه دار نمی شدم . "جلیل "بچه نذر و نیاز بود. نامش را از دعای جوشن کبیر انتخاب کردم. جلیل از نام های خداوند در این دعای نورانی است.» در ادامه مصاحبه خبرنگار نوید شاهد خوزستان با مادر این شهبد گرانقدر را بخوانید.

خوابی تلخ اما شیرین | روایتی مادرانه از شهیدی که خوابش را الهام کرده بود

«به من الهام شده بود که سید هاشم مال من نیست و روزی برای همیشه از پیش من خواهد رفت. روزی که خواب دیدم شهید شده ۱۲ ظهر همان روز خبر شهادتش را برایمان آوردند. هاشم مهربان و بسیار بخشنده بود. احترام من و پدرش را بسیار می گرفت . پدرش وقتی خبر شهادتش را شنید خیلی دوام نیاورد و پیش هاشم رفت. او اما همیشه می گفت: اگر شهید شدم هیچوقت برایم گریه نکنید! »

جعبه های خاکی | روایتی خواندنی از آزاده "مسعود بصیری"

«عراقی ها تجمع بیش ازسه نفر را ممنوع کرده بودند. ابتدا با یک جعبه و خاکی که درون آن می ریختم دو نفر ،دونفر به افراد بیسواد شکل حروف را یاد می دادم و آنان بر روی خاک درون جعبه تمرین می کردند و هر وقت نگهبان عراقی نزدیک می شدند جعبه را تکان می دادم و حروف محو می شدند» آنچه خواندید گزیده ای از خاطرات آزاده " مسعود بصیری " است که نوید شاهد شما را به خواندن بخشی از این خاطرات دعوت می کند.

روزی برای حضور |روایتی از آزاده "ناصر زرعی"

« با وجود بمباران شدید و سرو صدای زیاد الحمدالله به مهمات آسیبی وارد نشد. اما بنده از ناحیه هر دو گوش دچار پارگی پرده شدم اما با همان وضع در سنگر ماندم و عقب نیامدم... » آنچه خواندید گزیده ای از خاطرات آزاده " ناصر زرعی " است که نوید شاهد شما را به خواندن بخشی از این خاطرات دعوت می کند.

ماجرای تپه 60 | خاطراتی از آزاده "عبدالرحیم احدی"

تپه 60تپه ای بود که بر تمامی منطقه تسلط داشت و سنگر دیده بانی درآن مستقربود و به دلیل پرتاب بیشمار گلوله های خمپاره 60میلیمتری معروف به تپه شصت شده بود» آنچه خواندید گزیده ای از خاطرات آزاده " عبدالرحیم احدی " است که نوید شاهد شما را به خواندن بخشی از این خاطرات دعوت می کند.

دستهایش بوی مهر می داد |شنیدنی هایی از شهید نمدمال

« عبدالرحمن همیشه با چهره گشاده بود دستهایش بوی مهربانی می داد وقتی به خانه می آمد فرزندانمان بدورش می رفتند و از سر و کله اش بالاو پایین می پریدند. » آنچه خواندید گزیده ای از خاطرات همسر شهید " عبدالرحمن توفیق نمد مال " است که نوید شاهد شما را به خواندن بخشی از این خاطرات دعوت می کند.

تکلیف الهی؛ آنچه یک جانباز ادا کرد

« یادم هست در اولین شب مرا به سنگر ارتشی ها فرستادند که برادری ارتشی سوال کرد:ما بر اساس تکلیف سربازی و ارتشی بودن به جبهه آمده ایم شما به چه دلیل به جبهه آمده اید؟ من در پاسخ گفتم: ما هم بنا به تکلیف الهی و دینی و فرمان امام (ره) به جبهه آمده ایم .» آنچه خواندید گزیده ای از خاطرات جانباز" عبدالکریم نبوتی فر " است که نوید شاهد شما را به خواندن بخشی از این خاطرات دعوت می کند.

مصاحبه اختصاصی نوید شاهد با مادر شهید بازاری | ساعت مچی اش هنوز کار می کرد اما قلب پسرم از تپش ایستاده بود!

«کوله پشتی غلامرضا آمد اما خودش نیامد. ساعت مچی یادگار پدرش از مکه هنوز پس از شهادت در دست چپش کار می کرد اما قلب غلامرضای من دیگر کار نمی کرد.. سرم را روی سینه اش گذاشتم و گفتم السلام عیک یا ابا عبدالله ...» در ادامه مصاحبه خبرنگار نوید شاهد خوزستان با مادر این شهید گرانقدر را بخوانید.

