شهید يعقوب حيدري خيلي انسان صادقي بودند و هميشه در برخورد و صحبتها و حركاتش، صداقت و درستي را مد نظر داشت و هميشه به ما صداقت را توصيه مي كرد. شهيد حيدري فردي واقعاً باشهامت ، صادق، پرهيزكاري بود.
شهید ابراهیمی معتقد به نظام جمهوري اسلامي و پشتيبان جمهوري اسلامي و پشتيبان ولايت فقيه بود و بارها شنیده می شد که می گفت: «پشتیبان ولایت باشید تا نظام آسیب نبیند.
روز شهادت رضا من شهادت را از چهره برادرم آموختم و شهامت و ايثار را نیز از مادرم آموختم. شهادتي كه از حسين(ع) به برادرم و شهامتي كه از حضرت زينب كبري(س) به مادرم به ارث رسيده بود.
خدايا از تو مى خواهم كه در مقابل گلوله هاى كفار ترسى به دلم راه ندهى و به امتحانم نكشى و هر گلوله اى كه از دشمن به من اصابت كند، به خاطر تو و اسلام عزيز و قرآن كريم دردش را تحمل خواهم كرد.
با عشق و علايق ديني به اسلام و انقلاب و رهبري، خانواده و عشاير روستا را به طرفداري از انقلاب دعوت مي كرد و عامل موثري در به وجود آوردن وحدت بين شيعه و سني در حد وسع خود بود.
شهید بصیرتی ازياوران وپشتيبانان سپاه اسلام بود که دهم مهر سال 63 در زادگاهش در اثر حملات توپخانه ای و اصابت تركش توپ توسط بعث ظالم شربت شهادت را نوشيد.
شوراي روستای «ورده» بود و كارهاي آبادي را نظم مي داد و نسبت به تهيه ارزاق عمومي و گرفتن سهم مردم آن روستا و توزيع عادلانه در بين مردم با برادران سپاه، همكاري مي كرد.
گاهی سر دردِدل مادری می نشست و می گفت: «مادر جان به سرت قسم، تا عمردارم علاقه ام را از انقلاب و امام كم نمي كنم و قول مي دهم تا آخرين قطره خون و آخرين گلوله تفنگم از خون شهيدان و امر حضرت امام راحل(ره)و دفاع از وطن دست برندارم.»