مادر من همچنان كودكان مريض را مي ديدم كه چگونه بر پشت مادران زجر كشيده شان زير آفتاب سوزان در كنار درب بيمارستان به انتظار دكتر مي ايستادند، من كودكان گرسنه هم نوع خود را مي ديديم...
پس از تقديم عرض سلام اميدوارم كه انشاءالله هيچگونه نارحتي نداشته باشيد و سلام مرا به مادرم برسان وسلام مرا به خواهرانم برسان و از زبان من بگو كه هيچگونه ناراحتي نگراني در بين نيست به جز دوري ديدار شما و سلام مرا به برادرم آقاي ابوالفضل و بچه هايشان برسان و اميدوارم كه در زندگي ناراحتي و نگراني نداشته باشد و از طرف من هيچگونه ناراحت و نگران نباشيد.
فعلا که در پیشروی رزمندگان و این حمله تازه و دشمن دعا می کنید خوب مادر و پدرعزیزم من الان آنقدر خوشحال هستم که در این عملیات شرکت کردم و سرازپانمی شناسم و در پوست خود نمیگنجم ...
شهید عالیقدر « امراله سوری» در سال 1345 در تویسرکان چشم به جهان گشود. نام پدرش هوشنگ ومادرش صدیقه بود. شغل این شهید عزیز « بنایی» بود و در دوران دفاع مقدس به عنوان رزمنده ازطرف ارتش به جبهه اعزام شد...
می خواستم هدیه ای برایتان بفرستم که لایق روی منور شما باشد گل گفت: مرا بفرست که مظهر زیبایی و طراوتم سرو گفت: مرا روانه کن که مظهر بلندیم خار گفت: مرا روانه کن که در چشمان دشمنان نشینم ...
شهید مصطفی انجم افروز 64/5/24 در عملیات عاشورای 2 در منطقه عملیاتی چنگوله به شهادت رسیده است.
در ادامه بخشی ازیادداشت های شخصی مصطفی و همچنین نامه ای که به صورت خصوصی برای پدرش نوشته را میخوانیم.
برادرم رضا سلام برسانید و به او بگویید که درسش را نه برای خودش بلکه در راه اهداف انقلاب اسلامی ادامه دهد زیرا او و بقیه دانش آموزان امید و آینده این انقلاب هستند به خواهرم رقیه بگویید که او نیز درسش را به نحو احسن ادامه دهد و همواره در راه حفظ حجابش کوشا باشد ...
هر چه در این دنیا دارم، ارزش دارند اما من به دنبال ارزشی والاتر و برتر هستم؛ چيز باارزشى (اگر كشته شدن در راه خدا نصيب گردد) که همه رزمندگان اسلام آرزویش را دارند و آن آرزویی جز شهادت نیست.
پدرجان اينك كه لطف الهي شامل حال رزمندگان جانباز اسلام گشته و مي رود كه وعده الهي مبنی بر اينكه حق بر باطل پيروز است، تحقق يابد و شاهد پيروزي هاي پي در پي و شگفت آور سپاه اسلام در جبهه هاي نبرد باشیم.
پس بدان اين دوري از شهر و ديار هنوز راضيم نخواهد كرد و اين سختي ها هرگز راه گشايم بسوي فلاح نخواهد بود و تنها راهي و روزنه اميدي كه برايم مي ماند؛ دعاي خوباني چون تو و ديگر عزيزان وطن است. پس برايم دعا كن كه سخت محتاجم، سخت محتاجم...
خدایا شکرت می کنم که مرا از راحت طلبی ها جدا ساختی و به اینجا راهنمایی کردی خدایا در این گرد و خاکها و در این هوای گرم وسوزان ماندن و این گرسنه و تشنه ماندن هایم فقط برای رضای
شهید علیرضا امامی یگانه در نامه ای می نویسد: تفکر و تعقل از يادتان نرود و حداقل در يک شبانه روز نيم ساعتي به مسئوليت و اعمال خود و به مرگ فکر کنید و دقايقي هم به سوگ خود بنشينيد.