شلمچه - صفحه 3

آخرین اخبار:
شلمچه
قسمت دوم خاطرات شهید «علی‌اصغر ابراهیمی‌ورکیانی»

من حنظله هستم

هم‌رزم شهید «علی‌اصغر ابراهیمی‌ورکیانی» نقل می‌کند: «شب عروسیش بود. یک ورق کاغذ از جیبم درآوردم و روی آن نوشتم: فردا اعزام است. یکی از بچه‌ها آن را به علی‌اصغر رساند. در جواب برایم نوشت: اگر فردا اعزام است، من هم حنظله هستم.»

هدف، خدمت در راه انقلاب است

برادر شهید «علی‌اصغر ابراهیمی‌ورکیانی» نقل می‌کند: «گفتم: شما می‌گین با بسیج برو، عده دیگه‌ای می‌گن با جهاد برو! نگاهم کرد و گفت: بین افراد اعزامی تفاوتی نیست. ببین در کجا مؤثرتری، نباید سردرگم باشی، هدف خدمته.»
خاطرات شفاهی همسران شهدا؛

تاکید بر پشتیبانی از ولی فقیه داشت

همسر شهید چایانی درباره سفارش‌های همسرش گفت: همواره به اطاعت و پشتیبانی از ولی فقیه تاکید داشت و می‌گفت نه جلوتر از ولی نه کنار، فقط پشت سر رهبری باشید.
وصیت نامه و دستنوشته شهید «حیدر عبدالعلی بهرامی»

تقوا پیشه کنید و راهم را ادامه دهید

تقوا پیشه کنید و راهم را ادامه دهید، اسلحه اى که با خون سرخم رنگین گشته، بردارید.

موکب فاطمیون به نیابت از شهدای گمنام برپا می‌شود

«موکب فاطمیون» به نیابت از شهدای گمنام در گلزار شهدای گمنام عالیشهر برپا می‌شود.

گزارش تصویری/ حضور دانش‌آموزان سمنانی در مناطق عملیاتی جنوب

دانش‌آموزان سمنانی در اردوی راهیان نور با حضور در مناطق عملیاتی جنوب کشور، با تاریخ دفاع مقدس و رشادت‌های رزمندگان آشنا شدند. در ادامه این تصاویر را ببینید.

ورود پیکرهای مطهر ۹۸ شهید تازه تفحص شده به کشور

پیکرهای مطهر  ۹۸ شهید تازه تفحص شده، صبح امروز از مرز شلمچه، به آغوش کشور و خانواده هایشان بازمی گردند.

آلبوم تصاویر شهید «علی اصغر قادری»

مخاطبان عزیز را به دیدن تصاویر پاسدار شهید «علی اصغر قادری» دعوت می‌کنیم.
زندگی‌نامه شهید «محمد آزادبخت»

از سلیمانیه تا شلمچه

شهید «محمد آزادبخت» در تاریخ اول بهمن ماه 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه به فیض شهادت نائل گردید.

تصاویر ماندگار|شهید «بهروز احمدپور»

نوید شاهد کرمانشاه، تصاویر دیده نشده از شهید«بهروز احمد پور» را تقدیم مخاطبان ارجمند می کند.
زندگینامه شهید «عابدین قیاسوند»

گاز‌های شیمیایی پایان التیام دردهایش بود

در شلمچه و باگاز‌های شیمیایی روانه دیدار با معشوق شد.

مراسم تشییع پیکر مادر شهید «علیرضا آملی» در کرج + تصاویر

پیکر مادر سردار شهید «علی‌رضا آملی» روز پنج‌شنبه بر دستان مردم شهیدپرور و هم‌رزمان فرزند شهیدش به خاک سپرده شد. تصاویر مربوط به این مراسم را ببینید.
سیری در کلام شهید «سیدرضا میری»

در تبلیغ دین اسلام بکوشید

شهید «سیّدرضا میری» از شهدای فرمانده دوران دفاع مقدس است. او در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: «ای كسانی كه پوينده راه اسلام هستيد، خود می‌دانيد كه تنها دين اسلام است كه موجب سعادت انسان‌ها است؛ پس سعی و كوشش كنيد در تبليغ آن و به اميد خدا موفّق هم خواهيدشد.»

آلبوم تصاویر شهید «عطاالله سلیمی خوشبخت»

آلبوم تصاویر شهید «عطاالله سلیمی خوشبخت» که پهلوانی قهرمان بود منتشر می‌شود.

آرامش قبل از طوفان در شلمچه+ عکس

جاده خاکی روی کانال ماهی وقتی به تبدیل به سه راهی شهادت؛ همان‌جایی که صدام شش هزار قبضه توپ و خمپاره عراق روی آن ریخت؛ حال تصویری از این جاده به‌یادگار مانده که می‌توان آن را «آرامش قبل از طوفان در شلمچه» نامید.
وصیت‌نامه شهید «محمدحسین درخشان راد»

پیرو مکتب اسلام و رهرو خط انقلابی امام باشید

شهید «محمدحسین درخشان راد» در بخشی از وصیت‌نامه‌اش می‌گوید: «به هیچ عنوان حتی یکدم اجازه شیطنت حتی بطور لفظی به آنان ندهید که آنان مزدورانی بصورت عروسک کوکی در دست جهانخواران و امپریالیست‌های شرق و غربند.»

وصیت نامه شهید «محمدعلی اعتدالپور»

محمد علی بیستم آذر 1340 در شهرستان شهرکرد به دنیا آمد. پدرش عوضعلی و مادرش حاجیه خانم نام داشت، دانشجوی دوره کاردانی بود و به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و یکم دی 1365 با سمت معاون فرمانده گردان در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر و پاها، شهید شد. پیکرش مدتها در منطقه بر جا ماند و دهم مهر 1367 پس از تفحص در بهشت دومعصوم زادگاهش به خاک سپرده شد. برادرانش جمشید و علی اصغر نیز به شهادت رسيده اند.

شهید «یدالله عبدالشاهی» به روایت تصویر/ قسمت دوم

به مناسبت سالروز شهادت شهید «یدالله عبدالشاهی»، تصاویر این شهید گران‌قدر برای علاقه‌مندان منتشر می‌شود.
مروری بر زندگی شهید«محمد سعید علیخانی»

شهادت در شلمچه، عملیات کربلای پنج

شهید«محمد سعید علیخانی» دوم خرداد 1347 در خانواده‌ای مذهبی در شهرستان هرسین دیده به جهان گشود و در تاریخ 25 دی‌ماه 1365 در منطقه شلمچه (عملیات کربلای 5 ) بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن بعثی به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

کاش جای بابا بودم!

خواهر شهید «یدالله عبدالشاهی» نقل می‌کند: «مادر گفت: برو از یک‌جا خبر بگیر! من دیگه طاقت ندارم! یدالله با لبخندی زیبا که روی لب‌هایش نقش بسته بود، گفت: کاش من به جای بابا بودم و شهید می‌شدم. می‌دونی کنار خانه خدا شهید شدن چه سعادتی داره!»
طراحی و تولید: ایران سامانه