شهید "مصطفی امیری" در وصیت نامه اش می نگارد: مگر کسانی که در بمب گذاری ها و ترورهای منافقین به لقاالله می پیوستند چه کسانی هستند جز اینکه از بهترین فرزندان این آب و خاک مقدس بودند.
شهید رضا صفدریان نوزدهم تیر ماه سال ۱۳۴۶ در شهرستان همدان به دنیا آمد. پدرش محمد نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. در فعالیتهای انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت. ملبس به لباس سبز پاسداری راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. هفتم مهر ماه سال ۱۳۶۶ در سن ۲۰ سالگی در منطقه عملیاتی شلمچه به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست.
شهید "رضا صفدريان": بايد بگويم كه من خودم به خاطر هدفى كه داشتم و به خاطر راهى كه شناخته بودمش به اينجا پا نهادم و نه اين كه كسى من را به اينجا بياورد و يا اينكه كسى من را به زور آورده باشد و براى اينكه كسى كه زندگيش هدف دار باشد بايد در جهت هدفش عمل كند .
شهید "رضا صفدريان"، برای حضور در جبهه آرام و قرار نداشت. با پیگیری بسیار به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران درآمد و راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. بیست ساله بود که عارفانه ندای حق را لبیگ گفت و در کربلای شلمچه به مقام عندربهم یرزقون نائل آمد.
شهید مرتضى مهاجر: به كليه برادران تاكيد مىكنم كه تنها راه سعادت در راه خدا، یعنی شهادت را پيشه كنند، تا در سراى ديگر سربلند باشند و تا آخرين قطره خون خويش، پيام امام را بكار ببرند كه تنها راه سعادت همكارى با هم در راه سازندگى انقلاب است.
شهید مرتضی مهاجر، همزمان با سال های دفاع مقدس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پیوست و ملبس به لباس سبز پاسداری راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم رژیم بعث عراق دفاع نماید.
شهید حسنمراد سلیمانی پس از عضویت در بسیج مستضعفین به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ملحق شد و ملبس به لباس سبز پاسداری مشغول دفاع از مرزهای ایران در برابر تهاجم دشمنان اسلام و انقلاب شد.
شهید محمد تکلو بیغش، نيمي از قرآن را حفظ بود و مي گفت براي من که در ميدان جنگ هستم و هر لحظه امکان دارد مجروح شوم يا اسير و يا شهيد لذا بهترين مونس من در روي تخت بيمارستان یا در اسارت و يا در خانه قبر قرآن است. انس و تلاوت قرآن انسان را از آلوده شدن به گناه حفظ مي کند.
شهید مجيد فراهانى: سلام مرا به رهبر عزيزم برسانيد و بگوييد تا آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد. با خداوند پيمان مى بندم كه در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسين (ع) همراه باشم و سنگر او را خالى نكنم و تا هنگامى كه همه احكام اسلام در زير پرچم اسلامى امام زمان (عج) به اجرا در نيايد دست از مبارزه برنخواهم داشت.
شهید مجید فراهانی پس از پیروزی انقلاب و با آغاز سال های دفاع مقدس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پیوست و ملبس به لباس سبز پاسداری روانه جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع نماید.
شهید علی اصغر جامه بزرگ: چه معامله ای از این بهتر که خون بدهی و خونبهایت خدا باشد تا از آتش دوزخ رهایی یابی و فشار قبر نداشته باشی، در بهشت و در نعمتهای الهی غوطه ور باشی و همچنین با رسول الله و ائمه ی اطهار باشی و خداوند از سر تقصیراتت بگذرد و بتوانی دیگران را شفاعت کنی و نزد پروردگارت روزی بخوری. مگر این مقام را به غیر از راه شهادت میتوانی کسب کنی.
شهید علی اصغر جامه بزرگ با آغاز سال های دفاع مقدس لباس رزم به تن کرد و ضمن پیوستن به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، روانه جبهه های نبرد حق علیه باطل شد.
شهادت ما براى آنها چقدر گران تمام مى شود و مسلما امام و ملت سكوت نمى كنند و اين ضد انقلابى ها را نابود مى كنند زيرا اين خون حسين است كه مى جوشد و خون همه ما را به جوش مى آورد.
حضور در نماز جماعت و کسب فیض از محضر پدر، در کنار حضور در هیات های حسینی و مراسم های مذهبی، از او جوانی مذهبی و معتقد ساخت تا آنجا که با توسل به سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به آرزوی دیرینش یعنی شهادت نائل آمد.
همسرم من رفتم و تو ماندى با كوله بارى از مسئوليت. همسرم فراموش نكن جایی را كه من با وضو قرآن مى خواندم. نكند خداى ناكرده لحظه اى بى تابى كنى و يا مايوس شوى و يا نا اميد گردى كه از وظيفه سنگينت دور شده اى .
در کنار پدرش بر روی زمین کشاورزی کار می کرد و در همه امور کمک حال خانواده بود. در مبارزات انقلابی حضور فعال داشت و با آغاز جنگ تحمیلی ضمن عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، روانه جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. با وجود اینکه پدر 5 فرزند بود، در عملیات های مختلف شرکت کرد و در مرداد ماه 1366 به مقام والای شهادت نائل آمد.
شهید «حسنعلی کریم زاده بادرود» در وصیت نامه اش می نگارد؛ مادرم جهادت در این است که صبر داشته و صابر باشی و به شهادت فرزندانت خم به ابرو نیاوری و مرتب بچه هایت را به جنگ و جبهه تشویق کنی
روح من از شما گريه و شیون نمی خواهد، انتظارم چنين است که سلاح بر خاک افتاده ام را برداريد و جاي خاليم را در جبهه پر کنيد و يادم را با ادامه راهم جاويد نگاه داريد و بدانيد اي ايمان آورندگان که: " ان تنصروا لله ينصرکم و يثبت اقداکم "