دلش در پی مردم مستمند بود | از خلق و خوی کریم شهید کریم پور

«همیشه با افرادی دوست می شد که از لحاظ مالی ضعیف و مستضعف بودند و عقیده داشت اگر به این انسانها کمک شود قدر زندگی را بهتر میدانند.» آنچه خواندید گزیده ای از خاطرات خواهر شهید " ابوطالب کریم پور " است که نوید شاهد شما را به خواندن بخشی از این خاطرات دعوت می کند.

نارنجک یادگاری | خاطره ای شنیدنی از شهید اسماعیل بخش

« نارنجک از پهلوي گوشش گذشت و پشت سرش بر روي زمين افتاد و خوشبختانه منفجر نشد. او هم نارنجك را به عنوان يادگاري برداشت به خانه ‏آورد...» آنچه خواندید گزیده ای از خاطرات خواهر شهید " محمدحسین اسماعیل بخش " است که نوید شاهد شما را به خواندن بخشی از این خاطرات دعوت می کند.

گزارش تصویری | دهه فجر بر کردستانی ها چگونه گذشت

گوشه‌ای از اقدامات دهه مبارک فجر که به مناسبت چهل و یکمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و یادمان سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در راستای تجلیل از خانواده معظم شهدا و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در استان کردستان انجام گرفته است به صورت تصویری تقدیم حضورتان می شود. بیننده این تصاویر در نوید شاهد باشید.

مرا بگذار برای آن دنیا

مادر شهید روحانی «صادق محمدی» در روایت خاطرات شهید می‌گوید: پسرم می‎گفت: «ما بايد با خون جوانان اسلام آن‌ را زنده كنيم و شما دور مرا خط بكشيد. مادر، نمي‎توانم برايت در اين دنياكاري بكنم. مرا بگذار براي آن دنيا.

وقتی خواهری از میهمان نوازی برادر شهیدش می گوید

خواهر شهید نوجوان " غلامحسین سپهری " خاطراتی از میهمان نوازی برادر شهیدش نقل می کند که نوید شاهد خوزستان شما را به خواندن بخشی از این خاطرات دعوت می کند.

مسافری از بهشت |خاطره ای خواندنی از خواهر شهید موسوی نژاد

خواهر شهید " سید محمود موسوی نژاد " خاطره ای از برادر شهیدش نقل می کند که به حال و هوای روزهای انقلاب بر می گردد. نوید شاهد خوزستان شما را به مطالعه بخشی از این خاطرات دعوت می کند.

مصاحبه اختصاصی نوید شاهد با جانباز "علی اکبر کلاگر"| تانکر آبی که حائل من و ترکش های بمب شده بود جانم را نجات داد

جانباز 25 درصد "علی اکبر کلاگر " در گفتگو با نوید شاهد گلستان می گوید: « من بارها و بارها در جبهه مجروح شدم ولی هر بار با نیروی مضاعفی به صحنه جنگ باز می گشتم. یادم هست یک بار در جبهه غرب، پادگان ما زیر آتش عراقی ها قرار گرفت و تانکر آبی که بین من و بمب موشک قرار گرفته بود جانم را نجات داد،با این حال ترکش‌های حاصل از انفجار بمب ابتدا به تانکر اصابت کرد و بعد از سوراخ کردن تانکر در پهلوی من نشست! » در ادامه متن کامل این مصاحبه را می خوانید.

گزارش تصویری / راهپیمایی 22 بهمن در شهرستانهای خوزستان

مردم خوزستان وخانواده‌های معظم شهدا، جانبازان و ایثارگران شهرستانهای استان خوزستان در چهل و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، مصادف با چهلمین روز درگذشت سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی همزمان با سراسر کشور حماسه آفریدند و بار دیگر با آرمان‌های انقلاب تجدید بیعت کردند.در ادامه تصاویر نوید شاهد از این مراسم را می بینید.

اولین بار که جبهه را دیدم | خاطره ای از آزاده "علیرضا شریعتی"

«برای اولین بار بود که تجمع تانکها و نفربرها و نفرات دشمن را به چشم خود می دیدیم. همراهانم با یادداشت نکات لازم و شناسایی منطقه و ترسیم کروکی دستور برگشت را دادند و بعد از اینکه مقداری از مسیر را پیاده آمدیم نماز مغرب و عشا را به جماعت برگزار کردیم و در نیمه های شب به ستاد بسیج عشایر برگشتیم » آنچه خواندید گزیده ای از خاطرات آزاده " علیرضا شریعتی " است که نوید شاهد شما را به خواندن بخشی از این خاطرات دعوت می کند.
طراحی و تولید: ایران سامانه